رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : مَن ماتَ على شيءٍ بَعثَهُ اللّه ُ علَيهِ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس با هر چيزى [از اعمال و صفات ]بميرد، خداوند او را با همان برمى انگيزد

به مناسبت سالروز درگذشت علامه قطب‌الدین راوندی عالمی که هشت قرن در قبر سالم بود در میان خیل عظیم الشأن نام آوران عرصه علم و اخلاق، نام بلندآوازه و زیبای قطب راوندی به بزرگی و شوکت و جلال می درخشد. تاریخ بشریت همیشه شاهد ظهور انسان‌هایی بوده است که عمر خود را برای رسیدن به کمال نهایی انسان صرف نموده و در پیمودن راه معرفت، حتی لحظه‌ای از تلاش و جهاد و تکاپو بازنمانده اند. انسان‌های بزرگی که با روح بلند و اراده پولادین خویش تبدیل به الگوهایی برای حق‌جویی و سلوک الی الله گشتند و با صعود به قله های معرفت و علم، گام‌های بلندی را برای طی مراتب عبودیت پیموده و در جرگه اولیای حق درآمدند.

در میان خیل عظیم الشأن این بزرگان و نام آوران عرصه عشق و شور و شرف، نام بلند و زیبای قطب راوندی که یکی از قله های والای علم و تفقه است به بزرگی و شوکت و جلال می درخشد. او که کارنامه زندگی علمی و عملیش درخششی کم‌نظیر دارد. خاصه در عرصه مقدس حدیث پژوهی و قرآن پژوهی در کنار تفقه عالی و جد و جهد کلامی، به آثار و برکات متنوع و متکثری نائل آمد که از قطب راوندی یک علامه تمام عیار و ماندگار ساخت. براستی باید اذعان کرد که قطب الدین راوندی در زمره مردان بزرگی است كه با دانش فراوان خود پس از بهره‌مندی از علوم مختلف و تبحر در آنها، به عنوان جهادگری در عرصه تبیین و فهم و تنقیح معارف اسلامی به جهان اسلام معرفی گردید و در بیشتر رشته‌های علوم اسلامی تبحر و تخصص خود را به نمایش گذارد كه نتیجه آن را می توان در شمایل کتاب‌های ارزشمند و جامع و مانع او در رشته های مختلف اسلامی و معارف نبوی و علوی یافت. کتاب‌هایی که به خوبی و روشنی گویای حقیقت مجاهدت‌های علمی علامه قطب راوندی بوده که بهترین سند برای شناخت او می‌باشد. کتابهایی که چه در شمار و کمیت و چه در کیفیت متن و موضوعات انتخاب شده و چه از جهت توجه به مسایل مبتلابه، آثاری درخور و مفید و سترگند. * آثار شگرف و گرانسنگ تعداد یادگارهای قلمی و مکتوبات ایشان بسیار است، در این‌جا به بخشی از آثار ایشان اشاره می‌شود؛ «ام القرآن»،«تفسیر القرآن» در دو جلد. «خلاصة التفاسیر» در ده جلد. «شرح آیات المشكله فی التنزیه». «اللباب فی فضل آیةالكرسی». «الناسخ و المنسوخ من القرآن». «الخرایج و الجرایح». این كتاب كه معروفترین اثر قطب به شمار می‌آید در بیان مسائل كلامی و عقاید بوده و در برگیرنده هفت كتاب پیرامون مسأله معجزه و شیوه زندگی رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ است. «ام المعجزات». نام كتابی است كه راوندی پس از چندی به عنوان «تتمه الخرایج» به نگارش درآورد. «الاختلافات» این كتاب در برگیرنده اختلافهای كلامی بین شیخ مفید و سید مرتضی (علم الهدی) بوده و ۹۵ مسأله اختلافی در آن بررسی شده است. «تهافت الفلاسفه» این كتاب كه نشان دهنده دانش فلسفی قطب است در موضوع حكمت و فلسفه نگارش شده و به تناقض گویی فلاسفه پرداخته است. «جواهر الكلام فی شرح مقدمة الكلام» شرحی بر كتاب «مقدمة الكلام» شیخ طوسی در علم كلام است. «آیات الاحکام» این كتاب آیاتی از قرآن كریم را كه مربوط به مسائل فقهی واحكام دینی است مورد بحث و بررسی قرار داده است. «احکام الاحکام» «الانجاز». شرحی است بر كتاب «الایجاز فی الفرائض» شیخ طوسی. «حل المعقود فی الجمل و العقود». «الخمس». «من حضره الاداء و علیه القضاء». «رسالة الفقهاء».«مشکلات النهایه».«المنتهی فی شرح النهایه». این كتاب به شرح نهایه شیخ طوسی پرداخته و در ده جلد به چاپ رسیده است.«الرائع فی الشرایع». «النیات فی جمیع العبادات».«نهیة النهایه». « فقه القرآن ».«تحفة العلیل». در موضوع دعا و آداب آن و احادیث مربوط به امراض و بلاها.«رساله فی صحه احادیث اصحابنا». موضوع آن بیان صحت احادیثی است كه علمای شیعه نقل كرده‌اند. «شرح الكلمات المائه». شامل شرح صد كلمه از سخنان حضرت علی ـ علیه السّلام ـ. «ضیاء الشهاب» شرحی بر كتاب شهاب الاخبار قاضی سلامه مصری. «لباب الاخبار».«لب اللباب». اخبار و احادیثی در موضوع اخلاق . «مزار» كتابی بزرگ در موضوع زیارتنامه‌‌ها.«المجالس فی الحدیث». «الدعوات» معروف به سلوة الحزین. «جنی الجنتین». در تاریخ اولاد امام هادی ـ علیه السّلام ـ و امام عسكری ـ علیه السّلام ـ. «قصص الانبیاء ». «المستقصی». نام كتابی از راوندی در علم اصول فقه است. این كتاب شرحی بر « الذریعه » سید مرتضی در علم اصول می‌باشد. «التغریب فی التعریب».«الاغراب فی الاعراب». «شرح العوامل المأئه». شامل صد عامل در علم نحو.«غریب النهایه». در شرح لغتهای مشكل فقهی كتاب نهایه شیخ طوسی .«نفثه المصدور». این كتاب دیوان اشعار قطب راوندی است. علامه راوندی دانشمند بزرگ قرن ششم معارف دینی علاوه بر آثار ارزشمند، توانست شاگردان بزرگ و برجسته‌ای را به عالم دین و معرفت تقدیم جهان فکر و اندیشه نماید. * شاگردان شاگردان فرهیخته و برجسته‌ای که برخی از آنان عبارت‌اند از: احمد بن علی بن عبدالجبار طبرسی او علاوه بر قضاوت به نقل حدیث نیز می‌پرداخت.حسین بن سعید بن هبه الله. وی فرزند دانشور قطب‌الدین بوده و از او به عنوان شهید یاد شده است. علی بن عبدالجبار بن محمد. از دانشمندان و فقهای بنام، علی بن محمدالمدائنی، محمد بن الحسن البغدادی، محمد بن سعید بن هبه الله، او فرزند دیگر قطب راوندی است كه به ظهیر الدین معروف بود. محمد بن علی معروف به « ابن شهرآشوب » از ستارگان درخشان تشیع و برجسته‌ترین شاگردان قطب بود. « ابن شهرآشوب » در كتاب خویش « معالم العلماء » با یادی از قطب الدین به عنوان استاد خویش نام چند كتاب وی را ثبت كرده است. و بالاخره در روزچهاردم شوال سال ۵۷۳ ق. شهر مقدس قم گرد عزا و ماتمی سترگ بر چهره خود حس کرد، آن‌گاه که عالمان، اندیشمندان و دوستداران اهل‌بیت ـ‌علیهم‌السّلام ـ در خانه قطب راوندی، بر بالین او گرد آمده بودند، با فرارسیدن هنگامه اذان ظهر بود كه جهان اسلام در عزای یكی از فرهیختگان مكتب اهل‌بیت ـ علیهم‌السّلام ـ به سوگ نشست. پس از مراسم تشییع، پیكر پاك آن فرزانه در جوار مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ علیهماالسّلام ـ به خاك سپرده شد و روح «سعید» محدثان با زمزمه «عاش سعیدا و مات سعیدا» به ملكوت اعلی پر كشید. از آن پس جسم مطهرش با كتاب‌ها و نوشته‌هایش جاودانه شد و روزی كه پس از هشت قرن تعمیرگران صحن مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ علیهماالسّلام ـ با پیكر سالم و سیمای نورانیش رو به رو شدند، چیزی جز این منزلت را برای او تصور نكردند كه باید جسم مطهرش همانند روح او شاهد و ناظر بر حوزه فقاهت اهل‌بیت ـ علیهم‌السّلام ـ بوده و تا قیام قیامت سالم بماند. حضرت آیه الله مرعشی نجفی ـ رحمةالله ـ به پاس خدمات او، سنگ قبری بلند و به یاد ماندنی را بر فرازش به یادگار نهاد تا زائران حرم مطهر فاطمه معصومه ـ علیهماالسّلام ـ در ابتدای ورود وخروج از صحن مباركش چشمانشان به قبر این فرزانه بزرگ روشن شود. اینک که ما شیعیان اهل‌بیت(ع) و محبان طریق معرفت آن بزرگواران، در روزگارمان با چنین دستاوردها و یادگارهای ماندگار و آثار سودمندی از بزرگان علم و مکتب معرفتی مان روبرو هستیم، حق آن است که با دست یازیدن به این خوان پرکرامت، بار خویش بربندیم و حظ و بهره‌ای وافر و کافی از این نورانیت اصیل و درخشنده گرفته و با ره توشه‌ای که از میراث ارزنده عالمان برمی‌گیریم، از جرگه و در زمره سالکان طریق معرفت درآییم و خود را به جمع عاشقان حق برسانیم. درود و رحمت حضرت حق بر علامه قطب راوندی و همه عالمان دینی و مروجان آئین ربانی و سالکان طریق روحانی باد؛ روحشان شاد و راه خطیر و سترگ و شگرفشان پر رهرو...!

 

این جانب می خواهم به مقامات عالی برسم چه کنم؟

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی بهجت متن سوال و پاسخ معظم له به این شرح است: این جانب می خواهم به مقامات عالی برسم چه کنم؟ ج: بسمه تعالی- تعجب است از بعضی از فضلا که نعمت بالاتر و سهل تر، میسور آنها است [ با این حال] تعقیب می نمایند از نعمت پایین تر و صعب و مشکل، « أتستبدلون الذی هو أدنی بالذی هو خیر... بقره: ۶۱. » مثلا" « الصلوه معراج المؤمن » مستدرک سفینه البحار، ج ۶، ص ۳۴۳ . و راه آن، میسور همه است[ لکن] منصرفند از این عروج در نماز با سهولتش، و تفحص می نمایند از مرتبه ای که به آن نمی رسند « جعلنا الله فی من لا یفعل و لا یترک إلا بذکره و رضاه إنه قریب مجیب، و الصلوة علی محمد و آله الطاهرین أجمعین ».

 

  در قالب منتخب‎المسائل جدید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای تازه‌ترین فتاوی رهبری درباره اینترنت، ماهواره، تحصیل در دانشگاه مختلط، خلوت با نامحرم، جادوگرى، مداحى بانوان، غلوّ در مداحى و قمه‌زنى جریمه دیر کرد اشکال دارد تازه ترین فتواهای آیت الله العظمی خامنه ای مقام معظم رهبری مرجع تقلید شیعیان جهان که حاوی موضوعاتی چون ماهواره، تجارت الکترونیکی، معامله با شرکت‌هاى صهیونیستى، بهائیت،احضار روح، زمین مصادره ای،اضافه کاری، موسیقی و...می باشد، منتشر شد.

به گزارش جهان، تازه ترین فتواهای آیت الله العظمی خامنه ای مقام معظم رهبری مرجع تقلید شیعیان جهان که حاوی حاوی مهمترین مسائل مبتلابه روز مردم و موضوعاتی همچون استفاده از ماهواره، تجارت الکترونیکی، معامله با شرکت‌هاى صهیونیستى، بهائیت،احضار روح، زمین مصادره ای،اضافه کاری، موسیقی و... و همچنین موضوعات سنتی می باشد، منتشر شد.

ادامه مطلب...
 

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی استاد انصاریان، متأسفانه با دنيايى از غصّه و حزن بايد گفت: معاويه در شام، در محراب نماز مى‏ ايستاد و مردم به او اقتدا مى‏كردند، چه امام و چه مأموم‏‌هايى! ظهر روزى كه هوا گرم بود، نمازش تمام شد، خواست تا براى خوردن غذا به خانه برود، در بين جمعيت «سويد بن غفلة» را ديد. گفت: سويد! چه عجب! به شام آمده‏ اى؟ سويد گفت: كارى داشتم. معاويه گفت: براى صرف غذا نزد ما بيا. سويد ايام پابرهنگى معاويه را ديده بود، آن زمانى كه نان نداشت تا بخورد. معاويه آن وقت حدود هشتاد ساله بود. سويد مى‏ گويد: مثل هفت خوان رستم، بند بند كاخ را رد كرديم، مأمورها همه ايستاده بودند، احترام مى ‏كردند. به سالنى رسيديم، چه پرده‏ هايى، چه فرش‏ هايى، گفت: بنشين تا غذا حاضر شود. خدمتكار آمد، گفت: اعلى حضرت! غذا حاضر است. سويد مى‏ گويد: وقتى درب سالن را باز كردند و سفره را ديدم، گفتم: معاويه! مگر چند ميهمان دارى؟ گفت: براى چه؟ گفتم: به اندازه صد نفر غذا روى سفره هست. گفت: ميهمان غير از تو ندارم، گفتم: اين همه غذا را مى‏ خورى؟ گفت: نه، گفتم: پس چرا اين همه غذا را روى سفره گذاشته‏ اند؟ گفت: من به آشپزخانه دستور داده ‏ام كه هر روز انواع غذاهاى سورى، مصرى، شامى و ايرانى را بپزيد، من هر كدام را ميلم كشيد، بخورم. اين معده نفس است. زمان ما نيز در دربار، كاخ‏ها و عروسى‏ هاى دنيا و هتل‏ها، همين بازى‏ هاى معاويه هست. چهارصد نفر ميهمان دارند، سفره ‏اى مى ‏اندازند كه اگر چند هزار نفر بخورند، گويا باز دست نخورده است. بعد بقيه‏ اش را دور مى‏ ريزند و مى‏ گويند: بهداشتى نيست. عده ‏اى قيامت عجيبى دارند. شما جوان‏ها! وقتى كه ازدواج كرديد و بچه دار شديد، بچه‏ ها بزرگ شدند، فريب بچه ‏ها را نخوريد، دين خود را با فرزندان معامله نكنيد. ميهمانى و عروسى با هزينه‏ هاى گزاف براى آنها نگيريد. به سويد گفت: بخور. خودش شروع به خوردن كرد، چند لقمه خورد، گفت: اى سويد! چرا نمى‏خورى؟ گفت: اشتها ندارم. مى‏ ترسم لقمه‏ اى بخورم، گلوگيرم شود و خفه شوم. گفت: چرا؟ سويد گفت: به ياد اميرالمؤمنين عليه‏ السلام افتادم.

 

بنابر روایات معصومین علیهم‌السلام، شب قدر تا روز قیامت باقى است و همه ‏ساله تکرار مى‏شود و نیز لیلة القدر، شبى از شب‌هاى ماه رمضان و یکى از سه شب، نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم است. اهل سنت نیز بر شب بیست و هفتم تأکید دارند. شب قدر از جمله شب‌های ممتاز و با فضیلت سال به شمار می‌آید و از ویژگی‌های منحصر به فردی برخوردار است. مقدّرات سالانه در آن شب رقم می‌خورد و همه ساله تکرار می‌شود. علاوه بر این شب قدر، شب نزول قرآن نیز هست؛ شبی که از هزار ماه برتر است، نه این‌که معادل هزار ماه باشد، بلکه برتر از هزار ماه می‌باشد. این‌که شب قدر در ماه رمضان است، جای هیچ شک و شبهه‌ای در آن نیست

ادامه مطلب...
 

آیت‌الله جوادی‌آملی در پاسخی، راز به تکلیف رسیدن دختران قبل از پسران را تشریح کرد.

متن سوال و پاسخ این مرجع تقلید به شرح ذیل است. توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند، حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا ‏تقریباً شش سال قبل از این که مرد، مکلف شود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است. زن ‏همین که از ۹ سالگی گذشت و وارد دهمین سال زندگی‎ ‎شد، خدا او را به حضور می‌پذیرد و با او ‏سخن می‌گوید و روزه را بر او واجب می‌کند، مناجات‌های او را به عنوان دستور مستحب شرعی ‏گوش می‌دهد. آن هنگام که مرد به عنوان یک نوجوان در حال بازی کودکانه است، زن مشغول راز و نیاز ‏و نماز است. شش سال زمینه‏‌سازی کردن، از دوران نوجوانی او را به حضور پذیرفتن، نماز را که ‏عمود دین است بر او واجب کردن، روزه را که سپر دین است و حج را که وفد الی‌اللَّه است و ‏مهمانان در آن سفر به ضیافتگاه خداوند می‌روند، بر زن واجب کردن، اینها همه نشانه آن است که ‏زن برای دریافت فضائل، شایسته‏‌تر از مرد است. و اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً ‏معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتای مرد است. یک دستورالعمل ‏‎ ‎زن گرچه ممکن است در طی دوران عادت از برخی از عبادت محروم باشد اما تمامی آن‏ها ‏جبران‏‌پذیر است، زیرا قضای روزه‏‌ها را به جا می‌آورد و برای نماز اگر وضو بگیرد و در مصلّای خود رو به ‏قبله بنشیند، و به مقدار نماز، ذکر بگوید ثواب نماز را می‌برد. همان گونه که اگر مسافری پس از ‏خواندن دو رکعت واجب، سی یا چهل بار تسبیحات اربعه را تکرار کند، جبران آن دو رکعت ساقط ‏شده را خواهد کرد. پس این گونه از فضائل جبران‏‌پذیر است.‏‎ ‎عمده آن است که مرد وقتی پانزده سالگی را تمام نمود و وارد شانزدهمین سال زندگی شد، ‏شایستگی خطاب الهی را کسب می‌نماید و قبل از آن چنین لیاقتی ندارد، زیرا بلوغ، زمینه تشرف به ‏مقام عبودیت است.‎ ‎‎ جشن تکلیف درباره یکی از علمای شیعه، ابن طاووس - رضوان اللَّه علیه - نقل شده است که روز بلوغش ‏را جشن گرفت، او وقتی از پانزده سالگی وارد شانزدهمین سال زندگی شد دوستان و آشنایان خود ‏را به شکرانه این که من نَمُردم و سنّ من به حدّی رسید که خدای سبحان با من سخن گفت و از ‏من تکلیف طلب کرد، جشن گرفت چون انسان‎ ‎تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تکلیفی خدا نیست، و به ‏هنگام بلوغ لیاقت می‌یابد که مورد خطاب خدای سبحان واقع شود. - اما این که آیا این جشن، در اسلام ‏مشروعیت دارد و جزو سنن هست یا نه؟ مسأله‏‌ای جداگانه است، کسی به قصد ورودِ سنّت اقدام ‏به برگزاری این مراسم نمی‌کند، بلکه این جشن را به شکرانه یک نعمت برگزار می‌نماید. و شاید ‏مرحوم سید ابن طاووس، زیر پوشش اطلاقات اولیه که هر نعمتی به شما رسیده است حق‏‌شناس و ‏شاکر باشید، این چنین عملی را انجام داده است‎. - بر این اساس، بلوغ یک شرافت است. آنها که اهل عرفان هستند، می‌گویند ما مشرَّف شدیم نه ‏مکلّف، چون زحمت و مشقتی در کار نیست، بلکه شرف در کار است. لذا در مناجات‏‌الذاکرین امام ‏سجاد (ع) می‌خوانیم «یا من ذکره شرف» ای خدایی که نام تو مایه ‏شرافت است.‎ ‎اگر کسی به جایی برسد که ذکر خدا گوید و در سایه این ذکر، به یاد خدا باشد و خدا هم به یاد او ‏باشد، شرافتی نصیب او گردیده است، و این است که زن شش سال قبل از مرد به این شرافت می‌رسد. اگر ‏چنانچه به این نکته دقت شود، قبل از این که مرد به راه بیفتد و در صراط مستقیم گام بردارد، زن ‏بخش زیادی از این راه را طی کرده است. بنابراین هم آن محرومیت‏‌هایی که زن در دوران عادت دارد ‏قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزایایی که مرد محروم است برخوردار ‏می‌شود.‏ دلایل جبران محرومیت از عبادات در پایان عمر نیز برای زنان غیر سادات پس از سن پنجاه سالگی سخن از ایام محرومیت نیست ‏و در این مدت محرومیت نیز اولاً، ایام عادت محدود و چند روز بیشتر نیست. ثانیاً، آنها که باردارند و ‏توفیق حمل امانت را دارند نیز محرومیت از عبادت شامل آنها نمی‌شود، چون غالباً عادت با حمل ‏جمع نمی‌شود. ثالثاً، مدت شش سالی که زن قبل از بلوغ مرد، بالغ می‌شود، همه نقص‏‌ها را ‏ترمیم می‌کند. بنابراین اگر نقصانی در ایمان باشد، علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل ‏جبران است، بلکه اگر زن به این فکر بیفتد که دوران شش ساله را مغتنم شمارد، عظمتی فزونتر نیز ‏خواهد یافت.‏ ‎ ‎از آنچه گفته شد روشن می‌شود سِرّ بیان حضرت امیر - سلام‏‌اللَّه علیه - در نهج‏‌البلاغه که در ‏وصف زن خطاب به امام مجتبی علیه السلام می‌فرماید‎:‎ ‎»‎فاِنّ المرأة ریحانة ولیست بقهرمانة»(۱).‏ ‎ ‎یعنی این که زن ریحان است، باید او را زودتر از مرد، تحت تربیت و تکلیف قرار داد، در غیر این ‏صورت ضایع می‌شود. روایتی دیگر نیز از حضرت صادق - سلام‏‌اللَّه علیه - نقل شده است که ‏می‌فرماید:‏ ‎ »‎من اتّخذ امرأة فلیکرمها فانّما امرأة أحدکم لعبة فمن اتّخذها فلا یضیّعها»(۲).‏ ‎ ‎مراد از لعب در روایت، بازیچه و اسباب‏‌بازی نیست، بلکه یعنی، زن ریحانه است، این ریحانه را ‏ضایع نکنید. اسلام به اولیای مدرسه و منزل دستور می‌دهد که به دخترها بیش از پسرها رسیدگی ‏کنید. اگر تکلیف بر دختر، شش سال قبل از پسر شروع می‌شود بنابراین اولیای منزل و مدرسه ‏مسؤولیتشان نسبت به دخترها بیش از پسرهاست‎ ‎ ‎روی این تحلیل، معلوم می‌شود زن برای نماز و راز و نیاز، زودتر از مرد آمادگی پیدا می‌کند و اگر‎ ‎احیاناً راه‌های عاطفی، زمینه‏‌های انحراف را پیش روی زن قرار دهد، تکالیف عبادی آن راه‌ها را تعدیل ‏می‌کند تا مبادا به انحراف برود‎.‎ منابع: ‏(۱) نهج‌البلاغه، نامه ۳۱.‏ ‏(۲) بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۲۴.‏ ‏(زن در آئینه جلال و جمال، صفحات ۳۷۹ ۳۸۲.)

 

پاسخی به یک پرسش آغازدوره آخرالزمان کی و چگونه؟

هر آغازي را سرانجامي و هر شروعي را پاياني است؛ جز ذات اقدس خدا، كه هم آغاز است و هم انجام؛ از اين رو برگه هاي پاياني كتاب زندگي را در زمين، آخرالزمان مي گويند.

به نقل خبرگزاری حوزه: پژوهشگران مرکز مطالعات وپاسخ گویی به شبهات حوزه علمیه قم در پاسخ به سوالاتی پیرامون، «منظور از دوره آخرالزمان چیست؟» با استفاده از متون و منابع دین نشانه های آغاز دوره آخرالزمان و نیز شواهد و قرائن شروع این دوران را استخراج کرده اند. این پژوهشگران در تحقیق خود آورده اند؛ قرآن كريم در آيات متعددي به دوران آخرالزمان اشاره كرده است و در معارف ارزشمند اسلامي نيز، بارها اين واژة آخرالزمان، در دو معناي كلي به كار رفته است:[1]

دو مصداق آخر‌الزمان

1. مدت زماني كه با ولادت پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ آغاز مي شود و با شروع رستاخيز بزرگ، پايان مي يابد و از اينرو آن پيامبر رحمت را، پيامبر آخرالزمان نيز ناميده اند. 2. مدت زماني كه با ولادت حضرت مهدي(عج) آغاز مي شود و همة اتفاقات عصر غيبت و عصر ظهور را در دل خود دارد و سپس با شروع قيامت پايان پيدا مي كند. اينك نيز از واژة آخرالزمان همين معنا را اراده مي كنند و در همين معنا به كار مي رود که خود اين قسم نيز داراي دو مرحله مي باشد: دوران نخست: كه انسان به مراحل پاياني انحطاط اخلاقي رسيده، فساد اخلاقي و ستم، همة جوامع بشري را فرا مي گيرد و به تعبير روايت، جهان پر از ظلم و جور مي شود. دوران دوم: که وعدة الهي تحقق پيدا مي كند و آن منجي اعظم ظهور کرده و حكومتي جهاني، تشكيل مي دهد و به كفر ستيزي و ظلم ستيزي مي پردازد و هستي را از عدالت پر مي كند، امام رضا (ع) فرمودند: خداوند زمين را به دست قائم(عج) از هر ستمي پاك گرداند. و از هر ظلمي پاكيزه سازد و ميزان عدل را در ميان مردم نهد..»[2] نشانه‌های آخرالزمان اين قطعه از زمان كه آخر الزمان نام گرفته است، داراي نشانه هايي است كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم: گفتني است اين خصايص به دوران نخست از عصر آخرالزمان مربوط مي شود كه انسان در آن عصر، به مراحل پاياني انحطاط اخلاقي و ستم مي رسد: 1. روابط سود جويانه و استثماري: انسان در ارتباط با انسان ديگر، به سود و سرمايه مي انديشد و با همين انگيزه وارد ميدان پيوندهاي اجتماعي می شود. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمودند: «... در آخر الزمان اقوامي بر مسلمانان سيطره يابند كه تا لب به سخن گشايند آنان را بكشند و اگر لب فرو بندند (خون) ايشان را مباح شمرند تا منابع درآمد آنان (و اموالشان) را ويژة‌خود سازند...»[3] 2. گريز از دين: پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ ويژگي هاي انسان هاي اين دوران را چنين شمرده است: «زماني بر مردم خواهد آمد كه دينشان در همتشان خواهد بود و همتشان، شكمشان و قبله هاشان زنانشان، براي طلا و نقره ركوع و سجود به جاي مي آورند. آن ها همواره در حيرت و مستي خواهند بود؛ نه بر مذهب مسلماني اند و نه بر مسلك نصراني.»[4] 3. دنيا پرستي: رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: «زماني بر امت من مي آيد كه در آن زمان، درون هاي مردم پليد مي شود ولي ظاهرشان به طمع مال و دنيا آراسته مي گردد؛ به آنچه در پيشگاه خداوند است دل نمي بندند، كارشان ريا و تظاهر است؛ خوف از خدا به دلشان راه نيايد و خداوند آن ها را به عذابي فراگير دچار سازد. آن ها چون غريق خداوند را مي خوانند، ولي خداوند دعايشان را مستجاب نمي كند.»[5] 4. آزمايشهاي بزرگ يكي ديگر از ويژگي هاي آخرالزمان، امتحاناتي است كه انسان ها در اين دوران پشت سر مي گذارند. امام علي ـ عليه‎ السلام ـ مي فرمايند: «و آن زماني است كه از فتنه ها نجات نمي يابد، مگر مؤمناني كه بي نام و نشانند. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند، و اگر غايب گردند، كسي سراغ آن ها را نمي گيرد، آن ها براي سير كنندگان در شب ظلماني جامعه ها چراغ هاي هدايت و نشانه هاي روشنند، نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگيز، نه در پي اشاعة (فحشايند) و نه مردمي سفيه و لغو گو! اينانند كه خداوند درهاي رحمتش را به سوي شان باز مي كند و سختي ها و مشكلاتي را از آن ها برطرف مي سازد.»[6] منابع: 1. عصر زندگي محمد حكيمي و مكيال المكارم ترجمه مهدي حائري قزويني 2. دادگستر جهان آيت الله ابراهيم اميني، و كتاب جامعه و تاريخ، شهيد مطهري. [1] . مهدويت و مقالات، يادزهمين همايش علمي تحقيقي فجر 78، ص 25، مقاله مهدي موعود در اديان و مذاهب آقاي كاظم اديب، دايرة المعارف بزرگ اسلامي، ج2، ص 134ـ136. [2] . عصر زندگي، محمد حكيمي، موسسه بوستان كتاب قم، چاپخانة دفتر تبليغات اسلامي، چاپ پنجم، ص 42 به نقل از كمال الدين 2/372. [3] . همان به نقل از منتخب الاثر، ص 432. [4] . مستدرك الوسايل، محدث نوري، ج11، ص 379. [5] . كافي،‌شيخ كليني، ج8، ص 306. [6] . نهج البلاغه، خطبه 103. [7] . الشيعه، و الرجعه، ج1، ص 216.

 

صفحه4 از20

<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > پایان >>