رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : مَن ماتَ على شيءٍ بَعثَهُ اللّه ُ علَيهِ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس با هر چيزى [از اعمال و صفات ]بميرد، خداوند او را با همان برمى انگيزد

ام داود را چقدر می شناسید ؟ سه روز روزه و 8رکعت نافله عصر. این راه حلی بود که وقتی فاطمه، ناامید از گشایش کارش سراغ امام صادق(ع) رفت به او پیشنهاد شد. حالا 14قرن است که نیمه ماه رجب، روز آزادی دربندها لقب گرفته و فردا ظهر روزی است که خواندن دعای امام صادق گره از کار گرفتارها باز می‌کند؛ دعایی که در منابع دینی به نام دعای ام داوود معروف شده است. مجله مهر:داود جوان مسلمان اهل معرفتی بود خلیفه دوم عباسی، منصور دوانیقی او را به دلیل مخالفت هایی که با حکومت داشت، به زندان انداخته و هیچ کس امیدی به آزادی او نداشت؛ تنها فرزند فاطمه که مادر رضاعى امام صادق(ع) هم به حساب می‌آمد، در مکان نامعلومی دور از مدینه اسیر بود و فاطمه اینطور که از او روایت می‌شود، آرزو داشت قبل از مرگ یک بار دیگر پسرش را ببیند. دو فرزند دیگر فاطمه قبلا شهید شده بودند و داود حالا تنها بهانه زندگی فاطمه بود. وقتی مدت اسارت داود طولانی شد، به هر دری زد تا از او اطلاعی به دست آورد. خبرها همه تلخ و دردناک بودند. یک روز خبر مرگ داود را می‌آوردند، یک روز می‌گفتند او را لای دیوار گذاشته اند، روز دیگر از شکنجه داوود خبر می‌رسید و کار تا جایی بالا گرفت که فاطمه از غم داود فرتوت و ناامید در انتظار مرگ بود. روزی فاطمه با خبر شد که امـام صادق (ع ) بيمار اسـت و چون مادر رضاعی او بود، به عیادت امام رفت. وقت خداحافظی امام سراغ داود را گرفتند و فاطمه خبرهای ضد و نقیضی را که شنیده بود نقل کرد و برای آزادی پسرش چاره خواست. امام فرمود: «می‏دانی این ماه، ماه رجب است و دعا در آن زود به اجابت می‏رسد؟ چیزی را که می‏گویم دقیقاً انجام ده تا فرزندت از زندان آزاد شود.» سه روز روزه و 8رکعت نماز، راه حلی بود که امام صادق(ع) پیش پای ام‌داود گذاشت و فرمود: «سه روز، سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم رجب را روزه ‏بگیر و روز پانزدهم هنگام ظهر غسل کن و نماز ظهر را بخوان و بعد از نماز ظهر هشت رکعت نافله عصر را بجا آور و بعد از نماز دعایی را که برایت خواهم نوشت بخوان و بعد از دعا به سجده برو و بگو: لَکَ سَجَدْتُ وَ بِکَ آمَنْتُ فَارْحَمْ ذُلِّي وَ فَاقَتِي وَ كَبْوَتِي لِوَجْهِي. طوری با خلوص دعا را بخوان که اشک از چشمانت جاری شود؛ حتی به اندازه بال مگس. که همین جاری شدن اشک و سوزش قلب نشانه اجابت دعاست.» " ام‌داود نماز را خواند و یکی دو روز بعد خبر آزادی پسرش را دریافت کرد. از ام‌داوود نقل شده که گفته بود: «دستـورهاى امام را طبق آنچه فرمـوده بـود عـمـلى كردم، شب شانزدهم از نيمه گذشته بود که پيغمبر(ص) را با جمعی از صالحان در خواب ديدم. رسول خدا(ص) به من فرمود: «اى ام‌داود اين جماعتى را كه مشاهده مى كنى شفيعان تو هستند. براى تو دعا كرده اند و مژده مى دهند كه حاجت تو برآورده شده است. خداوند تو را مشمول رحمت خـود قـرار داده، مـحـفـوظ مـى دارد و فـرزنـد تو را هـم حفظ مى كند و او را سالم به آغوش تو بر مى گرداند.» داود وقتی به مدینه برگشت خبر داد که یک روز او را آزاد کرده و 10هزار دینار به او هدیه کرده اند و ماموری او را با شتر به مدینه برگردانده است. رفتار عجیب مامور با داود یک بار دیگر او را به خانه امام صادق(ع) کشاند تا دلیل این اتفاقات را بپرسد. این بار امام فرمودند: «منصور دوانیقی در یکی از شب‏ها جدّم علی بن ابی طالب(ع) را در خواب دید که به او هشدار داد: هرچه زودتر فرزندم داود را آزاد کن وگرنه تو را در آتش می‌‏اندازم. منصور هنگامی که آتش را در مقابل خود دید دستور داد که داود را آزاد کنند.»

 

 امام جواد(عليه السلام) مظهر جود و سخا است و می توان با توسل به آن امام کریم، سعادت دنیا و آخرت را از آن بزرگوار طلب کرد. ماه رجب المرجب با همه فیوضاتش، مزین به ولادت امامان بزرگی شده است که یکی از آن‌ها حضرت جوادالائمه(عليه السلام) است. آن حضرت یکی از امامان پر خیر و برکت ما شیعیان است که همواره جایگاه توسل ارادتمندان برای رسیدن به فیوضات دنیوی و اخروی بوده است.

ادامه مطلب...
 

 شناخت عرفانی، اخلاقی از آیت الله بهجت ره در نزد مردم بیش از شناختی است که از چهره علمی ایشان وجود داشت، این موجب شده که سوالات پیرامون اخلاق و عرفان از ایشان بسیار زیاد باشد.

به نقل از جام نيوز: از آنجا که مرحوم آیت الله بهجت عارفی سالک و عامل بودند مردم نیز از ایشان دستورات عرفانی و اخلاقی فراونی طلب می کردند. در زیر برخی از این پرسش ها و پاسخ ایشان را مرور می کنیم. بهترین ذکر از ایشان "بهترین ذکر" پرسیده شد، ایشان جواب دادند: « بهترین ذکر، ذکری است که من می گویم، ذکر خدا عند الحلال و الحرام.» چگونه آدم شویم آقا چه کنیم آدم شویم؟ راه چیست؟ این هم پرسش است که برخی از ایشان پاسخش را خواستند، ایشان در جواب مرقوم فرمودند: « همین کارهایی که ما می کنیم، انجام دهید مگر آنکه یقین به خلاف داشته باشید. چگونه عارف شویم چگونه می توان به عرفان دست یافت و عارف شد؟ پاسخ ایشان: « اگر به آنچه می دانید عمل کنید و معلومات را زیر پا نگذارید این تمام عرفان است. اگر تمام مردم به همین مقدار که می دانند عمل کنند کار درست می شود.»

 

روایات زیر، نکاتی ژرف پیرامون «آیین همسرداری» در خود دارد که خواندن و عمل به آنها می‌تواند در زندگی هر زوجی تحول زیادی ایجاد کند. به گزارش مشرق به نقل از ایسنا، برخی از این احادیث اسلامی به نقل از مجله مبلغان در پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه درج شده که در پی می‌آید: 1- امام صادق (ع) می‌فرمایند: «هر کس بیشتر دوستدار ما (خاندان عصمت و طهارت) باشد، به همسرش نیز بیشتر دوستی می‌کند.» 2- حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرمایند: «همیشه با همسرت مدارا کن و با او به نیکی همنشینی کن تا زندگیت باصفا شود.» 3- پیامبر خدا (ص) می‌فرمایند: «بهترین مردان امت من، آن کسانی هستند که نسبت به خانواده خود خشن و متکبر نباشند و بر آنان ترحم و نوازش کنند و به آنان آزار نرسانند.» 4- پیامبر خدا (ص) می‌فرمایند: «هر کس به صورت زنش سیلی بزند، خداوند به آتشبان جهنم دستور می‌دهد تا در آتش جهنم هفتاد سیلی بر صورت او بزند.» 5- پیامبر خدا (ص) می‌فرمایند: «این گفتار مرد به همسرش که "من تو را دوست دارم" هرگز از قلب زن بیرون نمی‌رود.» امام رضا علیه السلام می فرمایند: «کسی که از راه حلال برای تامین رفاه خانواده‌اش تلاش می‌کند، همچون مجاهدی است که در راه خدا جهاد می‌کند.» 6- امام صادق (ع) می‌فرمایند: «هرگاه یکی از شما به مسافرت رود و سپس از سفر برگردد، پس باید برای خانواده خود به اندازه ای که توانایی دارد سوغاتی بیاورد .» 7- امام صادق (ع) می‌فرمایند: «به زنان خود تهمت نزنید زیرا در این کار، پشیمانی طولانی و کیفر سختی خواهد بود.» 8- پیامبر خدا (ص) می‌فرمایند: «نشستن مرد در کنار خانواده‌اش، نزد خدای بزرگ دوست داشتنی‌تر از اعتکاف در مسجد من است.» 9- پیامبر خدا (ص) می‌فرمایند: «مرد در برابر لقمه‌ای که در دهان زنش می‌گذارد پاداش می‌برد.» 10- پیامبر خدا (ص) به یکی از زنان درباره حق زن بر شوهرش می‌فرمایند: «حق تو بر شوهرت این است که به روی تو سیلی نزند و فریاد نکشد.» منابع به ترتیب احادیث: 1) بحار الانوار، ج 103، ص 227 2) مکارم الاخلاق، ص 218 3) مکارم‌الاخلاق، ص 216 4) مستدرک‌الوسائل، ج 14، ص 250 5) وسائل‌الشیعه، ج 14، ص 10 6) وسائل‌الشیعه، ج 8، ص 337 7) بحارالانوار، ج 103، ص 249 8) میزان‌الحکمه، ج 4، ص 287 9) المحجه‌البیضاء، ج 3، ص 70 10) مکارم الاخلاق، ص 218

 

آیه الله بروجردی (ره) ایشان فرموده بودند: «دورانی كه در بروجرد بودم، وقتی، چشمانم كم نور شده بود و به شدّت درد می‎كرد، تا اینكه روز عاشورا هنگامی كه دسته‎های عزاداری در شهر به راه افتاده بود مقداری گل از روی سرِ یكی از بچه‎های عزادار دسته ـ كه به علامت عزا بر سر خود مالیده بود ـ برداشتم و به چشمان خود كشیدم و در نتیجه فوراً چشمانم نور خود را باز یافت و دردش تمام شد.»توسل یک اصل مسلم، انکار ناپذیر و پذیرفته شده قرآنی است که ریشه در سیره انبیاء گذشته و کلام وحی دارد که توسل جوینده در برهه های خاص از زندگی بر اساس تکریم و تعظیم و نه از روی تعبد و پرستش، از اولیای الهی را واسطه ای نزد خداوند قرار می دهد تا گره ها و مشکلات وی توسط خداوند باری تعالی گشوده شود و مشکلات با توکل و توسل بر خداوند مرتفع گردد. علمای شیعه نیز برای رواشدن حاجات نیز از این قاعده استثنا نبوده اند که در زیر به آن پرداخته می شود. شفای نور چشم آیه الله بروجردی (ره) ایشان فرموده بودند: «دورانی كه در بروجرد بودم، وقتی، چشمانم كم نور شده بود و به شدّت درد می‎كرد، تا اینكه روز عاشورا هنگامی كه دسته‎های عزاداری در شهر به راه افتاده بود مقداری گل از روی سرِ یكی از بچه‎های عزادار دسته ـ كه به علامت عزا بر سر خود مالیده بود ـ برداشتم و به چشمان خود كشیدم و در نتیجه فوراً چشمانم نور خود را باز یافت و دردش تمام شد.»(١) مرحوم محدث قمی(ره) می‎نویسد : « این حقیر نیز، هرگاه به سبب نوشتن زیاد، چشمم ضعف پیدا می‎كند تبركّ می‎جویم به تراب مراقد ائمه (علیهم السلام) و مسّ كتابت احادیث و اخبار و بحمدالله چشمم در نهایت روشنی است.»(٢) تهیه جهیزیه دختر حضرت آیت الله مرعشی نجفی (ره) ارادت ویژه‎ای به خاندان پیامبر(ص )و همینطور زیارت حضرت معصومه (س) داشتند، برای تهیه جهزیه دخترشان، دست تنگ بوده ‎اند. برای رفع گرفتاری متوسّل به حضرت معصومه(س) می‎شوند و چیزی نمی‎گذرد كه حاجت ایشان بر‎آورده شده و جهزیه دخترشان فراهم می‎گردد.(٣) آیه الله حاج سید مرتضی كشمیری(ره) نقل می کنند عارف كامل آیه الله قاضی(ره) فرموده‎اند: روزی در محضر آقا حاج سید مرتضی كشمیری برای زیارت مرقد حضرت ابا ‎عبدالله الحسین(علیه السلام) از نجف اشرف به كربلای معلی آمدیم و ابتدا در حجره‎ای كه در مدرسه بازار بین الحرمین بود وارد شدیم. چون به در حجره رسیدیم دیدم قفل است. مرحوم كشمیری نگاهی به من كرد و گفت: آقای قاضی می‎گویند هر كس نام مادر حضرت موسی را به قفل بسته ببرد باز می ‎‎‎‎‎شود. مادر من فاطمه زهرا (س) از مادر حضرت موسی كمتر نیست و دست به قفل برده و گفتند: یا فاطمه و قفل باز شد و ما وارد حجره شدیم.(٤) آیه الله العظمی بهاءالدینی (ره) عشق و علاقه فراوان به رسول الله(ص) و شور و شوق بسیار به اهل بیت (ع) از اون كودكی در وجود ایشان بود. لذا از بچگی در حرم حضرت معصومه(س) خدمت می‎كردند و برای زوار آب می‎آوردند. ایشان جریان یكی از توسلات خویش به محضر حضرت رضا(علیه السلام) را اینگونه می‎گویند: «در اولین سفری كه به مشهد مشرّف شدم، بیماری سختی داشتم، رو به سوی آن امام رئوف نموده عرض كردم : یابن رسول الله! ما با آنچه تا حال در مورد شما شنیدیم كاری نداریم تا خود مشاهده نكنیم كاری درست نمی‎شود. می‎خواهم مشاهده كنم كه شما مریض را شفا می‎دهید،» كلام ایشان تمام می‎شود. دقایقی بعد نسیم سلامتی از آستان لطف رضوی (ع ) به سوی ایشان می وزد و حال ایشان خوب می‎شود. آیه الله العظمی گلپایگانی (ره) موقعی به بیماری سختی مبتلا می‎شوند كه تشخیص پزشكان در ایران سرطان اثنی عشر و یا لوزالمعده است و ایشان را برای عمل جراحی به انگلستان می‎برند . در همان شب اوّل كه ایشان در بیمارستان بستری می‎گردند، چنانچه روش ایشان در مشكلات سخت توسّل به معصومین(علیهم السلام) بوده، متوسّل به محضر ولی عصر(عج)‌ می‎شوند صبح وقتی پزشك ایرانی همراه ایشان به سراغ معظم له می‎آید، می فرمایند: به پزشكان بگوئید: فعلا دست نگه دارند و معاینه مجدّد بشود. وقتی علّت را جویا می شوند می فرماید:« آقا امام عصر(عج) فرمودند كه من شفا پیدا كرده ام» و آزمایشات مجدّد نشان می‎دهد اثری از سرطان در وجود ایشان نیست.(٦) آیه الله میرزا شیخ محمّد جواد انصاری همدانی(ره) توصیه زیاد به توسّل به ساحت مقدّس معصومین(علیهم السلام) در زیر آسمان داشتند و خود از این راه به مقاصد بزرگی رسیده بودند. ایشان در نامه‎ها و دستورالعملهائی كه به دوستان و طالبان معرفت داشتند، توسّل به ساحت مقدّس اباعبدالله الحسین(علیه السلام) را برای رسیدن به مقامات روحانی توصیه می‎نمودند.(٧) و اولیاء‌خدا اینگونه خاضعانه، به محضر معصومین(علیهم السلام) متوسّل می‎شدند و بركات و توفیقات بسیاری را از این طریق كسب می‎نمودند. عشق وارادت آنها به این انوار پاك موجب عنایت آن بزرگواران به ایشان بوده و آنها را در طی مدارج معنوی و علمی رهمنون شده است. -------------------------------------------------------------------------------- پی نوشت ها: 1. سیمای فرزانگان ص 186. 2. همان/ ص 185. 3. تجلّی عشق و عرفان / ص 78 4. مهر تابان/ ص 221 5. حاج آقای رضا بهاء الدینی، آیت بصیرت ـ ص 86 ـ سید حسن شفیعی ـ چاپ قدس قم/ اول/ 1379 6. تجلی عشق و عرفان/ ص 98 7.در كوی بی نشان‎ها/ ص 30 «زندگینامه‌آیه الله انصاری همدانی»/ مصطفی كرمی‎نژاد/ انتشارات نهاوندی / چاپ چهارم /1379. منبع: سیمای فرزانگان

 

شرح حدیثی از حاج آقا مجتبی تهرانی به مناسبت حلول ماه رجب زیاد استغفار کنید / از بارش رحمت الهی بهره بگیرید

وقتی ماه رجب وارد می‏‌شود، فرشته از شب تا صبح فریاد می زند: خوشا به حال کسانی که در این ایام به یاد خدا هستند و از او اطاعت می‏‌کنند. آن ملک می‏‌گوید: خداوند شب‏‌های ماه رجب می‌فرماید: من هم‌نشین کسانی هستم که با من هم‌نشین شوند. به گزارش جهان به نقل از تسنیم، به مناسبت حلول ماه مبارک رجب المرجب که به ماه غفران و آمرزش الهی شناخته می‌شود، شرح حدیثی از آیت‌الله حاج آقا مجتبی تهرانی منتشر می‌شود: متن حدیث: روی عَنِ الباقِرِ (عَلَیهِ السَّلامُ) قال: لجابر الجُعفی، یا جابرَ: «مَن هذَا الَّذی سَأَلَ اللَه تَبارَکَ وَ تَعالی فَلَم یُعطِهِ أَو تَوَکَّلَ عَلَیهِ فَلَم یَکفِهِ أَو وَثِقَ بِهِ فَلَم یُنجِهِ» ترجمه: ای جابر! چه کسی از خداوند تبارک و تعالی درخواستی کرده و خداوند درخواست و خواهش او را نپذیرفته و به او عطا نکرده است؟ یا اینکه چه کسی به خداوند توکّل و تکیه کرده و خداوند او را کفایت ننموده است؟ یا اینکه چه کسی است که به خداوند اعتماد و اطمینان کرده و خداوند را نجات و رهایی نداده باشد؟ شرح: از حضرت باقر (علیه‏السلام) روایت شده است که حضرت به جابر جُعفی فرمودند: ای جابِر! چه کسی است که از خداوند در خواست کند و خداوند به او عطا نکند؟! حضرت می خواهند بفرمایند که چنین چیزی نشدنی است؛ «مَن هذَا الَّذی سَأَلَ اللَه تَبارَکَ وَ تَعالی فَلَم یُعطِهِ»، به تعبیر ما یعنی کسی را به من نشان بده که از خدا در خواست کرده و خدا به او عطا نکرده باشد؟! «وَ مَن یَتَوَکَّلَ عَلَیهِ فَلَم یَکفِهِ»، نشانم بده ببینم! کیست که کارش را به خدا واگذار کند و خداوند او را کفایت نکرده و کارش را انجام ندهد؟!؛ «وَ مَن وَثِقَ بِهِ فَلَم یُنجِهِ» نشانم بده ببینم! کیست که اعتماد به خدا کند و تکیه گاهش خدا باشد، امّا خدا او را نجات ندهد و از گرفتاری رهایی نبخشد؟! در اینجا سه سؤال پشت سر هم مطرح شده است؛ اگر کسی واقعاً از خداوند درخواست کند و غیر او را کارساز نداند، خدا هم عطا می‏‎کند، هم کفایت می‏‎کند و هم او را نجات می بخشد؛ در این شکی نیست! بله! در هر زمانی این طور است؛ اما در برخی ظرف‏‎های زمانی اجابت تسریع می‌شود؛ برخی مکان‏‎ها هم همین طور هستند، مثلاً در مشاهد مشرفه، مساجد و... زمان‏‎ها نیز مانند مکان‏‎ها، در سرعت اجابت مدخلیت دارند. یکی از زمان‌هایی که در بین سال به این مطلب اختصاص دارد، «ماه رجب» است. در روایتی از پیغمبراکرم است که حضرت فرمودند: خداوند، فرشته‎‏ای را در آسمان هفتم قرار داده است که: «یُقالُ لَهُ الدّاعی»، اسمش «جارچی» است. «داعی» به معنای جارچی، یعنی کسی که کارش جار زدن است. وقتی ماه رجب وارد می‏‌شود، این فرشته از شب تا به صبح فریاد می زند: «طُوبی لِلذّکِرین طُوبی لِلطّائِعینَ»، خوشا به حال کسانی که در این ایّام و شب‏ها به یاد خدا بوده و ذاکر الله تعالی هستند و از او اطاعت می‏‌کنند. «وَ یَقُولُ اللهُ تَعالی»، آن ملک می‏‌گوید: خداوند شب‏‌های ماه رجب می‌فرماید: «وَیَقُولُ اللهُ تَعالی اَنَا جَلیسُ مَن جالِسَنی»، من هم‌نشین کسانی هستم که با من هم‌نشین شوند! «وَ مُطیعُ مَن اَطاعَنی»، این خیلی بالا است! اطاعت می‏‎کنم کسانی را که از من اطاعت ‏کنند!؛ «وَ غافِرُ مَن اَستَغفَرَنی»، می آمرزم کسانی را که از من درخواست غفران و آمرزش نمایند!؛ «اَلشَّهرُ شَهری وَ اَلعَبدُ عَبدی وَ الرَّحمَة ُ رَحمَتی»، این ماه، ماه من است! بنده، بندۀ من است! و رحمت، رحمت من!؛ «مَن دَعانی فی هذَا الشَّهر ِ اَجَبتُهُ»، هر کس در این ماه، مرا بخواند و صدایم بزند، جوابش می گویم!؛ «وَ مَن سَئَلَنی اَعطَیتُهُ»، اگر کسی از من درخواستی کند به او عطا می‏‌نمایم!؛ «وَ مَن ِ اَستَهدانی هَدَیتُهُ»، اگر کسی از من راهنمایی بخواهد او را راهنمایی می‏‌کنم! این روایت، روایت مفصّلی است. می‏‌فرماید: من این ماه را ریسمانی بین خود و بنده‏ام قرار داده‌ام، «وَ فَمَنِ اعتَصَم َ بِهِ وَصَلَ اِلیَ»، هر کس این ریسمان را بگیرد، به من می رسد. ماه رجب، ماه خداوند، ماه رحمت خداوند و وسیله‏ای برای رسیدن به خداوند می‏باشد. در روایتی امام صادق‏(علیه‏السلام) از پیغمبر اکرم نقل می فرماید که: ماه رجب، ماه استغفار امّت من است؛ بعد می فرماید: رجب را «اَصبّ» گویند، چون رحمت خدا در این ماه به امّت من زیاد ریزش می‌کند؛ ماه رجب چنین ماهی است. لذا حضرت فرمودند: زیاد در این ماه بگویید: « اَستَغفُرِ اللهَ وَ اَسئَلُهُ التَّوبَةَ»؛ ایشان برای استغفار دیگر سقف هم نمی گذارند، بلکه می فرمایند: زیاد استغفار کنید و در این ماه از رحمت الهی که بر شما ریزش می‌کند بهره بگیرید!

 

طرح یک سوال فرق حکم با فتوا چیست؟ فتوا، استنباط حکم شرعی است; مجتهد با تلاش فقهی خویش، حکم و نظر شارع را کشف می کند. کار فقیه در افتا، فهم رای و نظر شارع است. در حالی که حکم حکومتی... پارسینه-گروه اندیشه: فقیه در حکم حکومتی هم به اصول و مبانی شرع نظر دارد و هم به مصلحت اسلام و مسلمین متوجه است در هر صورت او حکم می کند نه آنکه حکم شرعی را فهم و اعلام کند. در این مقاله در مورد مسائلی چون دلیل روایی بر تعریف حکم، فرق حکم با فتوی، تعریف فتوی و تعریف حکم حکومتی، مطالبی را تقدیم شما عزیزان می کنیم: تعریف حکم حکومتی چیست؟ چه دلیل روایی بر این مطلب وجود دارد؟ آیا حکم حکومتی مخصوص هر مجتهد جامع الشرایط است یا خیر؟ حکم حکومتى دستورى است از سوى حاکم براى عمل کردن به یک حکم شرعى تکلیفى. این تعریف از حکم حکومتی در روایات نیامده است، ولی فقها با استفاده از روایات و مضمون آنها (که بحث اختلاف در مصادیق خارجی است)، حکم را تعریف کرده اند. مرحوم صاحب جواهر در تعریف حکم می گوید:" حکم؛ ایجاد دستوری از طرف حاکم، درباره یک حکم شرعی یا وضعی یا موضوع حکم شرعی و وضعی در موضوع خاص است. اصل اولیه با توجه به روایات این است که هر فقیه عادل و جامع الشرایط که شرایط ولایت را داشته باشد می تواند حکم (علاوه بر فتوا) صادر کند. اما با توجه به این که در یک جامعه اسلامی احکام صادره از طرف فقهای محترم با اداره جامعه اسلامى و با نظم اجتماع، ارتباط دارد و کثرت مراکز تصمیم گیرى در آن موجب اغتشاش مى شود، قاعده اقتضا مى کند، حتی المقدور رهبر و کسی که احکام ولایی صادر می کند، یکى باشد. تعریف حکم حکومتی حکم حکومتى دستورى است از سوى حاکم براى عمل کردن به یک حکم شرعى تکلیفى، و تفاوت آن با فتوا این است که در اجرایى بودن، حکم حاکم در طول احکام شرعى است.[1] علامه طباطبایی در تبین احکام حکومتی می گوید: "احکام حکومتى تصمیماتى است که ولى امر در سایه قوانین شریعت و رعایت موافقت آنها به حسب مصلحت زمان اتخاذ مى کند و طبق آنها مقرراتى وضع نموده و به اجرا در مى‏آورد، این مقررات لازم‏ الاجرا بوده، و مانند شریعت داراى اعتبار هستند، با این تفاوت که قوانین آسمانى، ثابت و غیر قابل تغییر، ولى مقررات وضعى، قابل تغییرند، و در ثبات و بقا تابع مصلحتى هستند که آنها را به وجود آورده است؛ و چون پیوسته زندگى جامعه انسانى در تحول و رو به تکامل است، طبعاً این مقررات تدریجاً تغییر و تبدل پیدا کرده، جاى خود را به بهتر از خود خواهند داد".[2] احکام حکومتى در زمان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و حکومت حضرت على (علیه السلام) نیز اجرا مى‏گردید. از جمله احکام حکومتى پیامبر (صلی الله علیه و آله) مى‏توان به خراب کردن مسجد ضرار، قطع درختان یهودیان بنى نضیر، منع ازدواج موقت براى عمار یاسر و سلیمان بن خالد، منع خوردن گوشت حیوانات اهلى برای مدتی و ... و در زمان حضرت على (علیه السلام) مصادره اموال بعضى از کارگزاران بدون محاکمه، گرفتن زکات از اسب‏ها و منع صرافى و ... اشاره کرد.[3] تعریف فتوا در تعریف فتوا گفته‏اند: فتوا عبارت است از خبر دادن از حکم کلى الهى در موضوعات کلى به استناد دلائل چهار گانه در فقه (کتاب، سنت، عقل و اجماع)، اعم از آن که به صورت خبر القا شود یا به صورت امر. به عنوان مثال: فقیه پس از بررسى ادله و فحص کامل به حکمى از احکام الهى دست مى یابد، سپس نظر خود را به این صورت اظهار مى کند که مثلاً: "شراب حرام است" و یا "شراب نخورید".[4] فرق حکم با فتوا با تعریفى که از فتوا و حکم ارائه شد به تفاوت هاى این‏ دو مى پردازیم: 1ـ فتوا از مقوله اخبار است (اخبار از حکم الاهى)، ولى حکم از مقوله انشاء، یعنى ‏حکم از آن جهت که حکم است، یک واقعیت عینى است. به بیان روشن تر، فتوا بیان حکم شرعى کلى است و کارى با تطبیق آن بر مصداق ندارد، ولى در حکم علاوه بر حیث فتوایى، تطبیق بر مصداق هم گنجانده شده که حیث دستورى و اجرایى قضیه است. 2ـ در فتوا به لحاظ کلى بودن، مصالح و شرایط خاص مکلفین مد نظر قرار نمى‏گیرد، ولى در حکم به لحاظ این که مصداقى، موردى و جزئى است شرایط و مصالح مکلفین و اشخاص حقیقى یا حقوقى در نظر گرفته و رعایت مى‏شود، اعم از این که حکم قضایى باشد یا حکم سیاسى و اجتماعى. 3ـ گستره فتوا معمولاً محدود و نسبى است، ولى گستره حکم، مطلق است؛ یعنى فتوا فقط در حوزه خودِ مرجع فتوا دهنده و مقلدان او لازم ‏الاجرا است و تنها بر آنها حجت شرعى و تکلیف‏آور است، در حالى که حکم حاکم اسلامى بر همه مردم و مقلّدان همه فقها و مراجع و حتى بر خود فقها و مراجع دیگر نیز تا زمانی که اشتباهش معلوم نشد،[5] حجت شرعى و واجب الاتباع است.[6] دلیل روایی بر تعریف حکم آنچه که از ادله اثبات ولایت فقیه استفاده می شود، این است که یکی از شۆون ولی فقیه اصدار حکم (حکم در مقابل فتوا) است. در توقیع امام عصر(عج) مردم در مسائل اختلافی شان ارجاع به علمای دین داده شده اند. فقها با استفاده از این روایت و نظیر آن (که بحث اختلاف در مصادیق خارجی است) حکم را تعریف کرده اند. مرحوم صاحب جواهر در تعریف حکم می گوید: "حکم؛ ایجاد دستوری از طرف حاکم درباره یک حکم شرعی یا وضعی یا موضوع حکم شرعی و وضعی در موضوع خاصی است. بنابراین، حکم حکومتى به پشتوانه مشروعیت اصل حکومت و ولایت و جایگاه ارزشى آن، همه احکام اولى و ثانوى و یا واقعى و ظاهرى را در بر مى‏گیرد؛ یعنى مجموعه احکامى که براى حفظ کیان اسلام و نظام سیاسى- اجتماعى مسلمانان مفید و تأثیرگذار است مى تواند به عنوان اولى یا ثانوى‏اش با تشخیص ولى فقیه در قالب احکام حکومتى جعل و صادر شود و اجرایش بر همگان واجب گردد. پی نوشتها: [1] بهرامی، قدرت الله، امام خمینی از دیدگاه مقام معظم رهبری، ص 93 [2] طباطبایی، محمد حسین، معنویت تشیع، ص 65، نشر شرکت سهامی انتشار، تهران، به نقل از حاکمیت دینی، ص191. [3] امام خمینی از دیدگاه مقام معظم رهبری، ص 94. [4] ابراهیم زاده، نبی الله، حاکمیت دینی، ص 186. [5] العروة الوثقى (المحشى)، ج ‏1، ص 48. [6] حاکمیت دینی، ص، 187، بنابر نظر عده ای از فقها حکم حاکم بر همه لازم الاجرا نیست، مستند الشیعة فی أحکام الشریعة، ج ‏10، ص 418.

 

صفحه7 از20

<< شروع < قبلی 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 بعدی > پایان >>