رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : مَن ماتَ على شيءٍ بَعثَهُ اللّه ُ علَيهِ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس با هر چيزى [از اعمال و صفات ]بميرد، خداوند او را با همان برمى انگيزد

ویژگی بهترین مردم از دیدگاه قرآن کریم چیست؟

ظاهر سوال این است که منظور ویژگی بهترین جامعه است. چرا که از واژه مردم استفاده کرده است. با توجه به این تلقی از سوال، باید بگوییم بهترین جامعه از منظر قرآنی، جامعه ای است که در درون خود عامل رشد و پویایی و زدودن انحرافات را دارد. که تعبیر اسلامی این معنا " امر به معروف و نهی از منکر" است: «كُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ[آل عمران/110] شما بهترین امتى بودید كه به سود انسانها آفریده شده‏اند (چه اینكه) امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنید و به خدا ایمان دارید.» البته طبیعتا این جامعه داراری افرادی است که می توان درباره ویژگی های فردی آنان نیز سخن گفت و روشن است که از منظر قرآنی، بهترین افراد، افرادی هستند که واجد دو ویژگی ایمان و عمل صالح باشند: «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ[بینه/7] (امّا) كسانى كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترین مخلوقات (خدا) یند.» حسن و زیبایی این طایفه از مردم، در این است که حقایق عالم را فهمیده اند و مطابق همان دست به عمل می زنند. چرا که بدترین مردم از منظر قرآنی کسانی هستند که واقعیت را نمی بینند: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ[انفال/22] بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد كر و لالى هستند كه اندیشه نمى‏كنند.» خدا چنین جمعیت غفلت پیشه ای را گمراه تر از حیوانات (بهائم = گنگ ها) معرفی می کند: «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ[اعراف/179] آنها همچون چهارپایانند بلكه گمراهتر! اینان همان غافلانند.»

 

نوشتاری از آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی روح انسان مذکر است یا مؤنث ؟

اسلام، هدف از نزول وحي را تعليم و تربيت، تزكيه نفوس و تهذيب انسانها دانسته‏است؛ يعني محور تعليم و تربيت، جان انسانهاست و جان آنها نه مذكر است و نه مؤنث.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی در نوشتاری اصل خلقت زن و مرد را از نگاه قرآن تشریح کرده‌اند. بخشی از نوشتار معظم‌له به شرح ذیل است: زن يا مرد بودن، مربوط به پيكر است؛ نه جان و روح. همچنین تعليم،تربيت، تهذيب و تزكيه ويژه نفس است و نفس غير از بدن و نيز بدن غير از نفس است و شاگرد كلاس درس قرآن روح است، نه بدن؛ روح نيز نه زن و نه مرد است. ذات اقدس الهي مي‏فرمايد: ﴿ونفس وما سوّاها ٭ فألهمها فجورها وتقواها﴾[1]. اين نفس، نه مذكر است و نه مؤنث. همچنين مي‏فرمايد: ﴿فإذا سَوّيته ونفخت فيه من روحي﴾[2]. روح از آن جهت كه موجود مجرد است، اندامي ندارد تا مذكر يا مؤنث باشد. نيز مي‏فرمايد: ﴿يا أيها الإنسان إنّك كادح إلي ربّك كدحاً فملاقيه﴾[3]؛ اي انسان، تو سالك الي‏الله هستي. بدن سفر نمي‏كند تا سالكان دو صنف باشند: بعضي زن و بعضي مرد! سالك الي‏الله، روح است و روح، نه مؤنث است و نه مذكر. اين از معارف بلندي است كه خداي سبحان قرآن كريم را برنامه درسي قرار داد و خود را معلّم معرفي كرد؛ ﴿الرّحمن ٭ علّم القران﴾[4] و آن شاگردي كه قرآن را فرامي‏گيرد، روح است؛ نه تن. انسان در عالم رؤيا كه تن را رها مي‏كند و بسياري از مسائل براي او حل مي‏شود، آنجا نه مذكر است و نه مؤنث. در عالم رؤيا چون عالم برزخ است، بدن برزخي انسان را همراهي مي‏كند، امّا جان او كه مي‏فهمد، نه مذكر است و نه مؤنث. منابع [1] ـ سوگند به نفس و آنكه آن را درست كرد! سپس گناهكاري و تقوايش را الهام كرد (سوره شمس، آيات 87). [2] ـ پس وقتي آن را درست كردم و از روح خود در آن دميدم (سوره حجر، آيه 29). [3] ـ اي انسان! حقاً تو به سوي پروردگار خود به سختي در تلاشي و او را ملاقات خواهي كرد (سوره انشقاق، آيه 6). [4] ـ سوره الرحمن، آيات21. (5)زن در آینه جلال و جمال- ص 80

 

بحث اخلاقی؛

اخلاص، رکن قبولی اعمال

خبرگزاری رسا - ماندگاری عمل، محبوبیت و زنده ماندنِ نامِ فاعلِ عمل و برکتِ اثرِ به جای مانده، از جمله ثمرات اخلاص است و اگر پیرامون خود را ملاحظه کنیم، متوجه می‌شویم که راز مانگاری خیلی از چیزها، خلوصِ نیتِ فاعلش بوده است. به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، یکی از مهم‌ترین ارکان عمل و قبولی آن، خلوص نیت است؛ به این معنی که عمل، فقط برای خدا انجام گیرد و ذره‌ای شرک در آن نباشد. در آموزه‌های اسلامی سفارشات زیادی به اخلاص شده و این ویژگی از جنود عقل به حساب آمده و در مقابل آن ریا از جنود جهل شمرده شده است. در همین راستا نیت از عمل مهم‌تر بوده و این حدیث معروف است که "انما الاعمال بالنیات"؛ اصولا اساس و ارزش عمل، متکی به نیت آن است. بحث نیت از مباحثی است که در تعاملات عرفی و اجتماعی هم دارای اهمیت می‌باشد و معمولاً برای افراد مهم است که طرف مقابلشان با چه قصدی با آن‌ها تعامل می‌کند.

 اثر اجتماعی اخلاص

ماندگاری عمل، محبوبیت و زنده ماندنِ نامِ فاعلِ عمل و برکتِ اثرِ به جای مانده، از جمله ثمراتی است که اخلاص به دنبال دارد. اگر ما اندکی در این مسئله دقت کنیم، می‌توانیم پی ببریم که چرا و به چه دلیل بعضی چیزها یا بعضی افراد، مطرح می‌شوند و یادشان همیشه زنده است. سِرّش همین خلوص نیت و با خدا معامله کردن است؛ مثلاً کتاب مفاتیح‌الجنان را ملاحظه کنید، چرا این کتاب این‌قدر باید مورد استقبال قرار گیرد؟ تقریباً‌ هر جا که قرآن است، یک مفاتیح هم در کنارش می‌باشد! مگر کتاب دعا فقط مفاتیح الجنان است؟ این نشان می‌دهد که صاحب این اثر، شیخ عباس قمی رحمة الله علیه، از یک اخلاص عجیبی برخوردار بوده که اثرش تا این حد ماندگار گردیده و مورد استقبال واقع شده است. نمونه دیگر، آیت الله مجتهدی تهرانی رحمة الله علیه از علمای تهران می‌باشد که چند سال پیش از دنیا رفت. ایشان قریب پنجاه سال به تربیت طلاب اشتغال داشت. حوزه علمیه ایشان واقع در کوچه پس کوچه‌های یکی از محله‌های قدیمی تهران بود و جلوه ظاهری خاصی هم نداشت؛ ولی همین حوزه، توسط این استاد گرانقدر، شاگردان زیادی تربیت کرده و تحویل جامعه داد که خیلی از آن‌ها در حال حاضر، منشأ آثار و برکات فراوانی هستند. مهم‌ترین عاملی که باعث چنین اتفاق مبارکی شده است، اخلاص این مرد الهی بود. چه بسا مدرسه‌ای در بهترین نقطه شهر، با امکاناتی عالی و ساختمان شیکی باشد، ولی به هیچ عنوان چنین ثمره و برکتی نداشته باشد. اگر به پیرامون خود نگاه کنیم، از این موارد کم نیستند؛ لکن برای دیدنشان بصیرت و عبرت پذیری لازم است.

اخلاص در قرآن

در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد که ماده "خلص" در کلمات آن به کار رفته است؛ به دو نمونه از مواردی که مرتبط با بحث اخلاص است، اشاره می‌شود. 1- ...فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ؛ ...خدا را پرستش کن در حالى که دین خود را براى او خالص مى‏کنى. زمر/آیه2 ممکن است منظور از دین در این‌جا عبادت خداوند باشد؛ چرا که قبل از آن با جمله "فَاعْبُدِ اللَّهَ" دستور به عبادت مى‏دهد، بنابراین دنباله آن که "مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ" است، شرط صحت عبادت یعنى اخلاص و خالى بودن از هر گونه شرک و ریا و برای غیر خدا بودن را بیان مى‏کند. با این حال وسعت مفهوم دین و عدم هیچ‌گونه قید و شرطی در آن، معنى گسترده‏ترى را مى‏رساند که هم عبادت را شامل مى‏شود و هم اعمال دیگر و هم اعتقادات را. به تعبیر دیگر، دین، مجموعه حیات معنوى و مادى انسان را در بر مى‏گیرد و بندگان خالص خدا باید تمام شؤون زندگى خود را براى او خالص گردانند و همیشه در راه رضاى او گام بردارند که اخلاص دین، همین است. تفسیر نمونه/ ج‏19/ ص/364 2- آیه دیگری که روى مساله "اخلاص" تاکید کرده، این آیه است که می‌فرماید: أَلا لِلَّهِ الدِّینُ الْخالِصُ...؛ آگاه باشید دین خالص از آن خدا است... . زمر/آیه3 از ظاهر آیه این مطلب فهمیده می‌شود که آن‌چه را خدا مى‏پذیرد، تنها دین خالص است و هر گونه شرک و ریاء مردود است. شاهد این سخن حدیثى است که از پیغمبر گرامى صلوات‌ الله علیه و آله نقل شده که مردى خدمتش آمد و عرض کرد: یا رسول اللَّه! انا نعطى اموالنا التماس الذکر فهل لنا من اجر؟ فقال رسول اللَّه صلوات الله علیه و آله: لا! قال یا رسول اللَّه! انا نعطى التماس الاجر و الذکر، فهل لنا اجر؟ فقال رسول اللَّه صلوات‌ الله علیه و آله: انّ اللَّهَ تعالى لا یقبل الا من اخلص له، ثم تلا رسول اللَّه صلوات الله علیه و‌ آله، هذه الایة،"أَلا لِلَّهِ الدِّینُ الْخالِصُ‏؛ اى رسول خدا! ما اموال خود را به دیگران مى‏بخشیم تا اسم و رسمى در میان مردم پیدا کنیم، آیا پاداشى داریم؟ فرمود: نه! مجددا عرض کرد: گاهى هم براى اجر الهى و هم به دست آوردن نام، مى‏بخشیم؛ آیا پاداشى داریم؟ پیامبرصلوات الله علیه و آله فرمود: خداوند چیزى را قبول نمى‏کند، مگر این‌که خالص براى او باشد؛ سپس این آیه را تلاوت کرد: أَلا لِلَّهِ الدِّینُ الْخالِصُ". الدّرّالمنثور/سیوطی/ج5/ص32

ریا، کم عقلی است

بَلَغَ بِهِ أَبَا جَعْفَرٍ علیه‌السلام قَالَ: مَا بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ إِلَّا قِلَّةُ الْعَقْلِ قِیلَ وَ کَیْفَ ذَلِکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ إِنَّ الْعَبْدَ یَعْمَلُ الْعَمَلَ الَّذِی هُوَ لِلَّهِ رِضًا فَیُرِیدُ بِهِ غَیْرَ اللَّهِ فَلَوْ أَنَّهُ أَخْلَصَ‏ لِلَّهِ لَجَاءَهُ الَّذِی یُرِیدُ فِی أَسْرَعَ مِنْ ذَلِکَ؛ از امام باقر علیه‌السلام نقل شده که فرمود: کم عقلی، فاصله بین حق و باطل است. پرسیده شد: ای پسر رسول خدا! چگونه چنین چیزی مى‏شود؟ فرمود: بنده‏اى کار خداپسندانه‌ای را برای غیر خدا انجام می‌دهد؛ اگر او این کار را خالصانه، فقط برای خداوند انجام می‌داد سریع‌تر به مقصودش می‌رسید! محاسن برقی/ ج‏1/ص254

توصیه‌ای مستمر از امیرالمؤمنین علیه‌السلام

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه‌السلام أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه‌السلام کَانَ یَقُولُ‏ طُوبَى لِمَنْ أَخْلَصَ‏ لِلَّهِ الْعِبَادَةَ وَ الدُّعَاءَ وَ لَمْ یَشْغَلْ قَلْبَهُ بِمَا تَرَى عَیْنَاهُ وَ لَمْ یَنْسَ ذِکْرَ اللَّهِ بِمَا تَسْمَعُ أُذُنَاهُ وَ لَمْ یَحْزُنْ صَدْرَهُ بِمَا أُعْطِیَ غَیْرُهُ؛ امیرالمؤمنین علیه‌السلام مى‏فرمود: خوشا به حال کسی که عبادت و دعا را خالص براى خدا انجام دهد و دلش به آن چه چشمانش می‌بینند مشغول نگردد و به آن‌چه گوش‌هایش می‌شنوند، یاد خدا را فراموش نکند و به آن چه به دیگرى داده‏اند، غمگین نشود. کافی/ ج‏2 /ص16

برتری نیت نسبت به عمل

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِیَبْلُوَکُمْ‏ أَیُّکُمْ‏ أَحْسَنُ عَمَلًا! قَالَ لَیْسَ یَعْنِی أَکْثَرَ عَمَلًا وَ لَکِنْ أَصْوَبَکُمْ عَمَلًا وَ إِنَّمَا الْإِصَابَةُ خَشْیَةُ اللَّهِ وَ النِّیَّةُ الصَّادِقَةُ وَ الْحَسَنَةُ ثُمَّ قَالَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْعَمَلِ حَتَّى یَخْلُصَ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ وَ الْعَمَلُ الْخَالِصُ الَّذِی لَا تُرِیدُ أَنْ یَحْمَدَکَ عَلَیْهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ النِّیَّةُ أَفْضَلُ مِنَ الْعَمَلِ أَلَا وَ إِنَّ النِّیَّةَ هِیَ الْعَمَلُ ثُمَّ تَلَا قَوْلَهُ عَزَّ وَ جَلَّ- قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاکِلَتِهِ‏ یَعْنِی عَلَى نِیَّتِهِ؛ امام صادق علیه‌السلام در تفسیر قول خداوند عز و جل که می‌فرماید: «تا بیازماید شما را که کدام کردار بهترى دارید»، فرمود: مقصود از عمل بهتر، عمل بیشتر نیست، منظور کردار درست‏تر است؛ درستى کردار، ترس از خدا و نیت راستین و نیکو می‌باشد. سپس فرمود: خالصانه نگهداشتن عمل، از خود آن عمل سخت‏تر است و عمل خالص، عملی است که نخواهی به واسطه آن عمل، غیر از خداوند، کسی تو را ستایش کند. نیّت بهتر از عمل است و نیت، خودش عمل است؛ سپس این ‌آیه را قرائت فرمود: «بگو هر کسی بر اساس شاکله‌اش عمل می‌کند»؛ یعنى بر اساس نیّت خود. کافی/ج‏2/ص16

تأثیر چهل روز عبادت خالصانه

مَا أَخْلَصَ الْعَبْدُ الْإِیمَانَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ یَوْماً أَوْ قَالَ مَا أَجْمَلَ عَبْدٌ ذِکْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ یَوْماً إِلَّا زَهَّدَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الدُّنْیَا وَ بَصَّرَهُ دَاءَهَا وَ دَوَاءَهَا فَأَثْبَتَ الْحِکْمَةَ فِی قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ ثُمَّ تَلَا إِنَّ الَّذِینَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَیَنالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ کَذلِکَ‏ نَجْزِی الْمُفْتَرِینَ‏ فَلَا تَرَى صَاحِبَ بِدْعَةٍ إِلَّا ذَلِیلًا وَ مُفْتَرِیاً عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَلَى رَسُولِهِ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ إِلَّا ذَلِیلًا؛ از امام باقر علیه‌السلام نقل شده که فرمود: هیچ بنده‏اى چهل روز ایمان خالص به خدا نمی‌آورد یا فرمود: خدا را چهل روز به نیکى یاد نمی‌کند، مگر آن‌که خدا او را در دنیا زاهد می‌گرداند و نسبت به درد و داروى دنیا او را آگاه می‌کند و حکمت را در دلش پا بر جا می‌کند و زبانش را بدان گویا می‌سازد؛ سپس [این آیه را] خواند: «به راستى آن کسانى که گوساله پرستیدند، به زودى به آنها غضبی از پروردگارشان و خوارى در زندگى دنیا می‌رسد و هم‌چنین کسانی که افتراء می‌بندند را سزا می‌دهیم»؛ هیچ‏ بدعت‏گذارى را نمی‌بینى جز این‌که خوار است و هر که به خداوند عز و جل و بر رسولش و بر خاندان او علیهم‌السلام افتراء بندد خوار می‌باشد. کافی/ج‏2/ص16

اخلاص، وصیتی از لقمان حکیم

از وصایای لقمان به فرزندش این است که به او فرمود: اینک هفت هزار حکمت را آموخته‏اى. از میان آن‌ها، چهار حکمت را در خاطر بسپار تا همراه من به بهشت وارد شوى. الف) کشتى‏ات را محکم کن، چرا که دریایى عمیق و طوفانى در راه است. ب) بارت را سبک کن؛ چرا که عقبه سختى را در پیش دارى. ج) توشه‌ات را زیاد کن؛ چرا که مسیرى طولانى در پیش روى توست. د) أَخْلِصِ‏ الْعَمَلَ‏ فَإِنَّ النَّاقِدَ بَصِیرٌ؛ در عمل خویش اخلاص کامل داشته باش؛ زیرا کسی که به حسابت رسیدگی می‌کند، بصیر و آگاه است. الإختصاص/ص341 والحمدلله رب العالمین

 

نمونه‌ای از مکر با خدا چیست؟ این هایی که غش در معامله می کنند. گندم نشان می دهند، اما جو می فروشند، این هم مکر است.

به گزارش آوینی فیلم ، ملا محمدعلی مجتهد، معروف به مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی از علمای بنام تهران بود که سال ۸۶ بدرود حیات گفت، اما سخنرانی‌ها و پندهای عرفانی و اخلاقی وی به یادگار مانده است و می‌توانیم هر چند به صورت مجازی هم که شده پای درس این استاد اخلاق تلمذ کنیم. آیت‌الله مجتهدی رابطه خوبی با طلاب داشت، طوری که فضای گرم و صمیمی بر حوزه علمیه‌شان حاکم بود. این استاد برجسته اخلاقی، مباحث را چنان رسا ارائه می‌‌داد که بر دل می‌‌نشست؛ به طوری که حتی هم ‌اکنون نیز نشستن پای صحبت و کلاس اخلاق ایشان خالی از لطف نیست. مکر و حیله صفتی از صفات رذیله صفتی از صفات رذیله متعلق به قوه عاقله مکر و حیله کردن است از این جهت حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: «از ما نیست هرکه مکر کند با مسلمی.» و جناب امیرالمومنین (ع) فرمودند: اگر نه این بودی که عاقبت مکر وخدعه آتش جهنّم است، من از همه مردمان مکّارتر بودم و مکرّر آن سرور آهی بلند می کشیدند و می فرمودند: «واویلاه، با من مکر می کنند و می دانند که من مکر ایشان را می فهمم و راه های مکر و حیله را بهتر از ایشان می شناسم ولیکن چون می دانم که مآل مکر و حیله و خدعه آتش جهنم است بر مکر ایشان صبر می کنم و آنچه را ایشان مرتکب می شوند من مرتکب نمی گرد». طریقه خلاصی از این صفت خبیثه آن است که متذکر بدی عاقبت آن گردد و تأمل کند که صاحب آن در آتش سوزان همنشین شیطان است .(۱) بلی نبود ره نا امیدی/ سیاهی را بود روز سپیدی ز صد در گر امیدت بر نیاید/ به نومیدی جگر خوردن نشاید غش در معامله نمونه ای از مکر بله این هایی که غش در معامله می کنند. گندم نشان می دهند، اما جو می فروشند، این هم مکر است. آب به شیر می ریزند، مکر است. یک سطل ماست، زیرش یک مزه دارد، وسطش یک مزه، رویش یک مزه. سه رقم ماست را قاطی می‌کند، به شما عوض یک ماست می‌دهد. این ها را دقت کنید. قرآن آیه ای دارد: «و مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین»(۱). بعضی ها مکر می کنند و جزای این مکر به خودشان برمی گردد. قدیما یک نفر آب به شیر می ریخت به مردم می فروخت. پول ها را جمع کرد همه را اشرفی کرد (حالا می گویند بهار آزادی) و گذاشت در کیسه با کشتی رفت مکه. کیسه را پهلوی خودش گذاشته بود که مبادا دزد ببرد. پر اشرفی بود. حواسش نبود که یک میمونی وارد کشتی شد، با دندانش این کیسه را گرفت و از نردبان کشتی رفت بالا روی طاق کشتی نشست. در کیسه را با دندانش باز کرد، یک دانه از اشرفی ها را می ریخت در آب یکی را می ریخت در دامن حاجی... یکی می ریخت به آب یکی می ریخت به دامن حاجی ......تا کیسه تمام شد. هرچه آب به شیر ریخته بود، میمونه ریخت به آب. این هایی که کلاه سر مشتری می گذارند و مکر می کنند خیال نکنند که به جزای مکر خودشان نمی رسند. یک دفعه بچه اش شب دل درد می گیرد دو میلیون تومان باید به مریض خانه پول بدهد. مکر همین است دیگر! سرمردم کلاه می گذاری، سر خدا که نمی توانی کلاه بگذاری. ببری مال مسلمان چو مالت ببرند/ بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست؟ در حدیثی داریم: « اگر کسی مال خدا را ندهد، خمس ندهد، حق خدا را ندهد، ما کسانی را براو مسلط می کنیم همان مقدار را از او بگیرد.» مثلا یک مالیات برایش می آورند. اصلا کاسبی ندارد، مالیات می آورند بیست میلیون تومان.کاسه- قوطی ها همه خالیست. مامور مالیات فکر کرده قوطی ها پر است صورت نوشته بیست میلیون. داد و بیداد راه می اندازد. مال مردم را خورده حالا که می آیند مالش را می برند، می گوید یک مسلمان نیست توی این دنیا؟ این چه جور اسلامیست؟خب مال مردم را خوردی حالا مال تو را خورده اند. عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده/ حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت تا تو که را کشتی تا کشته شدی زار/ آن کس که تو را کشت کی کشته شود زار نمایش فیلمی از سرَ خدا یک روزی حضرت موسی کلیم(ع) برای مناجات به طور که رفته بود به خدا گفت: خدایا یک سِرّ از اسرارت را به من نشان بده. خدا فرمود: موسی برو کنار فلان چشمه بنشین ببین چه می بینی. رفت نشست و دید یک سواری آمد. پیاده شد و یک آبی به سر و صورتش زد. یک کیسه پول داشت یادش رفت ببرد، کیسه پول را گذاشت آنجا سوار اسب شد و رفت. یک بچه ی ده-پانزده ساله آمد دید یک کیسه پول آنجاست. برداشت و رفت. حضرت موسی هم دارد تماشا می کند. سواره یک دفعه یادش آمد که ای وای من یک کیسه پول داشتم یادم رفت بیاورم. برگشت دید یک پیرمرد نابینایی آنجاست. پسر نیست ولی یک پیرمرد نابینایی آنجاست. گفت: پیرمرد این کیسه پول مرا ندیدی؟ گفت: نه. اظهار بی اطلاعی کرد. گفت من نابینا هستم. مال تو را برنداشتم. زد و با شمشیر پیرمرد را کشت. گفت: تو برداشتی من همین الآن رد شدم از اینجا کس دیگری نبوده. حضرت موسی گفت : خدایا! این پیرمرد بی گناه کشته شد. پول ها را آن بچه برد. قصه چیست؟ خطاب رسید که این سوار که پول هایش را جا گذاشت. یک موقع پدر این بچه برایش کار کرده و همان مقدار پول بابای این بچه را خورده بود حالا این پول نصیب بچه اش شد. آن پیرمرد هم که دیدی کشته شد. یک موقع پدر این سوار را کشته بود و خود سوار هم نمی دانست که قاتل پدرش این است. اصلا نمی دانست. خیال کرد پول ها را بر داشته به هوای این که پول ها را برداشته او را کشت. آنقدر گرم است بازار مکافات عمل/ بی دیده گر بینا بود هر روز روز محشر است. از هر دست بدهی از همان دست پس میگیری دنیا فیلم است. حالا ما نمی دانیم در پس پرده چیست؟ این هایی که ظلم می کنند، خیال می کنی به جزای خودشان نمی رسند. همه شان به جزای خودشان می رسند. پس از خدا بخواهیم که ما ظلممان حتی به یک مورچه هم نرسد. حاج میرزا جواد آقای تهرانی(استاد اخلاق) رفت سبزی خرید، (بهشت رضا قبرش است.) می برد خانه می بیند پر مورچه است. می آورد پس می دهد. سبزی فروش می گوید: آقا سبزی اش تازه است چرا پس آوردید؟ فرمودند: آخر دیدم این مورچه ها از خنه و زندگی شان دور شده اند. این سبزی ها مال اینجاست. مورچه ها بروند سر خانه و زندگی شان. این ها خانه دارند، زندگی دارند، زن و بچه دارند. چند سال انبار توشه دارند. این ها ذخیره دارند برای زمستان. این ها در خانه من بمانند ول می شوند. آزارش به یک مورچه نمی رسید. خداوند هیچ چپز به درد نخور نیافریده حضرت داوود کنار یک دریا نشسته بود. یک کرمی در لجن بود. عرض کرد: خدایا این کرم چیست که خلق کرده ای؟ به چه درد می خورد؟ خدا فرمود: این کرم همین الآن به ما می گفت این داوود را برای چه خلق کردی؟ چیزی که خدا خلق کرده باشد به درد نخور وجود ندارد. هر چیزی به درد می خورد. پیوست ها: ۱. برگرفته از سخنرانی شهریور۸۴. ۲. سوره مبارکه آل عمران، آیه ۵۴.

 

به گزارش سرویس مانیتورینگ خبرگزاری رسا،محمد انصاری مدیر شبکه وهابی وصال حق و مهدی هاشمی کارشناس شبکه وهابی نور در برنامه های جداگانه ای به صورت کلیپ و میزگرد، مدعی شدندکه حضرت مهدی را هیچ کس در خردسالی ندیده است و مدرکی در منابع شیعه در این مورد وجود ندارد . در بسیاری از کتابهای حدیثی شیعه که برخی از آنها کتب مرجع و منبع در زمینه آشنایی با حضرت مهدی به شمار می روند، بخشی به گزارش دیدارهایی اختصاص یافته که برخی از یاران ائمه در زمان کودکی امام مهدی با ایشان داشته اند. این دیدارها در دوره حضور امام عسکری (ع) صورت گرفته است؛ هر چند بعد از شهادت ایشان نیز چنین ملاقاتهایی وجود داشته است. مرحوم کلینی در کتاب الکافی بابی را با عنوان «فی تسمیة من رآه علیه السلام » آورده، پانزده حدیث نقل می کند که تعدادی از آنها از جمله احادیث 1، 2، 3، 5، 10، 12 و 14، گزارش دیده شدن امام مهدی(عج) در دوره پیش از شهادت پدر بزرگوارشان می باشد. در این روایتها، افراد فراوانی دیدن امام را گزارش کرده اند و در شماری از آنها، معرفی آن حضرت توسط امام عسکری (ع) به عنوان جانشین خودشان منعکس شده است. مرحوم شیخ صدوق نیز در دو باب کمال الدین به نقل این گونه گزارشها پرداخته است و در مجموع 41 حدیث را ذکر کرده که در شماری از آنها جریان مشاهده حضرت در دوره خردسالی ذکر شده و در آنها به شکلهای گوناگون، از جمله بیان وضعیت جسمی و شکل و شمایل ایشان بیان شده است؛ از جمله محمّد بن الحسن کرخی می گوید: از ابا هارون که یکی از اصحاب ما بود شنیدم که می گفت: صاحب الزمان را دیدم و چهره اش مانند ماه شب چهاردهم می درخشید و بر ناف وی موئی خط مانند مشاهده کردم... گاهی توزیع عقیقه ولادت آن حضرت از سوی امام عسکری (ع) در این احادیث گزارش شده است: «ان ابا محمّد بعث الی بعض من سماه و قال: هذه من عقیقة ابنی محمّد». محمّد بن ابراهیم کوفی می گوید: امام عسکری گوشت گوسفند ذبح شده ای را برای بعضی از افراد که نام آنها را بردند فرستادند و گفتند: این عقیقه پسرم محمّد است. در حدیثی دیگر جریان دیدار چهل نفر از شیعیان با آن حضرت این گونه نقل شده است: ما چهل نفر در منزل امام عسکری بودیم و ایشان فرزندشان را به ما نشان دادند و فرمودند: ایشان بعد از من، امام شما و جانشین بعد از من هستند. از وی پیروی کنید و بعد از من در دینتان به تفرقه روی نیاورید که هلاک خواهید شد. بدانید که از امروز به بعد او را نخواهید دید. آنان می گویند ما از خدمت امام عسکری مرخص شدیم و پس از چند روز، خبر ارتحال ایشان اعلام شد. بسیاری از محدّثان دیگر، جریان دیده شدن امام مهدی را در دوران کودکی، با عبارتهای مختلفی گزارش کرده اند؛ «از جمله مسعودی در اثبات الوصیه، طبری در دلائل الامامه، فتال نیشابوری در روضة الواعظین و قطب راوندی در الخرائج و الجرائح » در «بحارالانوار ج51، ص15،روایت19» آمده است که غیاث بن اسدمی گوید : از محمدبن عثمان عمری شنیدم که می گفت :هنگامی که حضرت مهدی به دنیا آمد،از سر مبارکش نوری به سمت آسمان اوج گرفت ،آنگاه حضرت به سجده افتاد، در برابر پروردگار جبین به خاک سایید، سپس سر برداشت و چنین فرمود: «اشهد ان لااله الا هو والملایکه واولوالعلم قایما بالقسط لا اله الا هوالعزیزالحکیم ان الدین عندالله الاسلام» «سوره ال عمران18و19» محمد بن عثمان اضافه کرد :ولادت آن بزرگوار در شب جمعه بود.» در «اثبات الهداه ج3 ،ص479ا، روایت 180» آمده است :که احمد بن اسحاق سعد اشعری در یک حدیث طولانی از امام حسن عسکری (ع) نقل می کند که از ایشان سوال کردم :« یابن رسول الله ! امام وخلیفه بعد از شما چه کسی است ؟ امام (ع) به سرعت از جا برخاست و وارد خانه شد، پس در حالی که پسری ماهرو وسه ساله بر دوش خود نشانده بود خارج شد و فرمود :«ای احمد بن اسحاق اگر تو در نزد خدا وائمه احترام نداشتی، این پسرم را به تو نشان نمی دادم ،او همنام و هم کنیه رسول الله است و زمین مالامال از ستم را از عدل و داد سرشار خواهد کرد.» همچنین در« اثبات الهداه ج3،ص480، روایت 183» آمده است یعقوب بن منقوش می گوید : بر امام حسن عسکری (ع) وارد شدم ،ایشان بر روی سکویی در خانه نشسته بودند، در سمت راست آن حضرت اتاقی بود که پرده ای جلوی در آن آویزان بود . عرض کردم : «مولای من ،صاحب الامر کیست ؟» فرمود :«این پرده را بالا بزن » پرده را بالا زدم،پسری هشت ساله با قدی در حدود یک متر واندی –پنج وجب- با پیشانی بلند ،چهره ای نورانی ،چشمانی درشت و درخشنده، دستانی قوی و گوشت آلود و زانویی برجسته ،که خالی برگونه راست و پارچه ای برسر داشت، خارج شد ،روی پای امام حسن عسکری (ع) نشست ، امام فرمود « این صاحب شماست » سپس به سرعت از جا بلند شد و فرمود : « پسرم ! به داخل خانه برو تا زمان مقرر .» در حالی که من به سیما و قد و قامتش نگاه می کردم داخل خانه شد .امام حسن عسکری (ع) فرمود «یعقوب نگاه بکن ببین در خانه کیست ؟» من وارد اتاق شدم اما هیچ کس را ندیدم . باز در «اثبات الهداه ج3، ص570، روایت683 »آمده است : محمدبن علی بن حمزه علوی می گوید : از امام حسن عسکری (ع) شنیدم که می فرمود : ولی خدا و حجت او بر بندگانش وجانشین من ،پاک و پاکیزه ومختون در هنگام طلوع در شب نیمه شعبان سال دویست پنجاه وپنج متولد شد. در پایان به اسامی عده ای اشاره می کنیم که حضرت را در خردسالی زیارت کرده اند . 1- ابوهارون «کمال الدین ص434 ، بحار الانوارج52،ص 25،ح18» 2- محمد بن عثمان عمری با چهل نفر «کمال الدین ص435، بحار الانوارج52،ص 25،ح19» 3- یعقوب بن منقوش «کمال الدین ص436، بحار الانوارج52،ص 25،ح17» 4- عمرو اهوازی « الارشاد ،ج2 ،ص353، کافی، ج1، ص332» 5- ابونصرظریف خادم « الارشاد ،ج2 ،ص354 » 6- محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر « الارشاد ،ج2 ،ص351 » 8- نسیم خادم امام حسن عسکری «کمال الدین ص354 » 9- ابوعلی بن مطهر « الارشاد ،ج2 ، ص352 » 10- احمد بن اسحاق قمی «کمال الدین ص384، بحار الانوارج52،ص 23» 11- کامل بن ابراهیم مدنی «الغیبه ،شیخ طوسی ،ص 246» 12 12 - رشیق صاحب مادرای « الغیبه ،شیخ طوسی ،ص 248-250 ،بحار الانوار ،ج52، ح36 » 13- ابراهیم بن عبده نیشابوری وخادمش « کافی ج1،ص329، ح6».

 

استقبال هفته نامه افق حوزه از فصل تبلیغ انتشار ویژه‌نامه اخلاقی افق پارسایی

--------------------------------------------------------------------------------

به گزارش سرویس علمی و فرهنگی خبرگزاری حوزه، در این مجموعه، مطالب متنوعی در حوزه مباحث معرفتی و آموزه های اخلاقی و نکات ارزنده ای در راه کسب فیض از خوان پرکرامت رمضان با دست یازیدن به منش معنوی و سلوک عرفانی و تهذیب نفس و تخلق به اخلاق دینی به مخاطبان عرضه شده است. مجموعه ای که می تواند برای همه آحاد مردم به ویژه برای مبلغان عزیز ماه رمضان و ایام تابستان ره توشه ای ارزشمند و سودمند به شمار آید. در این نشریه در قالبهای مختلف گفتار و حکایت و درس اخلاق و احادیث و روایات و تفسیر آیات الهی و تجربه های ارزنده عالمان دینی و نیکان و پاکان آئینی، مجموعه ای از بهترین آموزه های معرفتی گردهم آمده که می تواند چراغی باشد برای پیداکردن راه و سلوکی هرچه مومنانه تر در راه رسیدن به وصال حضرت حق. در این مجموعه یادگارهایی گرانسنگ و ارزشمند از علما و بزرگان و فضلای برجسته و عارفان و نام آوران عرصه معرفت و اندیشه و ایمان و عمل گردآمده و خرمنی از میوه های شیرین اخلاق و اخلاص و سلوک معرفتی پدیدار گشته. *حکایت‌های دلنشین در بخش حکایات دلنشین، مطالب خواندنی و جذاب در حوزه معارف و آموزه‌های اخلاقی از حضرات آیات سید مرتضی، شیخ انصاری، حائری یزدی، گلپایگانی، بهجت، بروجردی، مدرس، الهی طباطبایی، بحرالعلوم، غروی اصفهانی، شیخ محمد تقی بافقی، شاه‌آبادی، ابراهیم امینی، امام خمینی، علامه طباطبایی و مقدس اردبیلی درج شده است. وصایای امیرالمومنین به امام حسن مجتبی(ع) سیره عملی امام خمینی در ماه مبارک رمضان، دعا در نگاه مقام معظم رهبری و نیز توصیه‌های اخلاقی آیات عظام کشمیری، مرعشی نجفی و شیخ بهایی، اراکی، فیض کاشانی، کوهستانی، میرزا جوادآقا ملکی تبریزی، اشتهاردی از دیگر مطالب خواندنی این شماره از افق پارسایی است. راهکارهای خودسازی از آیت‌الله بهجت، توصیه‌های اخلاقی آیت‌الله مدنی، خاطرات آیت‌الله حائری یزدی، توصیه‌های آیت‌الله مکارم شیرازی، نصایح و وصایای آیت‌الله مروارید، درسی از استاد اخلاق آیت‌الله مشکینی و نیز داستان عنایت‌های الهی به علامه امینی در کنار چند شعر عارفانه و مناجات‌گونه به همراه گفتارهای کوتاهی از بزرگان و علمای فاضل حوزوی از قدما تا متاخرین جزو مجموعه مطالب متنوع و جذابی است که در این شماره از این ضمیمه اخلاقی درج گردیده است. *ذکر بی‌مراقبه از ملا حسینعلی همدانی از ملاحسينقلي همداني نوشتاری با عنوان ذکر بي‌مراقبه گرچه حال بياورد بي‌فايده است، آمده که آن عالم رباني و عارف زاهد،‌ مرحوم آخوند ملا حسينقلي همداني در نامه‌اش به يكي از علماي تبريز چنين مي‌نويسيد: مخفي نماند بر برادران ديني كه بجز التزام به شرع شريف،‌ در تمام حركات و سكنات و تكلمات و لحظات و غيرها راهي به قرب حضرت ملك‌الملوك جلّ‌جلاله نيست،‌ و به خرافات ذوقيه اگر چه ذوق در غير اين مقام خوب است كمادأب‌الجهال و‌الصوفيه خذلهم‌الله، راه رفتن لايوجب الا بعداً،‌ حتي شخص هرگاه ملتزم به نزدن شارب و نخوردن گوشت بوده باشد،‌ اگر ايمان به عصمت ائمه اطهار آورده باشد،‌ بايد بفهمد از حضرت احديت دور خواهد شد و هكذا در كيفيت ذكر،‌ بغير ماورد عن‌السادات‌المعصومين عمل نمايد. بناء علي هذا بايد مقدم بدارد دين شريف را واهتمام نمايد هرچه در شرع شريف اهتمام به آن شده و آن‌چه اين ضعيف از عقل و نقل استفاده نموده‌ام اين است كه اهم اشياء از براي طالب قرب،‌ جد و سعي در ترك معصيت است. *بهترین طریق سیر و سلوک و نیز در متن دیگری از مرحوم آيةالله حاج سيدعزالدين حسيني زنجاني با عنوان بهترين طريق سير و سلوك مداومت بر ذکري خاص آمده: مهم‌ترين و برترين ذکر، ذکري است که خود خداوند و ملائکه‌اش بر آن ذکر مواظبت و مداومت دارند: «ان‌الله و ملائکته يصلّون علي‌النبي يا ايهاالذين امنوا صلّوا عليه و سلّموا تسليما»، بهتر است در روز جمعه اقلاً هزار مرتبه و در ديگر روزها هرقدر كه مي‌توانيد، به نبي اكرم (ص) صلوات بفرستيد. *توصیه‌های شیخ حسنعلی نخودکی توصيه‌هايی از عالم عارف مرحوم آيةالله شيخ حسنعلي اصفهاني(نخودکي) نیز بخش بعدی است که از جمله این توصیه های معرفتی این است که نمازهاي يوميه خويش را در اول وقت آن‌ها به جاي آوري. در انجام حوايج مردم، هرقدر که مي‌تواني بکوشي و هرگز مينديش که فلان کار بزرگ از من ساخته نيست،‌ زيرا اگر بنده خدا در راه حق، گامي بردارد، خداوند نيز او را ياري خواهد فرمود. سادات را بسيار گرامي و محترم شماري و هرچه داري، ‌در راه ايشان خرج و صرف کني و از فقر در اين کار پروا منمايي. اگر تهيدست گشتي، ديگر تو را وظيفه‌اي نيست. از تهجد و نماز شب غفلت مکن و تقوا و پرهيز پيشه خود ساز. به آن مقدار تحصيل کن که از قيد تقليد وارهي. *دو توصیه از علامه حسن‌زاده آملی دو توصيه از علامه حسن زاده آملي نیز زینت بخش این شماره از نشریه افق پارسایی است که در مطلع آن می خوانیم: *دو دهان انسان انسان دو دهان دارد: يکي گوش که دهان روح اوست و ديگر دهان که دهان تن اوست. اين دو دهان خيلي محترم‌اند. انسان بايد خيلي مواظب آن‌ها باشد، يعني بايد صادرات و واردات اين دهن‌ها را خيلي مراقب باشد آن‌هايي که هرزه‌خوراک مي‌شوند،‌ هرزه کار مي‌گردند. کساني‌که هرزه‌شنو مي‌شوند،‌ هرزه‌گو مي‌گردند. در وصاياي اخلاقي سيدبن طاووس به فرزندش نیز در باب بدترین معاشرت به خوانندگان یادآوری می شود که: اي فرزند،‌ بدان كه بدترين معاشرت،‌ معاشرت با گناهكاران است،‌ خواه از واليان باشد يا از غير آنان. اما اين معاشرت وقتي ناپسند است كه براي مخالفت با اعمال ناپسند آنان و از روي اطاعت فرمان خداي عز جلاله براي پند گفتن به آنان نباشد،‌ *آثار اعتدال در غدا و خوراک آيةالله شب‌زنده‌دار جهرمي ذیل عنوان آثار اعتدال در غذا و خوراک می گوید: خوراک در زندگي انسان نقش مهمي دارد،‌ انجام واجبات و امور شرعي هم وابسته به اين است که انسان خوراک و غذا مصرف کند. بسياري از احساسات و عواطف زندگي انسان منوط به داشتن غذا و خوراک به اندازه کافي است. اگر خداي نخواسته يک وقتي قحطي و گرسنگي که بلا است، رايج شود که سابق بوده و‌الحمد‌لله الان خيلي کمتر است احساسات و محبت رخت بر مي‌بندد و انسانيت مي‌رود. بر همين اساس رسول مکرم اسلام مي‌فرمودند: اللهم اني اعوذ بک من‌الجوع فانه بئس‌الضجيع؛ (مستدرک9/81)،‌ خداوندا،‌ به تو پناه مي‌برم از گرسنگي که بد همدمي است. اما نکته مهم اين است که با وجود فراواني و تنوع خوراکي‌ها، ما چه رفتاري را بايد داشته باشيم؟ طبق راهنمايي‌هاي بزرگان،‌ انسان بايد طوري پرورش يابد که پرخور نباشد و خوب است که انسان سير نشود؛ چراکه طبق روايات متعدد،‌ سير نشدن ميراث گران‌بهايي را به ارمغان مي‌آورد و از مهم‌ترين آثارش،‌ حکمت و دانش است. *سفارشی از آیت‌الله العظمی مظاهری آيةالله‌العظمي مظاهري نیز در نوشتاری در باب راه‌هاي درک ماه مبارک رمضان می گوید: ماه مبارک رمضان بايد مقدمه‌اي باشد براي رفع فساد اخلاقي، بي‌بندوباري در خيابان‌ها، بي‌حجابي و بد‌حجابي و ساير مصاديق فساد اخلاقي که بحران بزرگي است و بايد براي آن فکري بشود. پس آنگاه به مواردی برای رسیدن به این درک و آن ترک اشاره می نماید: پرهيز از غذاي حرام و شبهه‌ناک مراقب باشيد لااقل در ماه مبارک رمضان غذاي حرام و شبهه‌ناک نخوريد. خداوند به کسي‌که در شکم او غذاي حرام وجود دارد، نظر لطف نمي‌کند. عبادات چنين کسي ممکن است از نظر ظاهري صحيح باشد، ولي مورد قبول و پذيرش خداوند سبحان واقع نمي‌شود. حتي اگر نمي‌توانيد درآمد خود را براي هميشه حلال و پاک کنيد، اگر توفيق پرداخت خمس و زکات نداريد، لااقل براي اين يک‌ماه، مبلغي جدا کنيد و خمس و زکات آن را پرداخت کنيد و با اجازه يک مجتهد جامع‌الشرايط مبلغ مصرفي خوراک خود و خانواده را از آن مبلغ بپردازيد. در ماه مبارک رمضان، چشم و گوش و زبان خود را کنترل کنيد. از نگاه‌هاي آلوده بپرهيزيد. از ديدن فيلم‌ها و برنامه‌هاي حرام و بيهوده در ماهواره و اينترنت و تلويزيون دوري گزينيد. غنا و موسيقي و حرف‌هاي حرام و بيهوده نشنويد. غيبت نکنيد، تهمت نزنيد، شايعه‌پراکني نکنيد، دروغ نگوييد و به کسي توهين نکنيد. روزه‌اي که همراه با گناه باشد، روزه واقعي نيست و مقبول درگاه الهي واقع نمي‌شود. *موانع سیر و سلوک از نگاه علامه جعفری در رهنمودي از علامه محمدتقى جعفرى نیز با عنوان شرايط و موانع سير و سلوك آمده است: موانع پنج‌گانه سير و سلوك اینکه سالك در هيچ لحظه‌اى از لحظات حركت خود، نبايد احساس وصول يا امتياز برترى كند،‌ اگر چنين آفتى گريبان سالك را بگيرد،‌ نه‌تنها از حركت به مراحل بعد باز خواهد ماند،‌ بلكه نفس كمال‌جويى او به قهقرا خواهد رفت. و دیگر اینکه اشتغالات و علايق دنيوى مانند ثروت‌اندوزى،‌ مقام‌جويى،‌ شهرت‌طلبى و محبوبيت‌خواهى ميان مردم،‌ از امور تباه‌كننده سير و سلوك‌اند،‌ البته اگر ثروت و مقام وسيله‌اى جهت تنظيم حيات خود و ديگران باشد،‌ نه‌تنها مانع ره كمال نخواهد بود،‌ بلكه به‌خاطر مشقت‌هايى كه سالك در اين مسير تحمل مى‌كند،‌ عبادت تلقى خواهد شد... *حساب و کتاب در آخر روز در گفتاري از آيةالله مجتهدي تهراني با عنوان فرودگاه ملائک هم می خوانیم: راه غلبه بر نفس،‌ محاسبه است،‌ بعضي اولياي خدا يك دفتري همراه خود داشتند و هر كاري كه مي‌كردند مي‌نوشتند،‌ در آخر روز هم نشسته و حساب كارهاي خود را مي‌كردند كه ما در اين روز چه كرديم،‌ چه‌مقدار اطاعت خداوند متعال را نموديم،‌ چه مقدار سرپيچي و نافرماني كرديم. امام موسي كاظم فرمودند: ليس منّا من لم يحاسب نفسه في كلّ يوم فان عمل خيرا استزاد‌الله منه و حمد‌الله عليه و ان عمل شرّا استغفرالله منه و تاب‌اليه؛ بحارالانوار/70/72. در نوشتاری دیگر با عنوان راه‌کارهاي خودسازي از مرجع فقيد جهان تشيع، آيةالله‌العظمي بهجت آمده است:جماعتي از اين جانب،‌ طلب موعظه و نصيحت مي‌کنند؛ اگر مقصودشان اين است که بگوييم و بشنوند و بار ديگر در وقت ديگر،‌ بگوييم و بشنوند! حقير عاجزم و بر اهل اطلاع پوشيده نيست. و اگر بگويند کلمه‌اي مي‌خواهيم که ‌امّ‌الکلمات باشد و کافي براي سعادت مطلقه دارين باشد،‌ خداي تعالي قادر است که از بيان حقير،‌ آن را کشف فرمايد و به شما برساند. پس عرض مي‌کنم که غرض از خلق،‌ عبوديت است (و ما خلقت‌الجن و‌الانس إلا ليعبدون؛ (ذاريات/56) و حقيقت عبوديت؛ ترک معصيت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح. و ترک معصيت،‌ حاصل نمي‌شود به‌طوري‌که ملکه شخص بشود،‌ مگر با دوام مراقبه و ياد خدا در هر حال و زمان و مکان و در ميان مردم و در خلوت؛ ولا أقول سبحان‌الله و‌الحمد لله،‌ لکنه ذکر‌الله عند حلاله و حرامه. *توصیه به طلاب جوان در مطلبی دیگر رهنمودهايي از حضرت آيةالله اشتهاردي در باب معارف دینی و آموزه های اخلاقی برای گروههای مختلف آمده و از جمله خطاب به طلاب علوم دینی ساکن حجره ها می گوید: توصيه من به طلاب جوان آن است که تا زماني حجره‌نشين هستند، در حجره از حرف‌هاي متفرقه و مباحثي که فاقد ارزش علمي و معنوي هست پرهيز کنند، با يکديگر قرار بگذارند که حرف غيرعلمي نزنند. اگر اين‌گونه شد، شيطان مأيوس مي‌شود. محصل بايد تصلّب داشته باشد، محکم بايستد تا نتوانند به راحتي او را برگردانند؛ و اگر بزرگان مي‌گويند حوزه بايد پاسخ‌گو باشد معنايش همين است؛ يعني بايستي اشکالاتي را که بر دين، مذهب، امام معصوم ، علما و ساير جهات ديني مي‌کنند، پاسخ دهيم، نه اين‌که با توجيه و در نظر گرفتن مصلحت، به نحوي اشکالات را تأييد کنيم! دشمنان از اين طريق مي‌خواهند دين اسلام را تغيير دهند، لذا مسئوليت محصلين اين دوره بيشتر از شيخ انصاري‌ها و ماقبل ايشان است. شرايط امروزي به‌گونه‌اي است که طلاب محترم، هرکس در حد خودش بايد مطالعاتي داشته باشد و جمله فاطلبواالعلم من مظانه و اقتبسوا من اهله، معنايش همين است *سفارشی از آیت‌الله سعادت‌پرور و بالاخره توصيه‌هايي دل‌نشين از حضرت آيةالله سعادت‌پرور تهراني که حسن ختامی بر این پرسه معنوی در بوستان معارف دینی و مضامین و آموزه های اخلاقی در آستانه ماه مبارک رمضان است؛ اي عزيزان من! خود را بشناسيد كه شناختن خدا در خودشناسي است. كسي از اين انديشه (خداشناسي) زيان نديده است. كوشش بي‌جا براي دنيا مكنيد كه به غير روزي خود نتوانيد رسيد. غم و غصه دنيا را به خود راه ندهيد كه زيان در اين است. از هواپرستي كناره گيريد، تا همه‌چيز به شما داده شود؛ و بدانيد آن‌چه در هواپرستي مي‌جوييد، در ترك هوا يافت مي‌شود. نفس را نبايد زياد در فشار گذاشت تا از فرمان سركشي كند؛ بلكه بايد همه لذايذ را به‌طور اعتدال به او داد. در اولين قدم بايد لذت شرك جلي و معصيت خدا را قطع كرد و به مرور زمان دست به امور ديگر زد. در مقابل شيطان، به واجبات و ترك معاصي بپردازيد. هنگامي‌كه قدرت معنوي‌تان افزوده شد، به ترك مكروهات و انجام مستحبات بپردازيد. آری؛ همانطور که گفتیم در این مجموعه، مطالب متنوعی در حوزه مباحث معرفتی و آموزه های اخلاقی و نکات ارزنده ای در راه کسب فیض از خوان پرکرامت رمضان با دست یازیدن به منش معنوی و سلوک عرفانی و تهذیب نفس و تخلق به اخلاق دینی به مخاطبان عرضه شده است. مجموعه ای که می تواند برای همه آحاد مردم مسلمان و به ویژه برای مبلغان عزیز ماه رمضان ره توشه ای ارزشمند و سودمند به شمار آید. باشد که همه ما توفیق یابیم تا بر سر خوان پرنعمت و مصفا و زلال رمضان در میهمانی خدا بنشینیم و از تبار کسانی باشیم که به توفیق درک حقیقت رمضان و مستفیض شدن از نعمات بی پایان آن نائل آمده اند. آمین یا رب العالمین! افق پارسایی به همت هفته‌نامه افق حوزه منتشر شده است علاقه‌مندان با تلفن32900534-025 تماس بگیرند و یا به پایگاه اطلاع‌رسانی http://www.ofoghhawzahqom.ir مراجعه کنند.

 

هیچگاه باطل با چهره باطل خویش عرضه نمی‌شود/ مادر بتها، بت نفس است

 امام علی(ع) می فرمایند: «هیچگاه باطل با چهره باطل خویش عرضه نمی شود، بلکه لباس حق را بر آن می پوشانند و سپس به مردم عرضه می کنند.» مثلا در جنگ صفین، خیانت به اسم قرآن بر مردم تحمیل شد و حکومت دیکتاتوری معاویه بنام اراده خداوند بر گردن مردم مستقر شد.امام علی(ع) در خطبه پنجاه نهج البلاغه می فرماید: «همواره آغاز پيدايش فتنه ‏ها، پيروى از هوسهاى آلوده و احكام و قوانين مجعول ‏و اختراعى است، احكامى كه با كتاب خدا مخالفت دارد و جمعى برخلاف آئين حق به‏ حمايت از آن بر مى‏ خيزند. اگر باطل از حق كاملا جدا مى‏ گرديد بر آنان كه پى جوى حقيقتند پوشيده نمى‏ ماند و چنانچه حق از باطل خالص مى‏ شد، زبان معاندان از آن قطع مى‏ گرديد، ولى قسمتى از حق و قسمتى از باطل را مى‏ گيرند و به هم مى‏ آميزند. اينجاست كه شيطان بر دوستان خود چيره مى‏ شود و تنها آنان كه مورد رحمت‏ خدا بوده ‏اند نجات مى ‏يابند.» در این خطبه امام علی(ع) علت فتنه ها را دو چیز می داند: 1 - تبعیت هوای نفس: اولین عامل فتنه، تبعیت از هوای نفس یا شیطان درون است. این شیطان می کوشد تا به گوهر جان آدمی دستبرد زند و سرمایه های گرانبهایش را به نابودی کشد. او انسان را با آرزوهایش سرگرم می کند، تا از مقصد اصلی بازماند. او می خواهد یاد خدا را از صفحه دل و زندگی آدمی به کلی پاک کند. پیروی از هوای نفس، شیطان را بر جان مسلط می کند و تا از انسان لاشه ای انسان نما باقی نگذارد، از پای نمی نشیند. نفس اماره با داشتن خواهشهای بی پایان، زینت آرایی گناه و هموار کردن و آسان نمایی جرمهای سنگین، در به خطر انداختن انسان ید طولایی دارد و اگر یکه تاز صحنه جان شود، عقل را به اسارت می گیرد. امام سجاد(ع) می فرماید: «کم من عقل اسیر تحت هوی امیر» خدایا! از نفس سرکشی به تو شکوه می کنم که بسیار به بدیها فرمان می دهد و در خطاها می شتابد. مادر بتها، بت نفس شماست زان که آن بتها، مار و این بت، اژدهاست. حضرت علی(ع) فرمود: هوای نفس، فرمانده سپاه شیطان است. نمونه ای از همکاری نفس با شیطان، در جنگ نهروان ظهور پیدا کرد. امام(ع) بر بالای جنازه کشتگان نهروان فرمود: بدا به حال شما! آنکه شما را فریب داد، زیانتان رساند. به آن حضرت عرض کردند: ای امیرمؤمنان(ع)! چه کسی آنان را فریب داد؟ فرمود: شیطان گمراه کننده و نفسهای فرمان دهنده به بدی آنان را فریفته آرزوها ساخت و راه را برای نافرمانی بپرداخت. به پیروز کردنشان وعده کرد و به آتش شان درآورد. هرچه انسان نفس را خوار و خواهش هایش را لگدکوب کند، شیطان را خوار و پایمال کرده است. امام(ع) می فرماید: باخواسته های نفس مخالفت کنید، تا بر شیطان چیره شوید. کسب همه کمالها در گرو مبارزه با نفس سرکش است. شخصی به حضرت محمد(ص) عرض کرد: ای رسول خدا! راه رسیدن به معرفت حق چیست؟ آن حضرت فرمود: شناخت خویش. او گفت: راه موافقت حق چگونه است؟ آن حضرت فرمود: مخالفت نفس. او پرسید: راه رسیدن به خشنودی حق چیست؟ آن حضرت فرمود: خشم بر نفس. او سؤال کرد: راه رسیدن به وصل حق چیست؟ پیامبر(ص) فرمود: بریدن از نفس. او پرسید: راه نزدیکی به خدا چیست؟ آن حضرت فرمود: دوری از نفس. او گفت: چگونه می توان به همه اینها رسید؟ آن حضرت فرمود: کمک خواستن از خدا علیه نفس. البته نباید فراموش کرد که گاهی انسان خیال می کند نفس سرکش را رام کرده و یاکشته است، اما در واقع: نفس اژدرهاست او کی مرده است/ از غم بی آلتی افسرده است* گر بیابد آلت فرعون او/ که به امر او همی رفت آب جو* آنگه او بنیاد فرعونی کند/ راه صد موسی و صدهارون زند. 2 - بدعت گذاری در دین: در تعریف بدعت گفته اند: «ادخال مالیس من الدین فی الدین: داخل کردن چیزی که از دین نیست، در دین.» احادیث زیادی در مذمت بدعت و بدعتگذاری وارد شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: هرگونه بدعتی، گمراهی است و هر گمراهی، در جهنم است. امام علی(ع) فرمود: اهل بدعت کسانی هستند که با رأی و هوای خود با خدا و رسولش مخالفت می کنند. پیامبر(ص) فرمود: کسی که به بدعتگذاری روی خوش نشان دهد، در از بین بردن دین کمک کرده است. نیز فرمود: اگر بعد از من، اهل بدعت و شبهه افکنان در دین را دیدید، از آنها بیزاری بجویید و آنان را سب و لعن کنید تاجرات نکنند دین شما را فاسد کنند و در مورد وظیفه علما در مقابله با بدعتگذاری، فرمود: هنگامی که بدعتها در امت من ظاهر شد، بر عالمان واجب است علمشان را اظهار کنند و اگر کسی چنین نکند، لعنت خدا بر او باد! چگونه بدعت در جامعه شکل می گیرد و به صورت سنت در می آید؟ حضرت علی(ع) فرمود: «هیچگاه باطل با چهره باطل خویش عرضه نمی شود، بلکه لباس حق را بر آن می پوشانند و سپس به مردم عرضه می کنند.» مثلا در جنگ صفین، خیانت به اسم قرآن بر مردم تحمیل شد و حکومت دیکتاتوری معاویه بنام اراده خداوند بر گردن مردم مستقر شد. در طول تاریخ نمونه های زیادی از ارائه باطل در قالب حق صورت گرفته است که آن حضرت با تعبیر: «کلمة حق یراد بها الباطل» سعی در روشنگری مردم داشته است. در زمان حاضر نیز به همین صورت خیلی از بدعتها و باطلها به اسم دین در جامعه رسوخ پیدا کرده است. به اسم روشنگری، به گمراهی مردم می پردازند. بنام آزادی، بی بند و باری در جامعه رونق می گیرد. بنام خشونت، حق طلبی ها و فریاد دین خواهی بایکوت می شود. به عنوان اینکه اسلام با نوای خوش و صوت حسن مخالفتی ندارد، انواع موسیقی های مستهجن رواج می یابد. در زیر چتر ملیت، مردم به جاهلیت قبل از اسلام باز گردانده می شوند. بدعتها به وسیله هوی و هوس و خودپرستی افراد ظهور پیدا می کند و پس از ظهور بدعت، نوبت به ظهور فتنه و آشوب می رسد؛ زیرا طبیعی است که بدعتها هر اندازه هم ماهرانه و عوام فریبانه به اجتماع عرضه شوند، با متن دین ناهماهنگ و ناسازگار است. امیرالمؤمنین(ع) در دوران 25 ساله خانه نشینی به طور علنی با انحراف فکری و یا اشتباهات مختلفی که اتفاق می افتاد، مبارزه کرد و به طور صریح موارد آن را به خلفا تذکر داد و در اجرای برنامه های اسلامی و عدم تخطی از آئین محمدی(ص) به آنان هشدار داد. امام(ع) بارها اظهار داشتند که بدعتگذاران می خواهند مسیر دین را عوض کنند و سنت پیامبر(ص) را تغییر دهند. وقتی به عنوان پیش شرط خلافت، عمل به سنت شیخین به او پیشنهاد شد، فرمود: «من بر اساس دین و سنت نبوی با شما رفتار خواهم کرد.» امام پس از تعریف خط و مسیر خلیفه دوم می فرماید: «عمر، خودش از دنیا رفت ولی مردم را در راه های پر پیچ و خم زیادی رها ساخت، به طوری که اشخاص گمراه و جاهل راه اصلی را پیدا نکردند و افراد سالم نیز به شک افتادند و بر یقین و باور نماندند.» ابن ابی الحدید در مورد علت مخالفت مردم با عدالت امیرالمؤمنین(ع) می گوید: «چون نوبت به خلافت عمر رسید، تبعیض نژادی را حاکم ساخت و یکی را بر دیگری ترجیح داد و عثمان هم از شیوه عمر پیروی کرد و مدت زیادی (23 سال) مردم با آن شیوه انس گرفتند، لذا چون علی(ع) به خلافت رسید، براساس شیوه پیامبر خدا(ص) حرکت کرد، ولی مردم با وی مخالفت کردند.»

خبرگزاری مهر ـ گروه دین و اندیشه:

 

صفحه5 از20

<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > پایان >>