رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : مَن ماتَ على شيءٍ بَعثَهُ اللّه ُ علَيهِ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس با هر چيزى [از اعمال و صفات ]بميرد، خداوند او را با همان برمى انگيزد

 

ناصر بهرامی كرمانشاهی

در جهان هستی انسان‏هایی وجود داشته و دارند که سبب فرهنگ سازی در جوامع شده‏اند. تمدن و فرهنگ را نباید در عمران و آبادی مادی و آثار باستانی خلاصه کرد. انسان‏هایی هستند که با علم و عمل، بنیۀ معنوی و اخلاقی جامعۀ بشری را تقویت کرده، سبب بیرون رفت از معضلات زندگی ماشینی شده و می‏شوند. در طول تاریخ، عالمان و صالحان بزرگی در اقصی نقاط جهان وجود داشته‏اند که پناهگاه معنوی و اخلاقی انسان‏ها بوده‏اند. انصافاً رنج‏ها و سختی‏های فراوانی متحمل شده‏اند تا افراد جامعه را به سوی کمال الهی هدایت کنند. این عالمان با علم و عمل، فرهنگ و تمدن هر دیار را سامان داده‏اند.

 

بی تردید عالمی که عمل نداشته باشد، مانند پرنده‏ای است که یک بال نداشته باشد. بسیار روشن است که چنین پرنده‏ای قادر به پرواز نیست. عالمی که فاقد عمل باشد، علمش در راه کسب درآمد و جاه طلبی مصرف می‏شود، لذا باید به دنبال عالمان ربانی که علم را با عمل درآمیخته‏اند رفت و آنان را مورد تکریم قرار داد، چنانکه از عالمان با عمل در ملکوت آسمان‏ها با عظمت یاد می‏شود.

 

 

امام صادق علیه السلام می‏فرماید:

 

مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ وَ عَمِلَ بِهِ وَ عَلَّمَ لله دُعِي فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِیماً فَقِیلَ تَعَلَّمَ لله وَ عَمِلَ لله وَ عَلَّمَ لله؛[279] هرکس علم را فرا گیرد و به آن عمل کند و برای خداوند آن را به دیگری تعلیم دهد در ملکوت آسمان‏ها از او با عظمت یاد می‏شود و گفته می‏شود او برای خدا علم آموخته و برای خدا عمل کرده و به خاطر خداوند آن را آموزش داده است.

 

از این دسته، عالمان صالح و عامل همواره در غرب کشور ایران اسلامی بویژه کرمانشاهان بوده‏اند که خود را وقف مردم کرده، برای ارتقای علمی، معنوی و فرهنگی آن دیار تلاش‏های فراوانی نموده‏اند. برای تکریم و شناخت بهتر این عالمان و شخصیت‏ها نوشتار حاضر، تدوین شده تا بدین وسیله از زحمات آنان قدردانی شود.

 

کرمانشاه، عالمان، راویان و شخصیت‏های بنام و شعرای بزرگ بسیاری داشته و در این مورد کتاب‏هایی نوشته شده است، اما می‏طلبد محققان و پژوهشگران دائرةالمعارفی برای معرفی عالمان و شخصیت‏های کرمانشاه تدوین کنند تا حق تمامی عالمان و شخصیت‏های آن دیار ادا گردد.

 

لازم است به سهم خویش از تمامی نویسندگان و پژوهشگران كه در معرفی كرمانشاه، مخصوصاً عالمان و شخصیت‏های آن دیار تلاش و كوشش کرده‏اند صمیمانه تشکر کنم، خصوصاً از جناب آقای محمّد علی سلطانی نویسندۀ کتاب «تاریخ تشیع در کرمانشاه» که انصافاً مجموعۀ خوبی را تدوین کرده‏اند که البته کافی نیست.

 

در این جا یادآوری چند نکته را برخود لازم می‏دانم:

 

عالمان و شخصیت‏هایی که در این نوشتار از آنان یاد شده، کسانی‏اند که به نوعی کرمانشاهی محسوب می‏شوند، آنان یا در کرمانشاه به دنیا آمده‏اند یا پدران و اجدادشان در کرمانشاه بوده‏اند و یا کسانی‏اند که به کرمانشاه هجرت نموده، تا آخر عمرشان در آن دیار به امر تبلیغ و تقویت بنیۀ علمی و فرهنگی آن سامان پرداخته‏اند.

 

در ضمن، کرمانشاه پذیرای عالمان غیر کرمانشاهی بسیاری بوده که برای ترویج مذهب از طرف مراجع و علمای وقت یا بر حسب وظیفه به آن دیار هجرت و انجام وظیفه کرده و سپس باز گشته‏اند.

 

در استان کرمانشاه، خاندان‏های معروفی وجود داشته که بیشتر عالمان یاد شده در این نوشتار از همان خاندان‏اند. خاندان آلآقا، خاندان نجومی، میبدی، جلیلی، فیض مهدوی، شهرستانی، صدوقی، محمّدی عراقی، کزازی و... .

 

در پایان از تمامی پژوهشگران و محققان کرمانشاهی تقاضا می‏کنیم برای احیای این عالمان و بزرگان دست به قلم برده، حق آنان را به جامعۀ اسلامی، مخصوصاً مردمان آن دیار ادا نمایند.

 


 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

 

الف. عالمان کرمانشاهی قرن سیزده

 

1. آیت الله سیّدحسن نجومی

 

سیّدحسن نجومی جد اعلای آیت الله سیّد مرتضی نجومی است. وی در روز دوشنبه دوازدهم ماه شعبان 1212ق. به دنیا آمد. او منجمی عالیقدر و ریاضیدان ماهر و در علوم اسلامی مجتهد بود. او تقویم‏های دست نویسی را در کمال صحّت و زیبایی به رشتۀ تحریر در می‏آورد که یکی از آن‏ها در کتابخانۀ آیت الله سیّد مرتضی نجومی در کرمانشاه موجود است.[280]

 

2. آخوند ملا عباسعلی کزازی

 

وی یکی از عالمان بزرگ کرمانشاه بود و از ملاعبدالاحد و چندی نزد آقا محمّد علی کرمانشاهی استفاده نمود. مقبرۀ او نزدیک مقبرۀ آقا و بر سر راه مصلای قدیم مشهور به مقبرۀ ملاعباسعلی است.[281]

 

3. آخوند ملا عبدالاحد کزازی

 

وی عالمی بارع و فاضل بود. در ایام ورود آقا محمّد علی کرمانشاهی [بهبهانی] در کرمانشاه، اواخر عمر خویش را سپری می‏کرد. سیّدعبداللطیف تستری می‏فرماید: او جوانی مستعد، فاضل و دارای اخلاق پسندیده بود و مقداری از مسائل هیئت و نجوم را نزد من خواند، و مقام شیخ الاسلامی[282] را از طرف سلاطین به عهده داشت. نویسندۀ مرآت الاحوال، شرح حال او را بیان کرده است.[283]وی در سال 1223ق. وفات نمود.[284]

 

4. آخوند ملا عبدالجلیل

 

عبدالجلیل از علمای کرمانشاه و از شاگردان وحید بهبهانی بود[285]و در علوم عقلی و نقلی احاطه کامل داشت. او اهل کرکوک عراق بود و برای تحصیل به کربلا رفت و از عالمان آن دیار کسب فیض کرد. وی به دلایلی کرمانشاه را برای اقامت انتخاب کرد. او در اواخر عمر عزلت اختیار نموده، معاشرت خود را با مردم قطع کرد[286] و مقام زعامت را به فرزند وحید بهبهانی، معروف به آقا محمّد علی سپرد. وی در سال 1219ق. دعوت حق را لبیک گفت و بنا بر وصیت خودش وی را در بیرون شهر در مسیر زوار کربلا دفن نمودند.[287] محل دفن وی در گورستان قدیم فیض آباد می‏باشد که هم اکنون به صورت پارک عمومی درآمده است. تنها مقبرۀ ملاعبدالجلیل زنگنه کرکوتی باقی مانده است. در زمان وی مسجدی از طرف میرزا شفیع خان زند، در محلۀ فیض آباد برای اقامۀ جماعت او بنا شد.[288]

 

5. آیت الله آقا محمّد علی کرمانشاهی

 

أقا محمّد علی بهبهانی، معروف به کرمانشاهی فرزند مرحوم محمّد باقر اصفهانی مشهور به وحید بهبهانی، در روز جمعه 26 ذیحجه سال1144ق. در کربلا دیده به جهان گشود و در علوم مختلف از جمله فقه و اصول، تفسیر و تاریخ، حدیث و رجال متبحّر بود.[289]

 

آقا محمّد علی در بهبهان نزد پدرش به تحصیل پرداخت، سپس به همراه پدر به کربلا مهاجرت نمود. چند سالی در آن‏جا به تدریس و افاده و استفاده و تألیف اشتغال ورزید، سپس به کاظمین رفت و تا سال طاعون (1186ق. ) در عراق مقیم بود. وقتی بیماری طاعون در عراق گسترده شد به اصرار پدر به ایران مهاجرت نمود و در شهر کرمانشاه اقامت کرد و خود و فرزندانش به کرمانشاهی معروف شدند و منشأ خدمات فراوانی در آن منطقه گشتند.

 

آن جناب چهار پسر عالم و دانشمند به نام‏های آقا محمّد جعفر، آقا احمد، آقا محمّد اسماعیل و آقا محمود داشت.[290] وی سال1216ق.[291] در کرمانشاه، اوّل زوال روز جمعه و عید مبعث در اثنای نماز ظهر و عصر به جهان باقی شتافت و مرقد مطهرش در کرمانشاه، معروف به «سر قبرآقا» ملجأ مردم آن دیار است.[292]

 

ایشان با تمامی گرفتاری‏ها و مسافرت‏ها توانست تألیفاتی از خود به یادگار بگذارد که قریب به 37 عنوان می‏باشد.[293] برخی از تألیفات او عبارت‏اند از: مقامع الفضل؛ مظهر المختار في حکم النکاح مع الاعسار؛ فتاح المجامع شرح مفاتیح الشرایع؛ شرحی بر مبحث امامت شرح تجرید؛ رساله منع المنع؛ حاشیه‏اي بر مدارک و مسالک؛ رساله‏اي عملیه علویه در پاسخ مسائل جبلیه؛ العوائد در اصول عقاید و... .[294]

 

6. آقا حبیب الله کرمانشاهی

 

آن جناب فرزند آقا عبدالله، فرزند آقا محمّد ‏جعفر فرزند محمّد علی، فرزند وحید بهبهانی است. او عالمی حکیم و سخنوری توانا بود. وی در سال 1214ق. وفات کرد. تفسیر سوره توحید از او به یادگار مانده است.[295]

 

 

 

7. آقا عبدالله آلآقا (امام جمعه)

 

یکی از مفاخر خاندان آلآقا محمّد علی [بهبهانی]، آقا عبدالله فرزند آقا محمّد ‏جعفر است. او در جوانی به مرتبۀ اجتهاد رسید. گفته شده:

 

از همان اوایل از کسی تقلید نمی‏کرد، بلکه عمل به احتیاط می‏نمود.[296]

 

صاحب روضات که هم عصر وی بوده، در ذیل شرح حال جدش آقا محمّد علی از وی تمجید بسیار نموده و می‏گوید:

 

وی از ارکان علما و فقهای ما است که در کرمانشاه ساکن و به اقامۀ جمعه و جماعت مشغول است.[297]

 

در کتاب کیمیای هستی عبارتی از مرحوم شیخ عبد الحسین طهرانی (شیخ العراقین) در حق تصدیق آقا عبدالله در بطلان وقفیت ملکی که به تزویر و تقلب برای آن وقفنامه جعل نموده بودند چنین نوشته است:

 

بسم الله تعالی اتباع حکم مرقوم جاري بر طبق قواعد و موازین متقنه شریعه صادر از جناب شریعت مأب علّام فهّام، مقتدی الانام، مرجع الفتاوی و الاحکام، فخّار الاسلام، زبدة الفقهاء الأجلّة الکرام و نتیجة الأعاظم من العلما الفخام، المحقّق المدقّق النبیل، و العالم الاوحدي الجلیل، وحید عصره، و فرید مصره، فخر المجتهدین، زین الملّة و الدّین، آقا عبدالله سلّمه الله و ابقاه، برکافّة مؤمنین واجب و تخـلّف از آن حرام و موجب سخط خلّاق عالمیان جلّت عظمته مي‏باشد.[298]

 

وی از علمای مجاهد به حساب می‏آید. در سال1273ق. که نیروهای انگلیسی به منظور منصرف ساختن ایران از محاصرۀ هرات، بوشهر را اشغال کردند، آقا عبدالله و سایر علمای کرمانشاه، مانند علمای دیگر شهرهای کشور بر ضد انگلیسی‏ها اعلام جهاد کردند و آقا عبدالله سخنرانی پُر شوری در مسجد جامع کرمانشاه برضد انگلیسی‏ها ایراد کرد.[299]

 

وفات آقا عبدالله در سال 1289ق. در کرمانشاه اتفاق افتاده است. وی در مقبرۀ خانوادگی آلآقا مدفون است. بعضی تاریخ وفات وی را 1288ق. نوشته و او را مدفون در کربلا نزد باب السدره می‏دانند که صاحب کتاب کیمیای هستی این مطلب را اشتباه می‏داند. او می‏گوید:

 

فرزند آن مرحوم، آقا عبدالمحمّد در آن‏جا مدفون است، نه خود او.[300]

 

آن جناب در ده موضوع مختلف علمی (کلام، فقه، اصول، تفسیر، حکمت، حدیث، حساب، نحو، منطق و بلاغت) تصنیف داشته و به نام پدرش آقا محمّد ‏جعفر موسوم نموده است. وی رساله‏هایی در عصیر عنبی، اختلاف وکیل و موکل، طلاق رجعی و خلعی، قاعدۀ لاضرر، کشف القناع و رساله‏ای در منجزات مریض[301]داشته است.

 

8. آقا عبدالمحمّد کرمانشاهی

 

آقا عبدالمحمّد، فرزند آقا عبدالله فرزند آقا محمّد ‏جعفر، عالمی فقیه و جلیل بود. امام قلی میرزا عمادالدوله حاکم کرمانشاه مسجد و مدرسه‏ای (مسجد و مدرسۀ عمادالدوله) برای او بنا نمود تا در آن‏جا اقامۀ نماز و تدریس کند. وی از شاگردان شیخ زین العابدین مازندرانی بود. او به سال1303ق. وفات کرد. در محل دفن او دو قول وجود دارد: یکی اینکه در مقبرۀ جدش آقا محمّد علی در کرمانشاه[302] و دیگری اینکه در باب السدره کربلا مدفون گردیده است.[303]

 

9. آقا محمّد اسماعیل کرمانشاهی

 

آقا محمّد اسماعیل، فقیهی اصولی بود.[304] آقا احمد، فرزند محمّد علی در مرآتالاحوال، ایشان را چنین ستوده است:

 

عالم فاضل کامل نبیل مقدس، زاهد صالح جلیل بی بدیل، آقامحمّد اسماعیل اطال الله بقائه - ولادت با سعادتش در سال 1192ق. در دار المزار رشت اتفاق افتاده است. تحصیلاتش را چندی در محضر والد بزرگوار و مدتی در خدمت برادر نامدار و زمانی نیز در خدمت میر سیّدعلی - صاحب ریاض المسائل- گذرانده است.[305]

 

وی در سال 1231ق. دار فانی را وداع گفت.[306]

 

10. آقا محمّد صالح کرمانشاهی

 

محمّدصالح، فرزند محمّد اسماعیل، فرزند محمّد علی، فرزند محمّد باقر بهبهانی در کرمانشاه متولد گردید. در تتمۀ امل الآمل آمده است:

 

وی از اجلۀ عالمان کرمانشاه و امام جمعه و جماعت در آن دیار بوده است. وی حاکم مطاع در رفع حاجات و خصومات مردم و از مشاهیر علمای عصر خویش و هم عصر با صاحب جواهر و شیخ مرتضی انصاری بود. او در محرم سال 1281ق. در کرمانشاه وفات کرد و در کربلا نزد باب السدره در حجره‏ای مدفون گردید.[307]

 

11. آقا محمّد مهدی

 

محمّدمهدی، فرزند مولا محسن، فرزند مولا سمیع کرمانشاهی، از شاگردان محمّد تقی صاحب محشی المعالم بود[308] و در سال1280ق. وفات یافت. تألیفات وی عبارت‏اند از: شرح الشرایع در دو جلد، الفرائد منظومه در کلام، الکشکول، مجامع الآمال در اخلاق، منظومه در کلام، المعراج.[309]

 

12. آقا محمّد تقی کرمانشاهی

 

آقا محمّد تقی کرمانشاهی فرزند آقا محمّد ‏جعفر، فرزند آقا محمّد علی، از افاضل خاندان آل‏آقا به شمار می‏آید. وی در کرمانشاه متولد شد و به تاریخ 17ربیع الاول سال 1299ق.[310]در نجف اشرف به رحمت خداوندی پیوست. او دارای تألیفاتی در فقه، اصول و ادب از جمله، شرح زبدة الاصول و حاشیه بر حاشیۀ ملا عبدالله در منطق و تعلیقه بر مبادی الاصول است.[311]

 

13. آیت الله آقا احمد کرمانشاهی

 

آقا احمد، پسر دوم آقا محمّد علی کرمانشاهی [بهبهانی] از علمای بزرگ خاندان آلآقا است. وی از نوابغ روزگار خود بود و از نظر علم و وجاهت می‏توان او را شبیه پدرش آقا محمّد علی دانست. ولادت آن جناب به سال1191ق.[312] در کرمانشاه بود. او سپس به شهر قم رفت و بعد از چندی به کرمانشاه بازگشت. وی در شش سالگی شروع به درس خواندن کرد و در سن حدود هشت سالگی به تحصیل صرف و نحو و منطق و کلام و... پرداخت و در نزد پدر بزرگوارش بهره‏مند شد. او در حدود سن پانزده سالگی شروع به تألیف نموده، سپس به قصد زیارت عتبات و کسب درجات عالیه به آن دیار هجرت کرد و از علمای آن دیار استفاده‏ها بُرد، و در همان جا ازدواج کرد.[313]

 

آیت الله آقا احمد از شیخ جعفر کبیر، میرزای قمی، آقا سیّد علی صاحب ریاض، میرزا محمّد مهدی شهرستانی، آقا سیّدمحمّد مجاهد و دیگران به دریافت اجازه نایل آمد.[314]

 

آقا احمد در سال 1235ق. و به قولی در سال 1243ق. درکرمانشاه[315] دار فانی را وداع کرد و در همان دیار، در مقبرۀ پدرش مدفون گردید.[316]

 

آقا احمد حدود 33 تألیف در عناوین مختلف فقه، اصول، تفسیر، عقاید، احکام، ادبیات عرب و تاریخ نگاشته که از آن جمله، تفسیر قرآن مجید، غزوات امیر المؤمنین، تحفة الاخوان در تاریخ مشاهیر انبیا و خلفا و ائمه اطهار، ربیع الازهار در اصول، تنبیه الغافلین، رساله فیضیه، مرآت الاحوال و... می‏باشد.[317]

 

 

 

 

 

14. آیت الله آقا محمّد ‏جعفر کرمانشاهی

 

مرحوم آقا محمّد ‏جعفر، فرزند آقا محمّد علی، فرزند وحید بهبهانی در 26جمادی الاخری[318] سال 1178ق. در کربلای معلی دیده به جهان گشود. با پدر مرحومش به ایران آمد و مدتی در قم در خدمت فاضل کامل، جناب میرزا ابو القاسم جاپلاقی (میرزای قمی) و پدر ارجمندش به استفاده مشغول گردید.[319]

 

درکتاب‏های مختلف مانند طبقات اعلام الشیعه، اعیان الشیعه، مکارم الآثار و... بر دو نکته دربارۀ ایشان اتفاق دارند: یکی حسن معاشرت و اخلاق پسندیده و دیگر احاطۀ وی به علوم مختلف آن زمان، به خصوص در فقاهت.

 

سرانجام این عالم بزرگ در سن هشتاد و یک سالگی به سال 1259ق. (چنان که بر سنگ مزارش نوشته‏اند)[320] در کرمانشاه وفات یافت و در آرامگاه خانوادگی آلآقا مدفون گردید.[321]

 

در سال1352ق. کتابخانۀ او طعمۀ حریق شد. به گواهی کتاب‏های نیم سوخته، ایشان آثار فراوانی داشته است، لیکن باز هم متجاوز از30 اثر از ایشان به یادگار مانده است که از سوی مؤسسۀ وحید بهبهانی به چاپ رسیده و به شرح ذیل است:

 

الانسان الکامل فی الاخلاق؛ انیس الطلاب؛ انیس العوام؛ تحفة الابرار؛ التحفة الجعفریه؛ التذکرة فی شرح التبصره؛ التکملة فی شرح التبصره؛ الجواهر البهیة فی ترجمة الاحکام الاهیه؛ حاشیه بر وافیة الاصول؛ حاشیه شرح باب حادی عشر؛ حاشیه علی شرح العمیدی؛ حاشیه مراح الارواح؛ حاشیه معالم الاصول؛ الرسائل الکثیره؛ ردّ طریقة النجاه؛ رساله ارث؛ رساله سؤال و جواب متفرقه؛ رسالة فی الحج؛ رسالة فی الکلام؛ رسالة فی المکاسب؛ شرح مختصر النافع؛ العطایا و المروان؛ الفقه الاستدلالی الکبیر؛ مجموعة خطب الجمعه و الاعیاد من انشائه؛ المصابیح المنیعه فی شرح مفاتیح الشرایع؛ مفتاح الجامع؛ مقتل؛ منتخب الاصول؛ منهج السداد فی شرح ارشاد العباد؛ نهج الرشاد فی ارشاد العباد؛ الوجیزة فی الاصول الائمه.[322]

 

15. آیت الله آقا محمود آلآقا

 

آقا محمود، پسر چهارم آقا محمّد علی کرمانشاهی است که در سال 1200ق. در کرمانشاه متولد شد. وی در بدو امر در نزد پدر تحصیل و از محضر صاحب ریاض و شیخ محمّد ‏جعفر کاشف الغطا استفاده نمود، سپس جهت کسب مراتب عقلیه و مدارج علمی به اصفهان رفت. وی پس از اتمام مدارج علمی به شهر نهاوند هجرت کرد و در آن‏جا به ارشاد و هدایت مردم پرداخت، سپس به قم و بعد به تهران رفت. او پس از مدتی عالم اول تهران شناخته شد. از ایشان مسجد و مدرسه‏ای به نام آقا محمود، واقع در بازارچه مروی سمت پامنار به یادگار مانده است.[323]

 

برای تاریخ وفات آقا محمود کرمانشاهی دو نقل در الذریعه وجود دارد: یکی 1269ق.[324] و دیگری 1271ق.[325] و هر دو نقل وفات او را در تهران گفته‏اند.

 

از آیت الله آقا محمود حدود 30 اثر در عناوین مختلف، فقه، اصول، کلام، اخلاق، رجال و... به جا مانده است، از قبیل:

 

رجال آقا محمود کرمانشاهی؛ سبیل الرشاد؛ شرح مفاتیح الشرایع (فقه)؛ هدایة الطالبین و ارشاد الراغبین؛ عکوس الشموس (فقه استدلالی)؛ شرح دعاي سمات؛ معجون الهي؛ تحفه ناصري؛ تنبیه الغافلین؛ ایقاض الراقدین؛ رساله‏اي در اصول؛ رساله‏اي در فقه؛ جنة الواقیه؛ رساله‏اي در صلاه؛ رساله‏اي در احوال رجال؛ کشف الحجب و... .[326]

 

16. آیت الله ملا حسین حاج آخوند

 

ملاحسین حاج آخوند از عالمان و فقیهان طراز اول تاریخ کرمانشاه بود. او در اصفهان متولد شد. در نجف اشرف تحصیل کرد و در کرمانشاه به تبلیغ دین پرداخت. وی در جریان مشروطیت به قصد هدایت و قطع دست ظالمان از سر مردم کرمانشاه در کنار سایر عالمان و فقیهان، فعالیت‏های زیادی انجام داد. مدفن وی در قبرستان وادیالسلام نجف اشرف است.[327]

 

17. حاج آقا محمّد فرزند آقا محمود فرزند آقا محمّد علی کرمانشاهی

 

آقا محمّد در تهران زندگی می‏کرد. اعتماد السلطنه دربارۀ او می‏نویسد:

 

از مشاهیر مشایخ و نبهاء فقهای سلسلۀ بهبهانیه بود و در مسجد حکیم دارالخلافه، امامت جماعت می‏نمود و از خاطر عاطر همایونی (ناصرالدین شاه) نسبت به آن جلیل و فاضل نجیب اصیل اقبالی زاید الوصف مصروف می‏افتاد. حاج آقا محمّد به سال1301ق. رحلت نمود و در مقبرۀ خانوادگی واقع در صحن حضرت فاطمه معصومهI مدفون گردید.[328]

 

18. سید ابراهیم فرزند محمّد موسوی دزفولی کرمانشاهی

 

سید ابراهیم در کرمانشاه متولد و در کربلا ساکن شد و در همان مکان در سال حدود 1300ق. وفات کرد.[329] وی در سلک اخباریون و اعلام بنام کربلا بود.[330] برخی وفات وی را قبل از سال1300ق.[331] دانسته‏اند. در الذریعه گفته شده: متوفی بعد سنه 1265ق.[332] می‏باشد. برای او آثاری وجود دارد، از جمله:

 

تقریرات في الفقه؛ الحاشیه علي الحدایق الناضره؛ رسالة في الارث؛ رسالة في العقاید؛ شرح حدیث تعلموا الفرایض فانها نصف العلم؛[333] رسالة في زمان بین الطلوعین؛ والتسبیح في الاخرتین؛ رسالة في التخییر بین القرائه.[334]

 

19. سید میرزا جعفر فرزند ابی الحسن عاملی

 

وی عالمی فقیه و ادیب، متولد نجف بود و از شاگردان فقه و اصول علی مهدی فرزند علی فرزند شیخ جعفر کاشف الغطا بود. او از عالمان تهران، سپس کرمانشاه بود و رحل اقامت در کرمانشاه کرد، و در اواسط رمضان 1297ق. وفات نمود. از آثار وی حاشیۀ قوانین و دیوان شعر است.[335]

 

20. شیخ آقا عبدالاحد کرمانشاهی

 

عبدالاحد، فرزند شیخ عبدالجلیل و جدّ شیخ عبدالرّحیم است. وی عالمی کامل و تحصیل کرده در کرمانشاه بود.[336]

 

21. شیخ آقا عبدالصّمد کرمانشاهی

 

عبدالصّمد فرزند دوم حاج شیخ عبدالجلیل است. ایشان از اعلام و فضلای بنام کرمانشاه بود. شیخ آقا بزرگ تهرانی در کرام البررة فی قرن الثالث بعد العشرة شرح حال وی را بیان کرده است.[337]

 

 

 

22. شیخ ابوالقاسم کرمانشاهی

 

شیخ ابوالقاسم، عالمی فاضل، با تقوا و دارای کمال، داماد آقا محمّد علی کرمانشاهی [بهبهانی] که در کرمانشاه ساکن بود و در همان جا مدفون است. وی از شاگردان سیّد میرزا محمّد ‏جعفر شهرستانی بود.[338]

 

23. شیخ حسین کرمانشاهی همدانی

 

وی در کرمانشاه متولد شد و در همدان متوطن و مشغول علوم دینیه شد و سپس برای تکمیل علوم خود در اصفهان اقامت نمود. اساتید او حاج میرزا علی نقی فرزند ملارضا همدانی و سید میرزا محمد هاشم موسوی خوانساری و حاج ملاعلی تویسرکانی بودند. وی عالمی متبحّر و جامع علوم اسلامی در عصر خویش بود و دارای تألیفات و تصنیفاتی در مباحث مختلفی مانند رجال، حدیث، درایه، کلمت، کلام، عرفان، طب، لغت، تفسیر، شعر و... می‏باشد. از جمله آن تألیفات، شرح فوائد الاصول، الوجیزة فی الدرایة، رسالة فی الارث، الرد علی الاخبارین، الدروس، شرح تبصرة المتعلمین و... است.[339]

 

24. شیخ علی اکبر کرمانشاهی

 

شیخ علی اکبر، عالمی فقیه و عارفی صوفی مسلک بود که در سال 1268ق. در تهران محبوس شد. چنان که گفته شده، معلوم نیست، حبس او به چه جهت بوده است. «العجب العجاب» از تألیفات اوست.[340]

 

25. شیخ محمّد فرزند عبدالله کرمانشاهی

 

شیخ محمّد، عالمی فاضل و فقیهی بود که در قرن 13 قمری زندگی می‏کرده است. وی تحقیقی دارد به نام «الخلع».[341]

 

26. شیخ محمّد علی واعظ کرمانشاهی

 

وی اهل کرمانشاه بوده است. او مدتی در غربت به وعظ و ارشاد مشغول بوده است. وی به تصوف و عرفان تمایل داشته و «نجاة السالکین»، «سفینة النجاة» از آثار اوست.[342]

 

27. شیخ محمّد فیض مهدوی

 

شیخ محمّد، پدر محمّد مهدی فیض مهدوی متوفّای 1296ق.[343] یا 1298ق.[344] از عالمان و فقیهان بزرگ کرمانشاه بود که نقش مهمی در ایجاد و گسترش فرهنگ دینی آن مرز و بوم ایفا کرد.[345]

 

28. شیخ محمّد کرمانشاهی

 

شیخ محمّد، فرزند شیخ جعفر، فرزند مولی محمّد، فرزند عاشور کرمانشاهی مشهور به شیخ محمّد شیخ رضایی است، به جهت اینکه قائم مقام عموی خود شیخ رضایی بوده است. وی به سال1294ق. وفات نمود. وی در فقه و اصول دو جلد تألیف دارد: الخیارات، التقریرات.[346]

 

29. شیخ یوسف، فرزند محمّد علی کرمانشاهی هزار جریبی

 

وی از شاگردان مولا محمّد ‏جعفر شریعتمدار استرآبادی در استرآباد بود.[347]

 

30. علامه حاج مولا محمّد بن عاشور کرمانشاهی

 

علامه مولا محمّد در کرمانشاه به دنیا آمد، ولی از تاریخ تولد و وفات او اطلاع دقیق در دست نیست.[348] وی از علمای بنام عصر خویش کسب فیض نمود و اجازات بسیاری از اعلام بنامی همچون، سید علی بن محمّد طباطبایی صاحب ریاض المسائل و سید محمّد مهدی بن مرتضی طباطبایی بروجردی ملقب به بحرالعلوم داشت.[349] وی در تهران رئیس و مرجع و معاصر فتحعلی شاه قاجار بود.[350] او چنانکه در الذریعه آمده در سال1250ق. وفات یافت.[351] از وی آثاری به یادگار مانده، از جمله:

 

رسالة فی ارث الزوجه من قیمة العقار؛ الحبوه؛ شرح طهارة القواعد؛ شرح الفیة الشهید؛ شرح التبصره؛ رسالة فی ضربات التیمم؛ رسالة فی القرض؛ رسالة فی صلاة الجمعه؛ کشف اللثام عن وجه المرام؛ شرح منظومه؛ آیات العموم فی خطاب المعدوم؛ بشارة الفرج؛ بیع الوقف؛ ارجوزة فی اصول الفقه لبعض الاصحاب؛ احکام العقود؛ تحقیق الحق فی وجوب الجمعة عیناً؛ الجبر و الاختیار و البداء؛ جلاء الشبهات؛ الغنیمه؛ رسالة فی نفقة الزوجه و... .[352]

 

31. مولا محسن بن محمّد سمیع کرمانشاهی

 

مولا محسن ازعلمای قرن 13 قمری و دارای آثاری است، از جمله:

 

الدرر البهیه؛ شرح تبصرة المتعلمین؛ التجوید؛ حاشیه وافیة الاصول؛ حاشیه معالم الاصول؛ حاشیه الروضة البهیه في شرح اللمعة الدمشقیه؛ عقاید؛ حاشیه بر قوانین؛ الصلوات المنظوم؛ منظومة في اصول الفقه.[353]

 

32. میرزا محمّد کرمانشاهی

 

میرزا محمّد، فرزند محمّد کرمانشاهی، معروف به نوروز علی الهندی، فقیهی فاضل از اعلام اواخر قرن 13 بود. چنان که گفته شده، وی از علمای قاطنین (مقیم همیشگی) کرمانشاه بوده است.[354]

 

ب. عالمان کرمانشاهی قرن چهارده

 

33. آیت الله شیخ محمّد حسن حجتی

 

حضرت آیت الله شیخ محمّد حسن حجتیهرسینى كرمانشاهى از عالمان اعلام و فقهایكراممعاصركرمانشاه در سال 1315ق. در یک فرسخى هرسین متولد شد. وى در سن 17 سالگى در زمان ریاست آیت‏ الله العظمى میرزا محمّد تقى شیرازى به سامرا مشرّف و اشتغال به تحصیل ورزید. پس از انتقال معظم له به كربلا ایشان هم به كربلا عزیمت کرد و مورد نظر و مهر مرحوم میرزا قرار گرفت. او به واسطۀ احتیاط، از وجوهات كمتر مصرف و غالباً با صوم و صلوة استیجارى زندگی مى‏نمود تا پس از رحلت میرزا به نجف اشرف و از محضر آیات عظام اصفهانى و نائینى و نیز آقا ضیاءالدّین عراقى استفاده نمود.

 

او در سال 1342ق. به ایران مراجعت نمود و در هرسین و كرمانشاه به تبلیغات و خدمات دینى پرداخت و جمعى از غلات و علویون آن‏جا را ارشاد و هدایت کرد، همچنین مدتى با بهایى‏هاى نراق مبارزه و بعضى از آن‏ها را از انحراف و ارتداد دور و به راه مستقیم هدایت کرد.

 

در سال1347 ق. به قم مشرّف و از محضر مرحوم آیت الله حائرى، آیت الله حجت و خوانسارى و صدر و بعد آیت الله العظمى بروجردى استفاده نمود و پس از آن به كرمانشاه مراجعت و در مسجد جامع كرمانشاه به اقامۀ جماعت و ترویج دین و ارشاد و هدایت مردم پرداخت.

 

وی در سال1359ش. در کرمانشاه رحلت نمود و با تجلیل تا بیستون، تشییع و در باغ بهشت قم به خاک سپرده شد.

 

تألیفات آن مرحوم عبارت‏اند از: رساله عملیه، حاشیه بر عروة الوثقی، حاشیه بر تحریرالوسیله، گناهان کبیره و اصول دین.[355]

 

34. حاج شیخ عبدالرّحیم کرمانشاهی

 

شیخ عبد الرّحیم فرزند عبدالرّحمن کرمانشاهی در ذی القعده 1223ق. متولد شد.[356] وی عالمی کامل و فقیهی فاضل بود که به نجف اشرف مهاجرت نمود و در محضر صاحب جواهر تلمذ کرد تا به مرتبۀ اجتهاد رسید. از طرف عالمان طراز اول از جمله صاحب جواهر و سیّد صاحب البرهان القاطع و شیخ مهدی کاشف الغطا و سیّد بحرالعلوم اجازه روایت داشت. مرحوم حاج شیخ عبدالرّحیم در جمادی الاولی سال 1305ق. به رحمت خداوندی پیوست و در نجف به خاک سپرده شد.

 

از وی آثاری در فقه، اصول، منطق، تفسیر و اخلاق به جا مانده است، از قبیل:

 

لمعات الانوار في فقه اهل البیت الاطهار؛ شرح منظومه طباطبایي که او را کشف الاسرار و رفع الاستار نامید؛ ارشاد الانظار و الاثنا عشر في تفسیر بعض الآیات المشکله؛ مجمع المسائل؛ شرح المنظومه؛ دقایق الحقایق في اصول الفقه؛ باب الربا.[357]

 

35. سیّد محمّد حسین شهرستانی

 

سیّد محمّد حسین در سال 1255ق. در کرمانشاه متولد شد. مقدمات علوم را در کرمانشاه فرا گرفت و برای تکمیل آن به کربلا هجرت کرد. وی نزد علامۀ بزرگوار، فاضل اردکانی به استفاده پرداخت و از نوابغ روزگار گردید. او بعد از استادش به مقام مرجعیت رسید. آیت الله سیدحسن صدر که آقا سیّد محمّد حسین را دیده است، در تکمله املالآمل می‏نویسد:

 

موقّر و با مهابت و جلیل القدر و بسیار خوش مجلس بود و اخلاق شیرینی داشت.[358]

 

وی در عهد حاج ملاعلی کنی به تهران مسافرت کرد و مورد احترام و استقبال ناصرالدین شاه و عالمان و تجّار قرار گرفت. بالغ بر هشتاد تألیف در علوم مختلف به وی نسبت داده شده، از جمله: تلخیص فصول، تحقیق الادله در اصول، تسهیل المشاکل در نحو، شرح الحدید در کیمیای جدید، العناصر المتین در شرح معظلات قوانین، لباب الاجتهاد، لب اللباب در حساب، النور المبین، رسالۀ عملیه، سبل الرشاد فی شرح نجاة العباد[359]و... وی به سال 1316ق. در کربلا وفات یافت و در جنب قبر جد مادری‏اش میرزا مهدی شهرستانی مدفون گردید.[360] به نقل از الذریعه وفات او به سال 1315ق. بود.[361]

 

36. شیخ آقا عبدالله، فرزند محمّد تقی فرزند محمّد مهدی کرمانشاهی

 

آقا عبدالله در سال1259ق. به دنیا آمد و در سال 1308 ق. از دنیا رفت. نویسندۀ اعیان الشیعه، تألیفاتی را برای او بیان کرده، از جمله: حاشیة علی میراث اللمعه، حاشیه علی السیوطی الی نون التوکید، مطارح الافکار، مخزن البرکات فی شرح الصلوات.[362]

 

37. شیخ جلیل تبریزی

 

وی فاضلی توانا و مردی بلندمرتبه و با فضیلت بود. در امر به معروف و نهی از منکر جدیت بلیغ داشت و یکدم از نشر حقایق اسلامی و تبلیغات مذهبی فارغ نمی‏نشست و با بدعت‏ها و زشتکاری و ستمگری دشمنی می‏ورزید. وی روزگار را به زهد و پارسایی می‏گذراند، چنان که همه او را بدین خصلت می‏شناختند.

 

مرحوم علامه امینی دربارۀ شخصیت این عالم شهید می‏نویسد:

 

پدر دانشمندم می‏گفت: وی [شیخ جلیل تبریزی] پس از خواندن درس‏های مقدماتی در تبریز رو به نجف نهاد، و چون از تحصیلات عالی نزد استادان آن دیار فارغ گشت به میهن خویش بازآمد و در سفری به شهرستان سنقر کرد مردمش از او خواهش نمودند که آن جا بماند و مسئولیت ارشاد و رهبری شان را بپذیرد و چون اصرار ورزیدن درخواست‏شان را اجابت کرد.

 

علامه بزرگوار پس از نقل مطلب مذکور از پدر بزرگوارشان می‏نویسد:

 

من خود نیز در سال 1319ق. او را در آن شهر [سنقر] ملاقات کردم. وی فاضلی عقیده شناس و زبان آوری زیرک و هوشمند بود و در میان مردم نفوذی کامل داشت و حتی قدرتمندان و خوانین منطقه از او حساب می‏بردند.

 

زندگانی‏اش بدین‏سان سپری می‏گشت تا آنکه در حوالی سال 1325ق. در 19 رمضان بر در خانه‏اش به دست عده‏ای ارازل و اوباش کشته شد و در جوار مرقد امامزاده احمد در سنقر در ضلع شرقی پشت بقعه به خاک سپرده شد.[363]

 

38. شیخ عبدالعلی جلیلی کرمانشاهی

 

شیخ عبدالعلی، فرزند اول حاج شیخ عبدالرّحیم است. وی در جمادی الثانی 1273ق. متولد گردید. او از شاگردان میرزا حبیب الله رشتی و آقا شیخ هادی تهرانی بود و ازعلمای نجف، از جمله ملامحمّد ایروانی اجازۀ اجتهاد داشت. او در سال1305ق. پس از چند روز از فوت پدر وفات یافت و جنازۀ هر دو را به نجف اشرف منتقل کردند.[364]

 

39. علامه حیدرقلی سردار کابلی

 

تولد وی به سال 1293ق. و محل تولدش کابل بود. علامۀ متقی شیخ حیدرقلی، معروف به سردار کابلی بزرگمردی فقیه، محدّثی عالیقدر، رجالی کبیر، ادیبی بارع، ریاضیدانی بیبدیل بود. بحق می‏توان گفت که او جامع علوم معقول و منقول بود و با تواضعی چشمگیر، نفسی مهذّب و جمالی ملکوتی، همگان را مجذوب خود می‏کرد. او کسی بود که به فرموده شیخ آقا بزرگ تهرانی: «من اکبر علما الشیعه فی هذه القرن» بوده و افسوس که اگر این شخصیت بزرگوار در مجامع علمی و مراکز تحقیقی و حوزه حضور داشت، طالبان علم خیلی بیشتر از اینها به علو مقام و اعتلای مکانت علمی او واقف می‏شدند. علامه سردار کابلی به جهت نبوغ فکری و استعداد ذاتی در 5 سالگی در لاهور مشغول تحصیل شد و در مدت هفت سال علوم مقدماتی و ریاضیات را فرا گرفت و در زبان انگلیسی تا حدّی تبحّر داشت و اندکی هندی و سانسکریت را آموخت، سپس به همراه خانوادۀ خویش به عراق هجرت کرد. طی شش سال به تحقیق و تحصیل و پژوهش پرداخت، تا آن‏جا که به درجۀ اجتهاد نائل شد و از بزرگانی همچون شیخ عباس قمی، سید محسن امین عاملی و شیخ آقا بزرگ تهرانی و... به کسب اجازۀ روایی مفتخر شد، سپس به قصد تبلیغ اسلام و ارشاد جامعۀ اسلامی به منطقۀ محروم غرب ایران یعنی کرمانشاه هجرت کرد و در آن‏جا سکنی گزید.

 

حضور ایشان در آن منطقه، ارمغان‏آور نور ایمان، علم و عمل برای مردم آن سامان گردید و سال‏ها اوقات خود را بین محراب و کتاب تقسیم نمود. ایشان در آن دیار کتابخانه‏ای ارزشمند و شایسته گردآوری نمود که متأسفانه بعد از رحلت ایشان متفرق گردید.

 

اساتید وی در نجف عالمان بزرگی مانند میرزا حسین نوری، سید صدرالدین کاظمی و شیخ علی اصغر تبریزی بوده و از وی تألیفاتی از جمله، الاربعین فی فضائل امیرالمؤمنین، غایة التعدیل فی معرفة الاوزان و المکائیل، تحفة الاجله فی معرفة القبله، ترجمه انجیل برنابا باقی مانده است. البته از او سی جلد کتاب مدوّن گشته، ولی چهار عنوان آن‏ها که ذکر شد به چاپ رسیده است.

 

سر انجام این عالم والا مقام پس از سال‏ها مجاهدت و تلاش علمی و معنوی در سال 1371 ق. دارفانی را وداع گفت و جنازه‏اش با تشییع با شکوهی در کرمانشاه به نجف اشرف منتقل و در بارگاه ملکوتی مولی الموحدین حضرت علیA به خاک سپرده شد.[365]

 

40. محمّد محسن (مشهور به قاری)

 

محمّد محسن جد دوم محمّد مهدی فیض مهدوی، فرزند محمّد سمیع معلم، فرزند محمّد حسین ملقب به مدرّس، فرزند محسن فقیه متوفای1223ق. عالمی اصولی، متکلم، مفسر، ادیب و شاعری توانا بوده است. وی اولین عالم از خاندان فیض کاشانی بوده که از کاشان به کرمانشاه هجرت و در همان‏ جا ماندگار شد. وی سر سلسلۀ خاندان فیض مهدوی در کرمانشاه است، که عالمان و فقیهان بسیاری از فرزندان و نوادگان وی در آن شهر زندگی می‏کردند. از او آثاری به جا مانده، از جمله دررالبهیه فی النظائر الفقهیه، درر المسامع فی النحو و نیز رساله‏ای فارسی به نام قرة العین در موضوع زائران مکه و مدینه می‏باشد.[366] نویسندۀ اعیان الشیعه می‏گوید:

 

من نسخه‏ای خطی از این رساله را در کرمانشاه دیده‏ام.[367]

 

41. ملامحمّدمهدی کرمانشاهی

 

ملامحمّدمهدی از اکابر علمای یزد در عصر فتحعلی شاه قاجار بود. او به قرار معلوم در کرمانشاه دیده به جهان گشوده، چنانکه خوشنویسی بر سنگ مزارش بعد از تمجید از ایشان نوشته است: مولانا ملا محمّد مهدی کرمانشاهی. وی از نوادگان رکن‏الاسلام و ‏الدین ابوجعفر محمّد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی مشهور به شیخ صدوق است. به همین جهت فرزندان او در یزد به صدوقی مشهورند. وی با دختر آقا محمّد علی بهبهانی کرمانشاهی ازدواج کرد.

 

از آن‏جا که وی عنایتی به سلسلۀ قاجار نداشت به یزد تبعید شد. در سال 1236ق. دار فانی را وداع گفت. معظم له از علمای بنام عصر خویش در کرمانشاه و عتبات عالیات کسب فیض نمود و در علوم فقه، اصول، تفسیر، حکمت، عرفان و... سرآمد روزگار خود در کرمانشاه و یزد بود.[368]

 

42. میرزا محمّد علی مظلوم کرمانشاهی

 

میرزا محمّد علی در شهر کرمانشاه و در سال 1278ق. به دنیا آمد. او در همان دیار به تحصیل علم فقه، اصول، مقدمات و حکمت پرداخت و از جوانی به کار وعظ و خطابه مشغول شد. وی دارای حافظۀ قوی بود، چنان که گفته شده ثلث مثنوی مولانا را از حفظ داشت.

 

وی در سال1294ق. به مشهد رفت و مجاور حرم رضوی گردید. او در سال1307ق. بدرود حیات گفت[369]و در حجرۀ اول صحنه کهنه، طرف راست متصل به بازار مدفون گردید. حجرۀ مذکور چند سالی است با چند حجرۀ دیگر اتصال پیدا نموده و به کفشداری تبدیل شده است.[370]

 

43. آیت الله ابوتراب آلآقا

 

ابوتراب در کرمانشاه متولد و پس از طی مقدمات و سطح به منظور تحصیل سطوح عالیه عازم نجف اشرف گردید و سالیان متمادی در عتبات ساکن بود. او از شاگردان آقا ضیاءالدین عراقی و ابوالحسن اصفهانی بود، سپس به کرمانشاه بازگشت و در مسجد دولتشاه به اقامۀ نماز و تبلیغ دین پرداخت. در سال 1355. ش در کرمانشاه دار فانی را وداع گفت و بعد از تشییع به قم منتقل و در دارالسلام به خاک سپرده شد.[371]

 

44. آیت الله آقا ابوعلی آلآقا (امام جمعه)

 

آقا ابوعلی فرزند ارشد آقا اسدالله و امام جمعۀ بعد از او در کرمانشاه و یکی از عالمان در انقراض قاجاریه بود. وی کتابخانۀ نیاکانش را که از کتابخانه‏های معروف عراق، ایران و هند بود و چند هزار جلد کتاب نفیس در آن وجود داشت به ارث بُرد. او در سال1317ش. مطابق با 1357ق. در کرمانشاه وفات نمود.[372]

 

45. آیت الله آقا اسدالله آلآقا (امام جمعه)

 

آقا اسدالله، فرزند آقاعبدالله فرزند آقا محمّد ‏جعفر، فرزند آقا محمّد علی از اجلّه علمای خاندان آلآقا است که به صفت مطلق «امام جمعه» اشتهار یافته است. او چهارمین امام جمعۀ معتبر از این سلسله است. اهالی کرمانشاه، او را امام جمعۀ بزرگ می‏نامیدند. حوزۀ ریاستش نسبت به علمای خاندانش بسیار وسیع‏تر بوده است. وی در سال1324ق. وفات کرد و در آرامگاه نیاکانش در کرمانشاه به خاک سپرده شد.[373]

 

46. آیت الله آقا رحیم آلآقا

 

آقا رحیم از عالمان عصر مشروطیت در کرمانشاه بود. وی در مسجد خود، معروف به آقا رحیم، واقع در جنب پل هوایی در خیابان شهید مصطفی امامی (جوانشیر سابق) کرمانشاه به امر تبلیغ اشتغال داشت. او در سال1340ش. دار فانی را وداع گفت.[374] گفتنی است: مسجد آقا رحیم آلآقا یکی از ده‏ها مسجد تاریخی استان کرمانشاه است که در بافتتاریخی شهر کرمانشاه قرار دارد.

 

47. آیت الله آقا ضیاء الدین فیض مهدوی

 

آقا ضیاء الدین از عالمان خاندان فیض مهدوی، فرزند آیت الله محمّد مهدی فیض مهدوی که به سال1325ق. در شهر کرمانشاه دیده به جهان گشود. مقدمات علوم اسلامی را آغاز و برای تحصیل مقاطع عالیه پس از رحلت پدر درسال 1348ش. به عتبات عالیات رفت. او از محضر آیات عظام: نائینی، شیخ محمّد کاظم شیرازی، آقا ضیاء الدین عراقی و ابوالحسن اصفهانی استفاده کرد و به دریافت اجازۀ اجتهاد از آن بزرگواران مفتخر شد. پس از بازگشت به ایران در مسجد ارباب تهران به تدریس و ارشاد مردم پرداخت. وی در سال 1352. ش در تهران بدرود حیات گفت و در ابن بابویه شهر ری به خاک سپرده شد.[375]

 

48. آیت الله آقا علم الهدی آلآقا

 

آقا علم الهدی از علمای برجستۀ کرمانشاه و فرزند آقا عبدالمحمّد آلآقا بود که سال‏ها بعد از پدر، اقامۀ نماز و تدریس در مسجد عمادالدوله را برعهده داشت. وی از شاگردان شیخ محمّد مامقانی و شیخ محمّد شربیانی محسوب می‏شد و آیت الله سیّد مرتضی نجومی نوادۀ دختری مرحوم آقا علم الهدی است.[376]

 

49. آیت الله آقا محمّد بن حاج آقا نبی

 

آقا محمّد از عالمان طراز اول کرمانشاه و از شاگردان آیت الله خراسانی وسیّدمحمّد کاظم یزدی و شریعت اصفهانی بود و سال‏ها در مسجد عمادالدوله به اقامۀ نماز و تدریس اشتغال داشت.[377] مسجد مذکور در بازار زرگرهای کرمانشاه، واقع در خیابان مدرس، قرار دارد.

 

 

 

50. آیت الله حاج شیخ حسن علامی

 

شیخ حسن یکی از علمای بنام کرمانشاه و مردی محقق، مدقق، فاضل، جامع معقول و خوش ادراک بود. مقدمات و مقداری از فقه و اصول را در کرمانشاه فرا گرفت، سپس به عتبات هجرت و در نجف از شاگردان آقا ضیاءالدین عراقی شد. از شاگردان او آیت الله العظمی سیّد شهاب الدّین مرعشی نجفی بوده است. ایشان در نامه‏ای به یکی از بزرگان نجف چنین می‏نویسد:

 

من(مرعشی نجفی) در کرمانشاه به شخصیتی برخوردم که به جرأت می‏گویم که در هیچ کدام از مراکز و حوزه‏های دینی تا این تاریخ چنین بزرگمرد محقق و نابغه‏ای عجیب در فکر و تحقیق ندیده‏ام.

 

او در سال 1349ش. در هشتاد و پنج سالگی درگذشت[378]و در کرمانشاه در مسجد ترک‏ها (المهدی فعلی) به خاک سپرده شد. از وی آثاری به جا مانده از قبیل: القضاء، الاجازه، رسائل فی الخیارات.[379]

 

51. آیت الله حاج محمّد کنگاوری (معروف به آقا محمّد مجتهد)

 

حاج محمّد کنگاوری از عالمان بزرگ به شمار می‏رفت و پس از مرگ پدر به سبب مقامات علمی‏ای که داشت مرجع شرعی مردم در کنگاور شد. در زمان ایشان حوزۀ علمیه کنگاور رونقی بسزا یافت و طالبان علوم از هر سو به آن دارالعلم تشیّع روی آوردند و عالمان برجسته‏ای پرورش یافتند.[380]

 

52. آیت الله سید جواد نجومی

 

سید جواد نجومی از مجتهدان و اتقیای روزگار و از عالمان هنرمند و نسخ نویسان نامدار قرن حاضر به شمار می‏آمد. تولد آن جناب در 1303ق. بود و 1305ق. که بر مزارش نوشته شده، اشتباه است. وی دروس مقدمات و دیگر دروس را در کرمانشاه نزد بزرگانی چون: حاج میرزا حسین وکیل، آقا شیخ محمّد مدرس، حاج آقا عبدالله آل‏آقا و آخوند ملا محمّد حسین اصفهانی، معروف به حاج آخوند فرا گرفت، سپس برای تکمیل دروس به نجف رفت و از عالمان آن دیار استفاده نمود و به سبب گرفتاری‏های فراوان زندگی مجالی برای اقامت طولانی مدت پیداد نکرد، پس از قریب به یک سال به کرمانشاه مراجعت و از محضر حاج شیخ حسن علّامی کسب فیض کرد. وی از آیات عظام، سیّدابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء الدین عراق، حسن علامی و سیّدحسین حائری اجازه اجتهاد داشت. وی پس از عمری مجاهدت در شب چهارشنبه هجدهم مرداد 1346ش. در سن 84 سالگی به رحمت خداوندی پیوست و بعد از تشییع با شکوه به قم منتقل و در قبرستان ابوحسین در حجرۀ مخصوص عالمان دفن گردید.[381]

 

53. آیت الله سیّد محمود معصومی لاری

 

سیّد محمود، فرزند آیت الله سیدحسن معصومی لاری از عالمان ادیب و فقیهان بزرگ تاریخ کرمانشاه بود که در تدریس علوم اسلامی به ویژه ادبیات عرب تبحّری ویژه داشته است.[382]

 

54. آیت الله شیخ حسن حاج آخوند

 

شیخ حسن حاج آخوند در سال1301ق. در نجف متولد شد. او از شاگردان میرزای نائینی و سیّدابوالحسن اصفهانی در نجف اشرف بود. وی بعد از کسب اجازۀ اجتهاد و روایت از استادان بنام حوزۀ علمیه نجف به قصد تبلیغ احکام و معارف دین و تقویت بنیه علمی حوزۀ علمیه کرمانشاه، در آن شهر رحل اقامت افکند و در مسجد حاج شهبازخان کلهر کرمانشاهانی به اقامۀ نماز پرداخت و سال‏ها منشأ خیرات و برکات بود. وی در سال1337ش. بدرود حیات گفت و در نجف اشرف در کنار مقبرۀ آخوند ملاحسین به خاک سپرده شد.[383]

 

 

 

 

 

55. آیت الله شیخ علی علما

 

شیخ علی علما، از عالمان طراز اول غرب ایران و از فضلای عارف مشرب و فرزند حاج ملاباقر دامغانی بود که در کرمانشاه به دنیا آمد. مقدمات عربی و ادبیات و فقه و اصول را نزد پدرش و سایر عالمان شهر آموخت و سپس به تهران مهاجرت و در درس اصول حاج میرزا حسن آشتیانی و درس فلسفۀ میرزای جلوه شرکت کرد. او از اساتید دیگر نیز علوم منقول و معقول را فرا گرفت و بعد از چند سالی به کرمانشاه بازگشت و در مسجد حاج شهبازخان به امر تبلیغ و امامت جماعت مشغول شد، ولی بعد از چند روز، از امامت جماعت آن مسجد صرف نظر کرد و فقط به امر تبلیغ و منبر می‏پرداخت.[384] از آثار وی حاشیه بر شرح منظومۀ ملا هادی سبزواری و کشکول است. ایشان در قبرستان حاج شیخ قم مدفون است.[385]

 

56. آیت الله شیخ هادی جلیلی

 

شیخ هادی جلیلی در سال 1288ش. در کرمانشاه متولد و پس از تحصیل مقدمات برای سطوح عالیه به نجف اشرف مهاجرت کرد و از محضر استاد آخوند ملا محمّد کاظم خراسانی و شیخ الشریعۀ اصفهانی سال‏های متمادی استفاده نمود و پس از اخذ اجازۀ اجتهاد از ملاکاظم خراسانی و شریعت اصفهانی در سال1316ش. به کرمانشاه مراجعت نمود و به امور تدریس و قضاوت اشتغال داشت.

 

مرحوم حاج شیخ هادی در اخلاق و عرفان تالی حاج شیخ هادی نجم آبادی بود و آثاری از خود به جا گذاشت، از جمله: ارشادالانظار، کتاب طهارت، رساله در قضا و رساله‏های مختلف در ابواب فقهی.

 

وی در دوم فروردین 1337ش. در وقت ادای فریضه ظهر به رحمت خداوندی پیوست و در وادی السلام نجف اشرف به خاک سپرده شد.[386] مسجدی در خیابان جلیلی به نام ایشان وجود دارد.

 

57. آیت الله محمّد تقی کرمانشاهی (زنگنه[387])

 

محمّدتقی، فرزند میرزا محبعلی فرزند محمّد علی گلشن شیرازیمعروف به میرزای شیرازی دوم (کرمانشاهی الاصل از طایفۀ زنگنه) در سال 1270ق. متولد شد. وی از فحول علمای امامیه، مجتهد، ادیب و از شاگردان فاضل اردکانی و حاج میرزا محمّد حسن شیرازی بود، و شعر نیز می‏سرود. بعد از وفات استادش محمّد حسین شیرازی در سامرا متصدی ادارۀ حوزۀ علمیه و تدریس شد، سپس به نجف اشرف رفت و مرجع تقلید اکثر شیعیان قرار گرفت. او برای استقلال عراق اقدامات مؤثری انجام داد. ارتحال ایشان در ذیحجه 1339ق. اتفاق افتاد و در یکی از حُجرات صحن امام حسینA به خاک سپرده شد.[388]

 

58. آیت الله میرزا اسماعیل نجومی (آقابزرگ)

 

میرزا اسماعیل، یکی از علمای بنام کرمانشاه و فرزند میرزا سیّدحسین و جد پدری آیت الله سیّدمرتضی نجومی بود. مرحوم آیت الله حاج شیخ حسن علّامی همیشه از ایشان به آقا بزرگ تعبیر می‏فرمود. وی از محققان بزرگ و مجتهدان معروف و معدود کرمانشاه و فقیهی اصولی و خوشنویس کم نظیر و از شاگردان مرحوم فاضل اردکانی در کربلا و همدرس حاج میرزا محمّد حسین شهرستانی بود.

 

ایشان در سوم محرّم 1256ق. در کرمانشاه متولد و در سال1318ق. به رحمت خداوندی پیوست و در بیرون مقبرۀ آلآقا که آن زمان در سر راه کربلا بود، مدفون گردید.[389]

 

 

 

 

 

59. آیت الله حاج شیخ فرج الله کاظمی

 

شیخ فرج الله کاظمی از علمای بزرگ معاصر در سال1304ق. در روستای گلباغی از توابع لرستان دیده به جهان گشود. وی تا سن هجده سالگی علوم متداول را آموخت و سپس به منظور کسب علوم دینی رهسپار عتبات عالیات شد. از محضر آیت الله العظمی میرزا محمّد تقی شیرازی و آیت الله محمّد حسین نائینی و ابوالحسن اصفهانی و شیخ احمد کاشف الغطا کسب فیض نمود. وی بعد از بیست و پنج سال تحصیل و تدریس به کرمانشاه بازگشت. ایشان در ماجرای کاپیتولاسیون و نفوذ آمریکایی‏ها و تشکیل هسته‏های مبارزاتی اسلامی در حوزه‏های علمیه از پشتوانه‏های معتبر و معتمد فداییان اسلام، بویژه شهید نواب صفوی شمرده می‏شد. وی به سال1340ش. در کربلا وفات نمود و در وادی السلام نجف به خاک سپرده شد.[390]

 

60. حاج آقا جمال‏الدّین جلیلی

 

جمال‏الدّین جلیلی، فرزند حاج آقا محمود فرزند آیت الله آقا عبدالرّحمن جلیلی از روحانیان خاندان جلیلی، ملقّب به مؤید الاسلام بود. وی روزگار به انزوا می‏گذراند و در اخلاق و تواضع زبانزد بود. در ایام کهولت در شهر مقدس قم سکونت اختیار کرد و در سن 82 سالگی در سال1342 ش. به رحمت الهی پیوست و در قبرستان ابوحسین قم مدفون گردید.[391]

 

61. حاج آقا شجاع الدّین جلیلی

 

شجاع الدّین، فرزند حاج شیخ بهاءالدین، معروف به نظام العلما در کرمانشاه در سال 1318ق. متولد شد. مقدّمات و سطوح را به پایان رسانید و در سال 1339ق. به نجف اشرف مهاجرت نمود. وی در درس فقه آیت الله العظمی اصفهانی و اصول آیت الله ضیاءالدّین عراقی و حکمت عالم جلیل شیخ مرتضی طالقانی شرکت نمود. سپس به واسطۀ اغتشاش اوضاع عراق به ایران بازگشته، راهی قم شد و از محضر آیات عظام حائری و یثربی و حاج شیخ ابوالقاسم اصفهانی مدت یک سال بهره‏مند گردید. سپس دوباره در سال 1346ق. به نجف اشرف مهاجرت کردو پس از رسیدن به مقام اجتهاد و دریافت اجازه به کرمانشاه بازگشت و به ادای وظایف دینی پرداخت. وی در سال 1385ق. به بازسازی مدرسۀ علمیۀ عمادالدوله اقدام نمود.[392] وی در روز یکشنبه دوم ربیع الثانی 1393ق. دار فانی را وداع گفت و با تجلیل تشییع شد. سپس به قم حمل و در مقبرۀ فاطمیه، (بین مسجد اعظم و صحن عتیق) مدفون گردید. از وی آثاری بجا مانده، از جمله: تقریرات دورۀ کامل فقه آیت الله اصفهانی به نام دررالفقیه، دورۀ اصول آقا ضیاءالدّین عراقی به نام درر النجفیه، رساله‏ای در لاضرر، کتابی در توحید، کتابی در اثبات امامت و ولایت.[393]

 

62. حاج آقا محمّد مهدی کرمانشاهی (فیض مهدوی)

 

محمّدمهدی فرزند شیخ محمّد تقی در سال 1287ق. در کرمانشاه متولد شد. علوم عربی و کتب سطح حوزه را در کرمانشاه خواند. سپس برای تکمیل معلومات رهسپار نجف اشرف شد، و در حوزۀ درس حاج میرزا حسین تهرانی و آخوند ملاکاظم خراسانی و سید محمّد کاظم طباطبایی یزدی حضور یافت. در سال1319ق. به کرمانشاه بازگشت. وی هنگام قیام مشروطیت در کرمانشاه از ارکان مهم آن نهضت به شمار می‏رفت. ایشان جهت اعلای وضعیت فرهنگی، مذهبی و اجتماعی کرمانشاه، کتابخانه‏ای تأسیس نمود که متأسفانه بعد از فوت وی، این کتابخانه به تهران منتقل شد.[394] حاج آقا محمّد مهدی در سال1346ق. درسن 59 سالگی در روز سوم جمادی الآخر به رحمت خداوندی پیوست و در قبرستان شیخان قم در جوار قبر میرزای قمی مدفون گشت.[395] صاحب الذریعه برای او اثری به نام کشکول - که دربارۀ مسائل متفرقه است - ذکر کرده است.[396]

 

 

 

63. سید حسن کزازی

 

آیت الله سید حسن کزازی، فرزند سید میرزا فرزند سید اسماعیل همشیره‏زادۀ ملاعباس علی کزازی از مستعدین حوزۀ درس دایی خویش بود و در علوم مختلف یدطولایی داشت. مقدمات و سطوح را در کرمانشاه به پایان برد و سپس عزم عتبات عالیات نمود. وی در محضر علمای آن دیار کسب فیض نمود و مقام اجتهاد را کسب کرد. او به تقاضای اهالی به کرمانشاه بازگشت و عمری را به تبلیغ و تدریس و افاده سپری ساخت.[397] وی در سن75 سالگی در سال1328ق. وفات نمود و در حرم حضرت معصومهI مدفون گردید.[398]

 

64. سید حسین کزازی

 

سید حسین، فرزند ارشد آقا سیّد حسن در کسوت اهل علم، علوم مقدماتی و سطح و خارج اصول و فقه را در محضر آیات عظام به پایان برد و به دریافت اجازۀ اجتهاد و روایت توفیق یافت. او که دین و سیاست را جدا نمی‏دانست، پس از طی مبارزات دورۀ مشروطیت، همت خود را صرف فعالیت‏های سیاسی و اجتماعی و اعتقادی کرد. وی در دوره‏های دوم و سوم به وکالت مجلس شورای ملی از طرف اهالی کرمانشاهان انتخاب گردید. در جنگ جهانی اول به عتبات رفت، سپس به اسلامبول و آلمان رهسپار شد و از آن‏جا به هندوستان رفت. سپس به ایران مراجعت نمود و از طرف وزارت معارف و اوقاف به ریاست اداره معارف و اوقاف کرمانشاه در آمد.

 

وی در اوضاع فرهنگی کرمانشاه نقش بسزایی داشت. او مدرسۀ نسوان (دخترانه) را در آن شهر افتتاح نمود و به همین جهت در صدد کشتن وی بر آمدند. سرانجام در سال1302ش. به ضرب گلوله مضروب و فردای آن روز دار فانی را وداع گفت.[399]

 

65. سیّد علی میبدی

 

آیت الله سیّد علی میبدی به سال 1260ق. در شهرستان میبد به دنیا آمد. تحصیلات آغازین را از محضر علمای عصر خویش در ایران کسب فیض نمود. آنگاه برای طی مدارج علمی بالاتر به عتبات عالیات هجرت نمود. در کربلای معلی از محضر شیخ عبدالحسین تهرانی ملقب به شیخ العراقین و شیخ محمّد فاضل اردکانی استفاده نمود تا به مقامات عالی علمی و اجتهاد نایل آمد. بعد از کسب کمالات علمی و معنوی در سال 1287ق. به کرمانشاه هجرت نمود و در آن دیار رحل اقامت افکند و تا سال 1313ق. که سال وفات او است، حدود 26سال در کرمانشاه زیست. از وی حدود 49 اثر به جا مانده است، از جمله:

 

ارشاد المستمع؛ وجیزه‏ای در بعض احکام؛ رساله ازالة اللحیه؛ کتاب استخارات؛ دیوان اشعار؛ اصلاح البلاد؛ رساله حکم الخلوة بالاجنبیه؛ بدیع اللغه؛ منظومة البطیخیه؛ رساله تحصیل الولد؛ تفسیر بعضی از آیات قرآن؛ کشکول میبدی؛ وجیزه در نحو؛ مفتاح السلامه؛ منظومه در منطق؛ رساله در نبوت حضرت عیسی؛ کتاب الصلح؛ عصمة الحجج؛ رساله در عقاید شیخیه؛ رساله در احکام میت و... .[400]

 

66. سید محمّد علی کزازی کرمانشاهی

 

سید محمّد علی، فرزند علامه سید حسن کزازی و نوۀ سید اسماعیل حسینی کزازی از فضلا و معاریف کرمانشاه بود و در سال 1304ق. در کرمانشاه دیده به جهان گشود. تحصیلات اولیه‏اش را در کرمانشاه نزد پدرش و دیگر عالمان عصر گذراند، سپس به نجف اشرف رهسپار شد و به تحصیلات عالی خود نزد استادان برجستۀ آن سامان پایان داد. پس از چند سالاقامت در نجف به درجۀ علمی نایل آمد و با دختر علامه حاج سید محمّد علی تنکابنی ازدواج کرد، سپس به زادگاهش بازگشت و از معاریف بزرگ شهر شد. وی در سال1350ق. برابر با1310ش. در سن 46 سالگی دار فانی را وداع گفت و پیکرش به قم حمل و در جوار علی بن جعفرA به خاک سپرده شد.[401]

 

67. شیخ محمّد آلآقا

 

شیخ محمّد فرزند حاج آقا نبی و نوۀ علامه محمّد تقی آل ‏آقا، از دانشمندان كرمانشاه بود. شیخ محمّد بعد از طی مقدمات در كرمانشاه به نجف اشرف مهاجرت و از محضر آیات عظام: آخوند ملا محمّد كاظم خراسانی، سید محمّد كاظم طباطبایی یزدی و شیخ الشریعه اصفهانی استفاده نمود، سپس به كرمانشاه بازگشت و در مسجد عمادالدوله به اقامۀ جماعت و ارشاد اشتغال پیدا كرد. نامبرده در روز چهاشنبه 9ذی حجه 1383ق. برابر با 2اردیبهشت 1343ش. در كرمانشاه به دیار حق شتافت و پیكرش به قم منتقل و در قبرستان ابوحسین مدفون گردید.[402]

 

68. میرزا حسن کرمانشاهی

 

میرزا حسن در علم، اخلاق و عرفان كم نظیر و از عالمان بزرگ و اهل زهد بود. وی در سال 1250ق. در كرمانشاه متولد و دوران كودكی و نوجوانی را در كرمانشاه گذراند. دانش مقدماتی را از برخی استادان آن دیار فرا گرفت، سپس به تهران مهاجرت نمود. او استادان بنامی هم چون: آقا علی نوری و حكیم سید ابوالحسن جلوۀ زواره‏ای داشته و توانسته شاگردانی بسیار تربیت كند. شاگردان حکیم کرمانشاهی عبارت‏اند از:

 

آقا میرزا احمد آشتیانی؛

 

آقا میرزا مهدی آشتیانی؛

 

آقا شیخ مهدی امیرکلایی؛

 

آقا شیخ محمود مفید؛

 

آقا بزرگ حکیم شهیدی رضوی؛

 

سید ابوالحسن قزوینی؛

 

ابوالحسن میرزای قاجار حیرت؛

 

دکترسیّدابوالفضل معتمد هاشمی؛

 

آقا احمد بن هادی بن محمود بن آقا محمّد علی کرمانشاهی؛

 

آقا شیخ اسدالله ایزدگشسب گلپایگانی؛

 

آقا میرزا حبیب الله ذوالفنون عراقی؛

 

آقا میرزا حسن شرف الملک؛

 

سید حسین بن سیّدمحمود قمی طباطبایی؛

 

آقا شیخ حسین بن هادی رانکوهی لنگرودی؛

 

مرحوم حسینقلی مستعان؛

 

آقاسیّدصدر الدین هاطلی کوهپایی اصفهانی؛

 

آقا ضیاء الدین ذری اصفهانی؛

 

حاج ملا عباسعلی کیوان قزوینی؛

 

آقا شیخ عبدالنبی کجوری؛

 

فاضل بن حسین بن حسن لنکرانی؛

 

آقا میرزا فضل الله خان آشتیانی؛

 

میرزا لطفعلی صدرالافاضل متخلص به دانش؛

 

آقا شیخ محمّد بن حبیب الله جولستانی؛

 

آقا شیخ محمّد بن احمد خندق آبادی کاشانی؛

 

سید محمّد فاطمی قمی؛

 

شیخ محمّد تقی آملی؛

 

آقا شیخ محمّد کاظم تربتی؛

 

سید محمّد کاظم عصار تهرانی؛

 

سید مرتضی لنگرودی؛

 

میرزا محمود آشتیانی؛

 

سید موسی زرآبادی قزوینی؛

 

میرزا هادی خان حائری مازندرانی؛

 

آقا سیّدیعقوب انوار شیرازی.[403]

 

علامه حسن‏زاده آملی می‏گوید: مرحوم میرزا حسن كرمانشاهی در تعلیم حكمت مَشّاء و تدریس زبر شیخ الرئیس، فردی شاخص و در شاگردپروری و نشر اصول معارف انسانی ممتاز بوده است.[404]

 

او در سال1336ش. در تهران وفات نمود.[405] نقل شده که پس از وفات، اوضاع مالی‌اش چنان بود که برای کفن و دفن معطل ماندند تا آنکه آقا میرزا مهدی آشتیانی که از شاگردان او بود، عهده دار هزینۀ کفن و دفن وی شد.[406]

 

ج. عالمان کرمانشاهی قرن پانزده

 

69. آیت الله حاج آقا بزرگ محمّدی عراقی

 

آقا بزرگ در سال 1317ق. مصادف با هفدهم ربیع‌الاول، سالروز میلاد رسولخدا9 در «کرهرود» اراک دیده به جهان گشود. این شخصیت بزرگوار به شیوۀ خاندانش، مقدمات و سطح را در محضر پدر، در مدرسۀ علمیۀ کنگاور به پایان برد و پس از عزیمت به عتبات عالیات از دروس خارج اصول و فقه علمای اعلام بهره‏مند گردید. در بازگشت به ایران راهی قم شد و زمانی را نیز از آیات عظام استفاد بُرد، سپس به کنگاور بازگشت.

 

آقا بزرگ عراقی عالمی پارسا و مؤثر در اوضاع اخلاقی، اجتماعی، اعتقادی و سیاسی در کنگاور بود. مبارزات سیاسی را از سال‏های 1341و1342 ش. همگام با جریانات مدرسۀ فیضیه و اعتراض امام; آغاز کرد و به سبب استمرار در مبارزه مدت‏ها ممنوع الخروج بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران از طرف امام خمینی; به امامت جمعه و نمایندۀ امام در کنگاور منصوب و بعد از سال‏ها مجاهدت درسال1365ش. وفات نمود.[407]

 

70. شیخ غلام حسین آلآقا

 

غلام حسین، فرزند حاج شیخ محمّد كریم و نوۀ علامه حاج اكبر آل‏آقا كرمانشاهی معروف و ملقب به معتمدالعلما از فضلا و معاریف قم بود. وی درحدود سال 1325ق. در كرمانشاه متولد شد. مقدّمات و سطوح را در حوزۀ علمیه كرمانشاه به پایان رسانید. در سال 1363ق. به حوزۀ علمیه قم مهاجرت و در درس خارج حضرات آیات، سید محمّد حجت كوه‏كمری، سید صدرالدین صدر، سید محمّد تقی خوانساری، سید حسین طباطبایی بروجردی و سید كاظم شریعتمداری شركت نمود. آثاری از او به جا مانده از جمله: اخلاق و آداب، تاریخ مختصر ایران، سفرنامه، نظم حدیث كسا، كتابی در دعا.

 

وی در روز جمعه 26جمادی الثانی 1409ق. برابر14بهمن 1367ش. در قم دارفانی را وداع گفت و در قبرستان ابوحسین این شهر مدفون گردید.[408]

 

71. آیت الله حاج مجتبی حاج آخوند

 

مرحوم آیت الله حاج شیخ «مجتبی حاج آخوند» از عالمان کرمانشاه، فرزند آیت الله حاج شیخ حسن حاج آخوند در سال 1308ش. در کرمانشاه متولد شد. وی نقش اثر گذاری در شکل‌گیری نهضت و پیروزی انقلاب اسلامی در استان کرمانشاه و غرب کشور داشت.

 

ایشان طی سال‏ها طلاب و روحانیون بزرگی تربیت کردند. دوران طلبگی خود را در محضر پدر و مرحوم آیت الله «سید جواد نجومی» به کسب علوم و معارف دینی گذراند و پس از مهاجرت به قم از محضر بسیاری از عالمان و به ویژه امام خمینی; بهره برد و پس از گذراندن دورۀ اجتهاد به امر امام به کرمانشاه بازگشت و در مسجد حاج شهبازخان اقامۀ نماز کرد.

 

حوزه علمیه امام خمینی; را در همین مسجد راه‌اندازی کرد و به تربیت طلاب علوم دینی پرداخت.

 

آیت الله حاج آخوند در سال‌های مبارزه، دوشادوش مبارزان انقلابی به مقابله با رژیم شاهنشاهی پرداخت و چندین بار دستگیر و زندانی شد.

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران دو دوره، نمایندۀ مردم کرمانشاه در مجلس خبرگان رهبری بود و در مناصب مختلف، از جمله تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کمیتۀ انقلاب اسلامی و بسیاری از نهادها و ارگان‌ها نقش موثری داشت.

 

آیت الله حاج آخوند در مهرماه سال 1380ش. در سن 72 سالگی در کرمانشاه رحلت کرد و در میان حزن و اندوه دوست‌داران و ارادتمندانش در کرمانشاه تشییع و در قم با حضورعلما و برخی از شخصیت‏های كشوری از مسجد امام حسن عسکریA تا حرم مطهر حضرت معصومهI تشییع شد و آیت الله العظمی بهجت بر وی نماز خواند و به امر مقام معظم رهبری در حرم حضرت معصومهI به خاک سپرده شد.[409]

 

72. آیت الله حاج مجتبی عراقی

 

حاج مجتبی عراقی در سال 1333ق.، در كرهرود اراك در بیت علم و تقوا و فضیلت زاده شد. پدر بزرگوارش مرحوم آیت الله حاج آقا محمّد عراقى (م 28 صفر 1358ق. ) فرزند علامه آیت الله آخوند ملا محمّد باقر عراقى(ربیع‏الثانى 1315ق. ) معروف به آخوند كبیر است.

 

فقید سعید، پس از تحصیلات ابتدایى به فراگیرى علوم دینى روى آورد و بخشى از مقدمات و سطح را نزد پدرش -كه به امر علمای نجف براى هدایت دینى مردم به شهر كنگاور مهاجرت كرده بود - فرا گرفت. در 1349ق. به زادگاهش بازگشت و ادامۀ سطوح را در محضر حضرات آیات، شیخ محمّد سلطان العلماء(صاحب حاشیه بر كفایه) و آقا سید محسن هفته‏اى فرا گرفت. در سال 1353ق. به حوزۀ علمیه قم آمد و در جلسات درس مرحوم آیت‏الله حائرى شركت جست و پس از وفات ایشان(1355ق. ) به درس آیات عظام، سید محمّد تقى خوانسارى و سید محمّد حجت كوه‏كمرى حاضر شد و مبانى علمى‏اش را استوار ساخت.

 

در سال 1358ق. به دلیل وفات پدرش به كنگاور مهاجرت كرد و به اقامۀ شعائر دینى و هدایت مردم مسلمان پرداخت و مسجدى بزرگ و آبرومند بنیاد نهاد. سپس در سال 1370ق. به قم بازگشت و مورد توجه مرحوم آیت‏الله بروجردى قرار گرفت و علاوه بر شركت در درس‏هاى فقه و اصول معظم‏له، و جلسات استفتاى ایشان، به تولیت مدرسه خان[410] و مدیریت كتابخانۀ مدرسۀ فیضیه منصوب شد و خدمات فراوانى را به حوزۀ علمیه قم ارائه کرد. تجدید بناى مدرسۀ خان به بهترین شكل و احیاى كتابخانه فیضیه و بازسازى آن و مرمت و حفاظت كتاب‏هاى خطى كتابخانه از آفت‏هاى طبیعى و تهیۀ فهرست كتابخانه[411] و رسیدگى به امور نظام وظیفۀ روحانیان از آن جمله است.

 

او پس از وفات آیت‏الله بروجردى، یكسره به تألیف و تحقیق روى آورد و آثار بسیار به سامان رسانید كه برخى از آن‏ها عبارت‏اند از:

 

همراه با خورشید (خاطراتش از آیت‏الله بروجردى)؛

 

عالمان گمنام (شرح احوال اجدادش و دیگر عالمان كرهرود اراك)؛

 

فهرست كتب كتابخانه مدرسه مباركه فیضیه (2 جلد)؛

 

شرح زندگانى آیت‏الله حاج سید محمّد تقى خوانسارى كه در ویژه‏نامۀ مجله حكمت در قم به چاپ رسیده است؛

 

دومین بشر یا على بن الحسین الاكبرA (و شرح حال رجال بنى ثقیف) (خطى)؛

 

لیلة‏القدر و اثبات آن كه شب قدر شب 23 ماه رمضان است (خطى)؛

 

وقایع الایام (خطى)؛

 

تقریرات درس فقه و اصول اساتیدش.

 

همچنین وى یكى از پیشگامان تحقیق و چاپ كتاب‏هاى پیشینیان بود، كه با همت‏بلندش كتاب‏هایى به چاپ رسید كه عبارت‏اند از:

 

عوالى اللئالى ابن ابى جمهور احسائى(4جلد) برندۀ جایزه بهترین كتاب سال 1362ش.

 

تفسیر كنزالدقائق محمّد بن مشهدى قمى (14 مجلد).

 

مجمع الفائدة و البرهان محقق اردبیلى (14 مجلد) با همكارى برخى از عالمان که كتاب سال 1363ش. شناخته شد.

 

المهذّب البارع، ابن فهد حلى برندۀ جایزه بهترین كتاب سال 1366 ش.

 

وى از بیشتر اساتیدش و مراجع قم و نجف اجازه روایت، اجتهاد و امور حسبیه داشت و در جریان جنگ تحمیلى عراق بر علیه ایران، فرزند برومندش مهندس محمّدتقى محمّدى به كاروان شهیدان انقلاب اسلامى پیوست.

 

سرانجام آن عالم بزرگوار و محقق خدمت‏گذار در سن حدود 89 سالگى در روز جمعه 24 فروردین 1379ش. (18محرم‏الحرام 1422ق. ) بدرود حیات گفت و بر پیكر پاكش، عصر روز شنبه 25 فروردین، پس از تشییع شایستۀ حضرت آیت‏الله‏العظمى حاج شیخ محمّد تقى بهجت ‏نماز خواند و در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومI به خاک سپرده شد. در سوگ فقدانش پیام تسلیتى از سوى مقام معظم رهبرى صادر گردید.[412]

 

73. آیت الله سیّدجواد خرّمشاهی

 

آیت‏اللَّه سیدجواد خرمشاهی از عالمان نامدار كرمانشاه، در خاندانی كه نسب‏شان به امام حسن‏مجتبیA می‏رسید، در سال 1286ش. (1324 ق. ) به دنیا آمد. وی در كودكی پدر و مادرش را از دست داد و تحت سرپرستی و كفالت آیت الله آقا رحیم آل‏آقا، روحانی بزرگ شهر قرار گرفت. سید جواد، تحصیلات خویش را در مكتب خانه آغاز كرد و پس از آن به فراگیری علوم دینی پرداخت. وی در محضر بزرگانی همچون آیت الله سیّدمحمّد میبدی و حاج شیخ حسن علامی و سپس در قم از بزرگان آن دیار کسب فیض نمود، پس از آن ایشان به مطالعۀ مداوم احادیث و اخبار و تاریخ و تفسیر همت گماشت و بر غنای معلومات خویش افزود. از آن پس، خدمات دینی خود را با تألیف، تبلیغ دین، امامت جماعت و ارشاد مردم آغاز كرد و بیش از پنجاه سال بر اریكۀ منبر و در جایگاه وعظ، مردم مسلمان را از بیانات خویش بهره‏مند نمود. مسجد آیت الله خرمشاهی در زمان جنگ تحمیلی و هشت سال دفاع مقدس (با نام مسجد میرعبدالباقی) از بزرگ‏ترین مراكز كمك رسانی به جبهه‏های نبرد بود. خود او نیز با وجود كهولت سن در جبهه‏ها حاضر می‏شد و با حضور خویش، روحیۀ بیشتری به رزمندگان اسلام می‏داد.

 

از این عالم وارسته تألیفاتی چند به یادگار مانده از جمله: مفاتیح آیات قرآن، كتاب انسابِ سادات، فرهنگ لغت قرآن و دیوان اشعار.

 

آیت الله خرمشاهی سرانجام پس از عمری نزدیك به 92 سال در پنجم مرداد 1375 ش. برابر با 9 ربیع الاول 1417ق. درگذشت و در کنار شهیدان در صحن حسینیۀ باغ فردوس کرمانشاه به خاک سپرده شد.[413]

 

74. آیت الله سیّد محمّد میبدی

 

حاج سید محمّد میبدی به سال1314ق. در كرمانشاه متولد شد. چندی از محضر عالمان كرمانشاه كسب فیض نمود، آنگاه به عتبات عالیات هجرت کرد و در محضر عالمان آن دیار همچون میرزا عبدالهادی مازندرانی، میرزا هادی خراسانی، سید ابوالحسن اصفهانی و میرزا محمّد حسن نائینی استفاده نمود. وی در سن 23سالگی موفق به اخذ اجتهاد شد. ایشان تا اواخر عمرش در كرمانشاه زندگی كرد و مردم آن دیار را از فیوضات معنوی خویش بهره‏مند نمود. وی در سال1402ق. به رحمت الهی پیوست[414] و در مسجدی كه اقامۀ نماز می‏نمود به خاک سپرده شد. این مسجد، در جنب پل هوایی خیابان شهیدمصطفی امامی(جوانشیر سابق) واقع شده است.

 

75. آیت الله سید محمّد نجفی كرمانشاهی(هرسینی)

 

سید محمّد نجفی در حدود سال 1325ق. در اصفهان متولد شد و پس از دوران آموزشی مقدمات و ادبیات و قسمتی از سطوح به نجف اشرف مهاجرت نمود و از مباحث آیت الله اصفهانی و آیت الله نائینی و دیگران بهره‏مند شد. آنگاه به تشویق حاج شیخ فرج‏الله كاظمی موموندی به هرسین كرمانشاه رحل اقامت افكند و تا آخر عمر شریف خویش به اقامۀ جماعت و تبلیغ دین و ترویج مذهب اشتغال داشت.[415] وی در کهولت سن که به زحمت قادر به حرکت و مسافرت بود، به منظور تشویق هر چه بیشتر مردم در بسیج عمومی سپاهیان محمد9 در تاریخ 9/9/1365 به جبهه‏های حق علیه باطل شتافت و در دزفول مورد استقبال و تجلیل روحانیت دزفول و امام جمعه آن شهرستان قرار گرفت و نماز جماعت باشکوهی به امامت ایشان برگزار شد. آیت الله سید محمّد نجفی در سال 1367ش. به رحمت ایزدی پیوست و در قبرستان بزرگ شهر هرسین در مجاورت شهدای آن دیار و نوۀ شهیدش محسن نجفی به خاک سپرده شد.[416]

 

76. آیت الله سید مرتضی نجومی

 

سید مرتضی نجومی در26 بهمن سال1307ش. به دنیا آمد. وی پس از دورۀ دبیرستان در سال1362ق. در حالی که 15 ساله بود وارد حوزۀ نوبنیاد کرمانشاه شد و مقدمات حوزوی آن زمان و در کنار آن‏ها کتابداری و صحّافی را به خوبی فرا گرفت. سپس برای درجات علمی بالاتر در سال1329ش. به عراق رفت و در مدرسۀ وسطای آخوند خراسانی در نجف اشرف سکونت گزید. او سال‏ها از آیات عظام، میرزا محمّد باقر زنجانی، سیّدعبدالاعلی سبزواری استفاده بُرد و از آنان اجازۀ اجتهاد گرفت. در کرمانشاه نیز از استادانی همچون میرزا ابراهیم پور متعبّد و سیّد حسین معصومی لاری، شیخ حسن علامی و پدر بزرگوارش کسب فیض نمود. کسانی که به ایشان اجازۀ روایت داده‏اند، چنین است: 1. شیخ آقا بزرگ تهرانی؛ 2. آیت الله العظمی اراکی؛ 3. آیت الله سیّدمحمّد صادق بحرالعلوم؛ 4. آیتالله العظمی نجفی مرعشی؛ 5. آیت الله سیّداسدالله مدنی؛ 6. شیخ محمّد محسن تهرانی منزوی.

 

وی بعد از ستم حزب بعث عراق و اخراج ایرانیان، مجبور شد به زادگاهش کرمانشاه باز گردد و در آن دیار به فعالیت‏های فرهنگی و اجتماعی بپردازد. وی در مسجد نوّاب به اقامۀ نماز پرداخت و از نظر سیاسی منشأ حرکت‏های انقلابی بود. وی یکی از خوش نویسان جهان اسلام به شمار می‏آمد. کتابخانۀ ایشان از غنی‏ترین کتابخانه‏های دینی و هنری غرب کشور است. از او آثاری بجا مانده، از قبیل:

 

نسیم ایمان (تفسیر سورۀ مؤمن)؛

 

شمیم کنعان (تفسیر سورۀ یوسف)؛

 

تفسیر سورۀ یونس؛

 

تعظیم شعائر الهی؛

 

لطافت هنر؛

 

همیشه بهار (مجموعۀ اشعار بزرگان شاعر)؛

 

رسالة التصور؛

 

رسالة نجاسة الخمر؛

 

رسالة الغنا؛

 

کیمیای هستی؛

 

فیض قلم (مجموعه مقالات معظم له).[417]

 

وی در سال 1388ش. در کرمانشاه دار فانی را وداع گفت و پس از تشییع باشکوهی، (در هوای بارانی)، در باغ فردوس کرمانشاه به خاک سپرده شد.

 

77. آیت الله شیخ جعفر فیض مهدوی

 

شیخ جعفر، عالمی دانشمند و خطیبی توانا بود. وی فرزند آیت الله آقا محمّد مهدی فیض مهدوی و به سال 1331ق. در کرمانشاه دیده به جهان گشود. پس از تحصیل مقدمات در بیت علم و فضیلت آبایی، برای سطوح و خارج راهی نجف اشرف گردید و از محضر استادان و مراجع وقت از جمله: آیت الله العظمی سیّدابوالحسن اصفهانی، آیت الله ضیاء الدّین عراقی، آیت الله سیّدمحمود موسوی اصفهانی استفاده نمود. وی پس از وصول به درجۀ اجتهاد (سن بیست و پنج سالگی) به موطن خود بازگشت و در تهران محضر عارف الهی آقا میرزا مهدی آشتیانی و حکیم فاضل آقا میرزا طاهر تنکابنی را درک نمود و از آنان استفاده‏های فلسفی و عرفانی بُرد. وی در خرداد 1367ش. در تهران درگذشت و در باغ رضوان قم به خاک سپرده شد.[418]

 

78. آیت الله شیخ محمّد رضا كاظمی

 

شیخ محمّد رضا كاظمی در سال 1285ش. (1326ق. ) در منطقۀ دلفان لرستان متولد شد. پس از دورۀ مقدماتی در عتبات عالیات از محضر استادان بزرگوار چون شیخ محمّد رشتی، حاج شیخ غلامحسین دارابی شیرازی و سیّد ابوالحسن اصفهانی استفاده نمود. سپس در سال 1315ش. به قم مهاجرت کرد و از محضر آیات عظام، سیّد محمّد رضا گلپایگانی، مرعشی نجفی، خوانساری و مرحوم صدر و... استفاده نمود و در سال 1320ش. (1360ق. ) به کرمانشاه مهاجرت کرد و به خدمات دینی و اقامۀ جماعت و تدریس و تربیت طلاب و بنای مسجد و مؤسسات خیریه پرداخت.

 

ایشان در ایام نهضت اسلامی در ایران سهم بزرگی داشت و با ترویج مردم به راهپیمایی و همبستگی مردم با امام خمینی; فعالیت‏های سیاسی خود را آغاز کرد. بعد از انقلاب در یک دوره مجلس خبرگان رهبری از طرف مردم کرمانشاه انتخاب شد. ایشان در سال 1375ش. در کرمانشاه به لقاء الله پیوست و با تشییع باشکوهی درحسینیه مسجد امام حسن مجتبیA (مسجد کوچیکه) به خاک سپرده شد.[419]

 

79. حاج آقا مصطفی جلیلی

 

آقا مصطفی در سال 1319ق. در كرمانشاه متولد شد. وی سطوح اولیه را در كرمانشاه تحصیل نمود و به سال 1339 ق. به نجف اشرف عزیمت کرد و تا سال 1349ق. به مدت ده سال در محضر آیات عظام به استفاده و شاگردی پرداخت و در همین سال به شهر قم مهاجرت و مدت بیست سال از مباحث فقه و اصول مرحوم آیت الله حجت و آیت الله العظمی بروجردی بهره‏مند شد و اجازه اجتهاد دریافت نمود. وی دارای آثاری است از جمله: رساله قاعده لاضرر، حواشی بر كفایة الاصول، حواشی بر جواهر الكلام، حواشی بر عروة الوثقی و حواشی بر منظومه سبزواری.[420] وی در سال1414ق. (1372ش.) دار فانی را وداع گفت و در قبرستان ابوحسین قم به خاک سپرده شد.[421]

 

 

 


 

فصل دوم

 

عالمان و طلاب شهید كرمانشاه

 

80. سید عبدالحسین واحدی

 

شهید سید عبدالحسین واحدی، فرزند آیت الله سید محمّد رضا مجتهد قمی (واحدی) در كرمانشاه متولد شد. سنین جوانی را در زادگاهش سپری و سپس به قم عزیمت نمود. پس از چندی جهت ادامۀ تحصیل به نجف اشرف هجرت و در كنار مرقد امیرمؤمنان علیA با سید مجتبی نواب صفوی آشنا شد. پس از مدتی كه نواب صفوی به ایران بازگشت و مبارزه را شروع کرد، شهید واحدی هم به او پیوست و عهده‏دار سنگر مبارزه در قم گرید.

 

نواب علاقه زیادی به واحدی داشت و در كارها و تصمیمات مهم با او مشورت می‏كرد. هنگامی كه جنازۀ رضاخان را می‏خواستند به ایران بیاورند و از قم بگذرانند تا علما بر او نماز بخوانند، مردانی همچون شهید واحدی با سخنرانی‏های آتشین از این امر جلوگیری نمودند. پس از این جریان شهید واحدی تحت تعقیب قرار گرفت و بعد از مدتی به تهران رفت و دوشادوش با نواب صفوی، به مبارزه با رژیم شاهنشاهی پرداخت.

 

وی در تهران یک سخنرانی طولانی علیه رزم‏آرا (در مسجد امام) ایراد کرد که غوغایی به پا نمود و بعد از پنج روز، رزم‏آرا با دو گلوله، اعدام انقلابی گردید. پس از آن واحدی به مرد شمارۀ دو فدائیان اسلام معروف شد. سپس برای مأموریتی به اهواز رفت و در آن‏جا دستگیر شد. وی به دست بختیار (فرماندۀ نظامی وقت) به شهادت رسید.[422]

 

 

 

81. سیدمحمّد واحدی

 

شهید سید محمّد واحدی در كرمانشاه متولد شد. وی در سنقر كلیایی به تحصیل پرداخت و سپس در دبیرستان حكیم نظامی قم ادامۀ تحصیل داد. آن شهید مبارزات را از همان آغاز شروع كرد و همگام با برادرش سید عبدالحسین واحدی و تحت رهبری شهید نواب صفوی بر ضد طاغوت مبارزه می‏كرد. شهید واحدی هنگامی كه رهبر فدائیان اسلام دستگیر شد در زندان قصر متحصن شد و هنگامی كه در محاكمه شركت كرد، تقاضا كرد تمام برادرانش را آزاد و او را بكشند. وی در سپیده دم 27دی ماه 1334ش. همراه رهبر فدائیان اسلام و دیگر برادرانش در سن 21سالگی در حالی كه صدای تكبیرش به آسمان بلند بود به شهادت رسید. مزار این شهید در وادی السلام قم قرار دارد.[423]

 

82. آیت الله اشرفی اصفهانی (چهارمین شهید محراب)

 

شهید اشرفی اصفهانی در ماه شعبان1322ق. (1281ش. ) در سده (خمینی شهر) اصفهان متولد شد. وی فرزند میرزا اسدالله، نوۀ حجت الاسلام میرزا محمّد ‏جعفر از علمای معروف سده بود. جد اعلای ایشان از علمای جبل عامل بود. وی دارای استعداد فراوان و حافظۀ قوی بود، به طوری كه كتاب نصاب الصبیان را در نه سالگی حفظ کرد.

 

وی برای ادامۀ تحصیل راهی اصفهان شد و دروس ادبیات و فقه و اصول و قسمتی از خارج اصول را نزد علمای آن دیار از قبیل آیات عظام: سید مهدی درچه‏ای، سید محمّد نجف‏آبادی و مرحوم فشاركی و مدرس آموخت، سپس به قم هجرت نمود و از آیات عظام، حائری، حجت كوه كمره‏ای، سید محمّد تقی خوانساری، سید صدرالدین صدر و آیت الله بروجردی و امام خمینی; استفاده‏ها نمود و حسب الامر آیت الله بروجردی برای تأسیس و تدریس در حوزۀ علمیه كرمانشاه به این شهر عزیمت نمود.

 

بعد از انقلاب اسلامی ایران به درخواست علمای كرمانشاه به حكم حضرت امام به سمت امامت جمعه و نمایندۀ امام منصوب گردید. این عالم ربانی پس از 27 سال خدمت خالصانه به مردم كرمانشاه در روز جمعه 23 شهریور ماه سال 1361ق. در مسجد جامع كرمانشاه به دست یكی از منافقان ضد انقلاب در محراب نماز جمعه به شهادت رسید. این عالم ربانی با تشییع كم نظیر بر دستان مردم كرمانشاه به اصفهان حمل و در قبرستان تخت فولاد به خاک سپرده شد.[424] امام خمینی; در پیام تسلیتی چنین ‏فرمود:

 

حاج آقا عطاءالله اشرفی اصفهانی را در این مدت طولانی به صفای نفس و آرامش روح و اطمینان قلب و خالی از هواهای نفسانی و ترك هوا و اطاعت امر مولی و جامعیت علم مفید و عمل صالح می‏‏شناسم.[425]

 

83. آیت الله شیخ بهاء الدین محمّدی عراقی

 

بهاء الدین، فرزند حاج آقا بزرگ در سال 1307ش. (1347ق. ) در یک خانوادۀ علم و تقوا در شهرستان كنگاور دیده به گیتی گشود. وی یکی از عالمان مبارز و از همسنگران و همرزمان دوران تحصیل و مبارزۀ آیت الله هاشمی رفسنجانی (رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام) بود. مراحل عالیۀ تحصیل را در محضر علمای اعلام قم به ویژه آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی; به انجام رسانید و از آیت الله العظمی اراكی و آیت الله محقق داماد كسب فیض نمود. آیت الله محمّد مؤمن و سیدحسن طاهری خرم‏آبادی از هم مباحثه‏های زمان تحصیل ایشانند. وی به اشارۀ امام; در شهر کرمانشاه سکونت اختیار کرد و به تبلیغ و تدریس در حوزه و اقامۀ جماعت در مسجد معروف به 92 خیابان خیام اشتغال داشت.

 

او پس از پیروزی انقلاب اسلامی در حالی كه از طرف مردم كرمانشاه برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی به دور دوم انتخابات راه یافته بود،[426] در مرداد 1359ش.[427] به هنگام ترک مسجد در حالی که پدر بزرگوارشان را همراهی می‏کرد مورد سوء قصد ضد انقلاب قرار گرفت و به درجۀ رفیع شهادت نایل گشت.

 

پیکر آن شهید با تشییع با شکوهی به کنگاور حمل و در مقبرۀ جدش حاج آقا محمّد در شهر كنگاور به خاک سپرده شد. بعضی از منابع شهادت وی را 20 تیر ماه 1360 ذكر كرده‏اند.[428]

 

84. آیت الله شیخ محمّد صدوقی ( سومین شهید محراب)

 

شیخ محمّد صدوقی، فرزند میرزا ابوطالب كرمانشاهی فرزند ملارضا و نوادۀ ملامحمّد فقیه كرمانشاهی بود كه به همین جهت ایشان در اصل كرمانشاهی محسوب می‏‏شود و اجداد او در زمان فتحعلی شاه از كرمانشاه به یزد تبعید شدند. وی در سال 1287ش. (1327ق. ) در یزد دیده به جهان گشود.

 

آیت‌الله صدوقی دورانی از تحصیلات خود را در یزد و اصفهان گذراند و سپس برای ادامۀ تحصیل به قم مهاجرت كرد. وی به مدت 21 سال در قم به فراگیری علوم اسلامی پرداخت و از محضر عالمان نامداری همچون، شیخ‏عبدالكریم حائری یزدی، سیدصدرالدین صدر، سیدمحمّدتقی خوانساری، سیدمحمّد حجت كوه كمره‌ای و حضرت امام خمینی; بهره برد. پس از درگذشت آیت‌الله شیخ عبدالكریم حائری، مؤسس و مدیر حوزۀ علمیه قم، ادارۀ قسمتی از حوزۀ علمیه به شهید صدوقی واگذار شد. با رسیدن سال 1330ش. و فوت عالم بزرگ دینی یزد، با درخواست مردم و توصیۀ حضرت امام و بزرگان به آیت‌الله صدوقی، ایشان به یزد بازگشت و به ادای وظایف دینی و انقلابی پرداخت. این عالم ربانی از آغاز مبارزات حضرت امام خمینی; چه پیش از قیام 15 خرداد و چه پس از آن، همواره از یاران و مروجان افكار متعالی حضرت امام محسوب می‌شدو مورد توجه آیات عظام، حاج شیخ عبد الكریم حائری و آقا حسین طباطبایی بروجردی بودند. بعد از انقلاب اسلامی از سوی امام خمینی; به امامت جمعه و نمایندۀ امام در یزد منسوب شدند و در تیر ماه 1361ش. مطابق با دهم ماه مبارک رمضان سال 1402ق.، پس از ادای نماز جمعه، ‌در حالی كه جایگاه را ترك می‌كرد، منافقی با به آغوش كشیدن آن بزرگوار و منفجر كردن نارنجكی كه در دست داشت، ایشان را به شهادت رسانید.[429]

 

85. حجت الاسلام ذبیح الله كرمی

 

ولادت وی در سال 1330ش. بود. برای تحصیل علوم دینی وارد حوزۀ علمیه قم شد و تحصیلات خود را تا دروس خاج فقه و اصول ادامه داد. وی مسئولیت‏هایی در نظام جمهوری اسلامی داشت از جمله: مسئول بخش مطالعات و تحقیقات سیاسی، اجتماعی سازمان تبلیغات اسلامی مركز و دادستان دادسرای انقلاب اسلامی قم و... .

 

آیت الله جنتی دربارۀ ایشان می‏‏فرماید: او فطرةً ضد ظلم و ضد فساد بود و تاب تحمّل نارواها را نداشت و از جهات علمی از شاگردان ممتاز مدرسه(حقانی) بود.

 

دیگر شخصیت‏ها دربارۀ او سخنانی داشته‏اند، از جمله، آیت الله محمّدی گیلانی، آیت الله مصباح یزدی، آیت الله خزعلی و... .

 

وی در1367ش. درعملیات مرصاد به شهادت رسید و درشهر مقدس قم به خاک سپرده شد.[430]

 

جا دارد از دیگر شهدای طلبه و روحانی کرمانشاه در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز یاد شود. اسامی آنان به شرح ذیل می‏باشد.

 

روحانی شهید محمد رضا ارجمندنیا متولد کرمانشاه

 

روحانی شهید شهاب الدین محرابی متولد کرمانشاه

 

طلبه شهید محمد امیری متولد کرمانشاه

 

طلبه شهید محمد رضا رضوانی تبار متولد سنقر

 

طلبه شهید مجتبی چقازردی متولد روستای چقازرد کرمانشاه

 

طلبه شهید علی زبوبی متولد سنقر

 

طلبه شهید بخش مراد قاسمی متولد سنقر

 

طلبه شهید محمد حسن محمدی متولد سنقر

 

طلبه شهید رضا خزایی سلطان آبادی متولد کنگاور

 

طلبه شهید عبدالکریم ملکی متولد اسلام آباد غرب

 

روحانی شهید محمد مهدی تبار متولد کرمانشاه

 

روحانی شهید عطاء الله صادقی متولد دهستان بیلوار کرمانشاه

 

روحانی شهید حسینعلی کرمی متولد حسن آباد کرمانشاه

 

روحانی شهید قدرت الله ملک محمدی متولد روستای قشلاق سنقر

 

روحانی شهید مجتبی اکبریان متولد روستای قشلاق سنقر

 

روحانی شهید سید محمود پروینی متولد روستای آب باریک سنقر

 

روحانی شهید جواد تیرانداز متولد کرمانشاه

 

روحانی شهید سید اسدالله تراب متولد اسلام آباد غرب

 

روحانی شهید محمد جواد فاتح‏فر متولد کرمانشاه

 

روحانی شهید رستم بهرامی گورکاوندی متولد روستای گهواره کرمانشاه

 

روحانی شهید فتاح فیروزی

 

روحانی شهید رحمت الله طاهرآبادی

 

روحانی شهید محسن رحمتی

 

روحانی شهید حسین کولانی

 

روحانی شهید محمد علی سلیمی

 

طلبه شهید فایق عبداللهی

 

طلبه شهید محمد کرمی

 

طلبه شهید حسین پورمعین

 

طلبه شهید محسن کشفی

 

طلبه شهید عبدالباقی رشیدی

 

طلبه شهید فیروز خسروی

 


 

فصل سوم

 

آیت الله حاج شیخ عبدالجلیل کرکوکی زنگنه

 

آیت الله آقا محمد علی بهبهانی کرمانشاهی

 

آیت الله آقا محمد جعفر آلآقا

 

آیت الله آقا عبدالله آلآقا

 

آیت الله آقا اسدالله آلآقا

 

آیت الله آقا ابوعلی آلآقا

 

حجت الاسلام آقا قاسم آلآقا[431]

 

آیت الله عطاء الله اشرفی اصفهانی[432]

 

آیت الله احمد جنتی

 

آیت الله محمد علی موحدی کرمانی[433]

 

آیت الله حاج شیخ محمد حسین زرندی[434]

 

آیت الله حاج شیخ مصطفی علما[435]

 

 

 


 

 

 

فصل چهارم

 

تصاویر علمای کرمانشاهی

 

 
   

 




 


 

       
   
       
       

 


 

       
       
       
   

 


 

 

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 


 

فهرست منابع

 

1. اصول كافی، محمد بن یعقوب الکلینی.

 

2. اعیان الشیعه، سیّدمحسن امین، نشر التعارف، بیروت.

 

3. امیر شهر، محمّد تقی اکبرنژاد، انتشارات بوستان کتاب، دوم، 1380.

 

4. پایگاه اینترنتی اسلام ناب طلاب حوزه علمیه قم.

 

5. پایگاه اینترنتی تبیان استان اردبیل.

 

6. پایگاه اینترنتی تبیان قم.

 

7. پایگاه اینترنتی حوزه.

 

8. پایگاه اینترنتی راسخون.

 

9. پایگاه اینترنتی نوید شاهد، سایت اطلاع رسانی فرهنگ ایثار و شهادت.

 

10. تاریخ تشیع در کرمانشاه، محمّد علی سلطانی، نشر سها- تهران، اول.

 

11. تاریخ عرفا و حکما، منوچهر صدوقی، ناشر حکمت- تهران اول، 1381.

 

12. تراجم الرجال، سیّداحمد حسینی، نشر کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، 1414ق.

 

13. تربت پاكان قم، عبدالحسین جواهر كلام، انتشارات انصاریان- قم، اول، 1382.

 

14. الحدائق الناظره المحقق البحرانی، مؤسسۀ النشر الاسلامی، جامعه مدرسین قم.

 

15. خاندان آلآقا، نظام الدین آلآقا، نشر فرهنگ آفتاب قم، 1380.

 

16. دائرة المعارف الاسلامیة الکبری، باشراف کاظم موسوی بجنوردی، مرکز دائرة المعارف الاسلامیة الکبری، اول، 1370.

 

17. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر: سید کاظم موسوی بجنوردی.

 

18. الذریعه، آقا بزرگ تهرانی، دوم، نشر الاضواء، بیروت، 1403ق.

 

19. ستارگان حرم، جمعی از نویسندگان، انتشارات زائر.

 

20. سخنوران معاصر نامی ایران، سید محمّد باقر برقعی، نشرخرّم، اول، 1373.

 

21. سیمای سیاسی كرمانشاه، اسماعیل محمّدی، انتشارات فقه، قم، اول.

 

22. شهدای روحانیت در یکصد سال اخیر، علی ربانی خلخالی، اول، 1403ق.

 

23. صحیفه امام خمینی;، 22جلدی.

 

24. صحیفه نور، امام خمینی، تعداد جلد21.

 

25. طرائف المقال، سیّدعلی بروجردی، اول، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، 1410ق.

 

26. عرفان و حکمت متعالیه، حسن زاده آملی، ر الف لام میم.

 

27. علمای مجاهد، محمّد حسن رجبی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382.

 

28. قصص الانبیا، الراوندی، تحقیق، میرزا غلام عرفانیان یزدی، اول، مؤسسۀ الهادی، 1376.

 

29. كرام البرره، آقا بزرگ تهرانی، ناشر دارالمرتضی- مشهد، دوم، 1404ق.

 

30. كرمانشاه در صحیفه امام خمینی;، اسماعیل محمّدی، انتشارات فقه، اول، 1381.

 

31. کشف الرموز، الفاضل الآبی، تحقیق: شیخ علی پناه اشتهاردی، مؤسسۀ نشر اسلامی، جامعه مدرسین قم، 1408ق.

 

32. کیمیای هستی، مرتضی نجومی، مؤسسه فرهنگ نشر، 1379.

 

33. گلشن ابرار، پژوهشگران پژوهشکده باقر العلوم(ع)، قم، نور السجاد، 1385.

 

34. گنجینه دانشمندان، شیخ محمّد شریف رازی، پیروز، قم، 1354ش.

 

35. مجلۀ تراثنا، مؤسسۀ آل البیت قم، 1402ق.

 

36. محراب خونین باختران، محمّد اشرفی، انتشارات صدا و سیما- تهران، چاپ اول، 1362.

 

37. مرآت الاحوال جهان نما، آقا احمد بن محمّد علی بهبهانی، 2جلد، اول، نشر انصاریان - قم، 1373.

 

38. مرآة الکتب، تبریزی، اول، تحقیق، محمّد علی حائری، نشر آیت الله مرعشی نجفی، قم، 1414ق.

 

39. معجم المؤلفین، عمر کحالة، مکتبة المثنی و دار احیاء التراث - بیروت.

 

40. منذران صادق، اسماعیل محمّدی، انتشارات پارسایان، اول، 1376.

 

41. موسوعیه مؤلفی الامامیه، مجمع الفکرالاسلامی، اول، 1430ق.

 

42. نجوم السماء، میرزا محمّد علی کشمیری، ناشر، مکتبة بصیرتی، قم.

 

43. نقباءالبشر، آقا بزرگ طهرانی، ناشر دارالمرتضی- مشهد، دوم، 1404ق.

 

44. نقد الرجال، مؤسسۀ آل البیت، اول، نشرستاره قم، 1418ق.

 

45. همایش آشنایی با اندیشه‏های مذهبی ماندگار شهرستان هرسین، پائیز 1383، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه و اداره شهرستان هرسین.